|
ایران گستر شرکت توسعه رایانه جنوب
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آلیا صبور شهروند امریكایی ایرانی الاصل است كه تمام وقت در دانشگاه
نیویورك تدریس می كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان ترین
استاد دانشگاه جهان ثبت كرده است. وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت. ![]() صبور مدرك لیسانس خود را در 14 سالگی در دانشگاه نیویورك اخذ و در 18 سالگی در 19 فوریه، مدرك دکترای خو را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد. وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فیزیك را در دانشگاه كنكوك تدریس می كرد و در حال حاضر، ریاضی و فیزیك در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می كند. او یكی از دلایل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره ای بیان کرده است. ![]() صبور، اولین شهروند امریكایی است كه رتبه اولین و جوان ترین پرفسور زن را در تاریخ امریكا دارا است. ركوردار قبلی جوان ترین پرفسور دانشگاه متعلق به فیزیكدان اسكاتلندی كولین مك لورین است كه در سال 1717 در سن 19 سال و 7 ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود.
موضوعات مرتبط: علمی، فرهنگی، دانشگاهی، اجتماعی [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 1 قبل از ظهر ] [ علی سواعدی ]
برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالها پژوهش نگاشته شده که امیدوارم مورد توجه شما دوستان قرار گیرد : موضوعات مرتبط: علمی، دانشگاهی، روانشناسی [ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ] [ 1 قبل از ظهر ] [ علی سواعدی ]
مطلبي كوتاه در باره #S !
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
auto |
break |
case |
char |
Const |
|
continue |
default |
do |
double |
Else |
|
enum |
extern |
float |
for |
Goto |
|
if |
int |
long |
register |
Return |
|
short |
signed |
sizeof |
static |
Struct |
|
switch |
typedef |
union |
unsigned |
Void |
|
volatile |
while |
|
|
|
البته در نسخه های جدید C کلمات کلیدی دیگری نیز به لیست فوق اضافه شده است. دقت کنید که کلیه این کلمات با حروف کوچک نوشته شده اند.
انواع داده ها در C
همانطور که قبلا نیز گفتیم هر متغیر پیش از آنکه استفاده گردد ابتدا باید اعلان گردد. اعلان یک متغیر تعیین نوع آن را نیز دربر می گیرد. سوال اصلی آنستکه چه نوع داده هایی در زبان C و جود دارد. انواع داده های متداول عبارتند از :
|
نوع داده |
توضیح |
اندازه (بیت) |
محدوده |
|
char |
کاراکتر |
8 |
-128 to +127 |
|
int |
عدد صحیح |
16 |
-32768 to + 32767 |
|
float |
عدد اعشاری |
32 |
3.4e-38 to 3.4e+38 |
|
double |
عدد اعشاری با دقت مضاعف |
64 |
1.7e-308 to 1.7e+308 |
البته چند نکته مهم درمورد جدول فوق قابل ذکر است :
- اندازه int در محیطهای 16 بیتی مانند DOS برابر 16 بیت است. اما در محیطهای 32 بیتی همانند Windows اندازه آن 32 بیت می باشد که در اینصورت محدوده ای برابر -2,147,483,647 تا +2,147,483,647 را پوشش می دهد.
- در بعضی از کامپایلرهای C، نوع داده bool نیز وجود دارد که می تواند یکی از مقادیر true(درست) یا false (غلط) را نشان دهد . اما در نسخه های اولیه C از همان نوع داده صحیح یا int برای اینکار استفاده می شد. بدین صورت که 0 نشاندهنده false و هر عدد غیر صفر (معمولا 1) نشاندهنده true است.
- از آنجا که برای ذخیره سازی کاراکترها کد اسکی آنها ذخیره می گردد، از یک متغیر کاراکتری یا char می توان بعنوان یک عدد صحیح کوچک نیز استفاده کرد و اعمال ریاضی برروی آنها نیز مجاز است.
علاوه براین چندین اصلاح کننده نیز وجود دارد که به ما اجازه می دهد نوع داده مورد نظر را با دقت بیشتری برای نیازهای مختلف استفاده نماییم.
این اصلاح کننده ها عبارتند از : short, long, signed, unsigned
تمام اصلاح کننده های فوق می توانند به نوع داده int اعمال شوند و اثر آنها بستگی به محیط دارد. مثلا در یک محیط 16 بیتی، short int بازهم برابر 16 بیت است ولی long int برابر 32 بیت خواهد بود. علاوه براین unsigned int باعث می شود که یک عدد 16 بیتی بدون علامت داشته باشیم که بازه بین 0 تا 65535 را پوشش می دهد. signed int نیز همانند int معمولی بوده و تفاوتی ندارد. البته ترکیب این اصلاح کننده ها نیز ممکن است. مثلا unsigned long int یک عدد 32 بیتی بدون علامت است که بازه 0 تا 4,294,967,295 را پوشش می دهد.
اما برروی نوع داده char فقط اصلاح کننده های signed و unsigned را می توان اعمال کرد. معمولا از اصلاح کننده unsigned وقتی استفاده می شود که قصد داشته باشیم از char بعنوان یک عدد صحیح مثبت بین 0 تا 255 استفاده کنیم.
برروی نوع داده double تنها اصلاح کننده long قابل اعمال است و دراینصورت عدد اعشاری با 80 بیت را خواهیم داشت که قادر است هر عددی در بازه 3.4e-4932 تا 1.1e+4932 را در خود نگاه دارد.
تعریف متغیرها
برای تعریف متغیرها به شکل زیر عمل می کنیم:
که type یکی از نوع داده های گفته شده و variable-list لیستی از متغیرها است که با کاما از یکدیگر جدا شده اند. بعنوان مثال :
int sum;
float average;
long int a, b, c ;
unsigned long int i, j, k ;
علاوه براین می توان در هنگام تعریف متغیر به آن مقدار اولیه نیز داد. مثال :
int d = 0 ;
نكته مهم آنكه زبان C به متغيرها مقدار اوليه نمي دهد (حتي 0) و برنامه نويس خود بايد اينكار را صريحا انجام دهد، درغير اينصورت مقدار اوليه متغير، نامعين خواهد بود.
تعریف متغیرها طبق اصول زبان C میتواند درهرجایی از برنامه صورت پذیرد، و متغیرهای تعریف شده از همان خط به بعد قابل استفاده خواهد بود. اما معمولا توصیه می گردد كه تعریف متغیرها در همان خط ابتدایی تابع و بلافاصله پس از { صورت پذیرد.
ثوابت
ثابتها مقادیر ثابتی هستند كه مقدار آنها در حین اجرای برنامه تغییر نمی یابد. ثابتها می توانند از هریك از نوع داده های اصلی باشند. برای نمایش هر ثابت بسته به نوع آن عمل می كنیم كه شرح هریك در زیر آمده است :
4 ثوابت عددی صحیح : برای نمایش این دسته از ثوابت، از دنباله ای از ارقام بعلاوه علامت + یا - استفاده می كنیم. بعنوان مثال 45- و یا 3489 ثوابت صحیح هستند. در حالت عادی C هر عدد را در كوچكترین نوع داده ای كه می تواند قرار می دهد. مثلا عدد 85 در یك int قرار می گیرد، اما عدد 145398 در یك long int قرار خواهد گرفت. اما اگر قصد دارید یك عدد كوچك بعنوان long محسوب گردد، می توانید از پسوند L در انتهای آن استفاده می كنیم. مثلا 245L یك عدد long محسوب می شود.
long int a = 20L;
ضمن اینكه پسوند U در انتهای عدد نیز نشانه بدون علامت بودن آن است.
نكته دیگر آنكه C به شما اجازه می دهد درصورت لزوم ثوابت صحیح خود را در مبنای 8 یا 16 نیز كه از مبناهای متداول در برنامه نویسی هستند، بنویسید. برای نوشتن عدد در مبنای 8 باید آن را با 0 آغاز كنید، مثلا 0342 یك عدد در منای 8 محسوب می گردد. اما برای نوشتن یك عدد در مبنای 16 باید آن را با 0x آغاز نمایید، مانند 0x27A4.
8 ثوابت عددی اعشاری : برای نمایش اعداد اعشاری، باید از نقطه اعشار استفاده كنیم، مانند 237.45 ، اما نكته جالب آنستكه می توانید از نماد علمی نیز برای نمایش اعداد اعشاری استفاده كنید. برای اینكار كافی است از حرف e برای نمایش قسمت توان استفاده نمایید. بعنوان مثال :
-23.47 × 10 5 = -23.47e5
42.389 × 10 -3 = 42.389e-3
دقت كنید كه قسمت توان، حتما یك عدد صحیح است. نكته جالب اینجاست كه برخلاف مورد قبل، كامپایلر بطور پیش فرض داده های اعشاری را از نوع double فرض می كند.چنانچه دوست دارید ثابت شما ازنوع float درنظر گرفته شود، در انتهای آن F قرار دهید. ضمنا پسوند L نیز داده اعشاری را از نوع long double درنظر می گیرد. 10 ثوابت كاراكتری : برای نشان دادن ثوابت كاراكتری، آنها را در داخل ' قرار می دهیم. بعنوان مثال 'A' یك ثابت كاراكتری است.
char ch = 'S' ;
دقت كنید كه همانطور كه قبلا گفته شد، كد اسكی كاراكترها در متغیر ذخیره می گردد، بنابراین می توان از آن بعنوان یك عدد صحیح نیز استفاده كرد. نكته مهم دیگر آنستكه به تفاوت عدد 5 و كاراكتر '5' دقت داشته باشید. در حقیقت '5' برابر است با عدد 53 كه همان كد اسكی آن است.
از آنجا كه بعضی كاراكترها، مانند enter قابل نمایش نیستند، بهمین دلیل آنها را با استفاده از \ نمایش می دهیم. علاوه براین بعضی كاراكترها مانند خود " نیز چون دارای معنای خاص هستند، باید با استفاده از \ نمایش داده شوند. موارد مهم عبارتند از :
\n خط جدید
\t tab كاراكتر
\a بوق كامپیوتر \" "
\' ' \\ \
14 ثوابت رشته ای : C علاوه بر ثوابت فوق، از یك ثابت دیگر بنام رشته نیز حمایت می كند. رشته، دنباله ای از كاراكترها است كه در داخل " قرار می گیرند. بعنوان مثال "this is a test" یك رشته است. دقت كنید كه 'a' یك كاراكتر است، اما "a" یك رشته است كه فقط شامل یك كاراكتر می باشد.
عملگرها
عملگر، نمادی است كه به كامپایلر می گوید تا عملیات محاسباتی یا منطقی خاصی را برروی یك یا چند عملوند، انجام دهد. به عملگرهایی كه فقط یك عملوند دارند، عملگر یكانی می گوییم و همواره عملگر در سمت چپ عملوند قرار می گیرد(مانند عدد -125). اما عملگرهایی كه برروی دو عملوند اثر می كنند را عملگر دودویی نامیده و عملگر را بین دو عملوند قرار می دهیم (مانند 23+86). هر ترکیب درستی از عملگرها و عملوندها را یک عبارت می نامیم.
C از نقطه نظر عملگرها یك زبان بسیار قوی است. این عملگرها به چند دسته اصلی تقسیم می گردند كه آنها را به ترتیب بررسی می كنیم..
عملگرهای محاسباتی
این عملگرها، همان اعمال متداول ریاضی هستند كه در زبان C مورد استفاده قرار می گیرند. این اعمال عبارتند از :
|
عمل |
نوع |
عملگر |
|
منفی كردن عملوند سمت راست |
یكانی |
- |
|
جمع دو عملوند |
دودویی |
+ |
|
تفریق دو عملوند |
دودویی |
- |
|
ضرب دو عملوند |
دودویی |
* |
|
تقسیم دو عملوند |
دودویی |
/ |
|
محاسبه باقیمانده تقسیم دو عملوند |
دودویی |
% |
عملگرهای فوق برروی همه انواع داده های C عمل می كنند بجز عملگر % كه فقط برروی نوع داده های صحیح عمل میكند و برروی داده های اعشاری تعریف نشده است. اما نكته مهمی كه باید به آن اشاره كرد، نحوه كار عملگر تقسیم برروی نوع داده های مختلف است. درصورتیكه هردو عملوند صحیحی باشند، تقسیم بصورت صحیح بر صحیح انجام خواهد شد. اما اگر یكی یا هر دو عملوند اعشاری باشند، تقسیم بصورت اعشاری انجام خواهد پذیرفت. فرض كنید تعاریف زیر را داریم :
int a,b ;
float c,d ;
a = 10 ; b = 4 ;
c = 8.2; d = 4.0;
اكنون به نتایج عملیات زیر دقت كنید :
a / b = < 2
c / d = < 2.05
a / d = < 2.5
a / 4 = < 2
چنانچه به آخرین مورد توجه كنید، متوجه می شوید كه از آنجا كه a یك متغیر صحیح است و 4 نیز یك ثابت صحیح در نظر گرفته شده، درنتیجه تقسیم بصورت صحیح بر صحیح انجام گرفته است. چنانچه بخواهیم تقسیم بصورت اعشاری صورت پذیرد، به دو شكل می توانیم عمل كنیم. اول اینكه آن را بصورت a / 4.0 بنویسیم و دوم اینكه از عملگر قالب ریزی استفاده كنیم.
عملگر قالب ریزی می تواند یك نوع را به نوع دیگری تبدیل نماید. شكل كلی آن به شكل زیر است :
(< type >) < expression >
كه type نوع مورد نظر است كه قصد تبدیل عبارت expression به آن نوع را داریم. بعنوان مثال در مورد بالا می توان به شكل زیر عمل كرد :
(float) a / 4
در این حالت ابتدا از كامپایلر خواسته ایم كه ابتدا عدد a را به اعشاری تبدیل كند (البته بصورت موقت) و سپس آن را بر 4 تقسیم نماید، كه مسلما حاصل اعشاری خواهد بود.
بطوركلی هرگاه ثابتها و متغیرهایی از انواع مختلف در یك عبارت محاسباتی داشته باشیم، كامپایلر C همه آنها را به یك نوع یكسان كه همان بزرگترین عملوند موجود است تبدیل خواهد كرد. بعنوان مثال به مورد زیر دقت كنید :
نكته بسار مهم دیگری كه باید به آن توجه كرد، اولویت عملگرها است. یعنی در عبارتی که شامل چندین عملگر است، کدامیک در ابتدا اعمال خواهد گردید. اولویت عملگرهای محاسباتی از بالا به پایین بشرح زیر است:
1 عملگر یکانی –
2 عملگرهای * و / و %
3 عملگرهای + و –
چنانچه اولویت دو عملگر یکسان باشد، این عملگرها از چپ به راست محاسبه خواهند شد. چنانچه بخواهیم یک عمل با اولویت پایین زودتر انجام شود، باید از پرانتز استفاده کنیم. بنابراین اولویت عملگر پرانتز از همه موارد فوق بیشتراست. در مورد پرانتزهای متداخل، ابتدا پرانتز داخلی محاسبه می شود؛ اما در مورد پرانتزهای هم سطح، ابتدا پرانتز سمت چپتر محاسبه می گردد. به چند مثال زیر دقت کنید:
|
عبارت زبان c |
ترتیب اجرای عملگرها |
|
b + c * d |
ابتدا عمل * و سپس عمل + |
|
(b + c) * d |
ابتدا عمل + و سپس عمل * |
|
b + c / d * e |
ابتدا عمل / سپس عمل * و در انتها عمل + |
|
b + c / (d * e) |
ابتدا عمل * سپس عمل / و در انتها عمل + |
مثال زیر، یک مثال کامل در این زمینه می باشد :

عملگرهای انتساب
در زبان C برای انتساب چندین عملگر وجود دارد. ساده ترین عملگر انتساب، همان عملگر = است که در بسیاری از زبانها استفاده می شود. بعنوان مثال :
a = 5;
b = c + 2 * d;
این عملگر باعث می شود که عبارت سمت راست در عبارت سمت چپ قرار گیرد. توجه کنید که مقدار سمت چپ باید عبارتی باشد که بتوان به آن یک مقدار را نسبت داد(مانند یک متغیر) که به آن Lvalue گفته می شود، بنابراین یک ثابت نمی تواند در سمت چپ قرار گیرد. نکته دیگر اینکه اولویت عملگر = از عملگرهای ریاضی کمتر است و درنتیجه ابتدا آن عملیات انجام شده و در پایان حاصل در عبارت سمت چپ ریخته می شود. لازم به ذکر است که در هنگام انتساب، درصورت لزوم نوع عبارت سمت راست به نوع عبارت سمت چپ تبدیل می شود. مثال:
int a;
a = 2.5 * 5.0;
که دراینصورت عدد 12 در a ذخیره خواهد شد.
شرکت پذیری این عملگر از راست به چپ می باشد، بدین معنا که چنانچه چندین عملگر نسبت دهی داشته باشیم، این عملگرها از راست به چپ محاسبه می شوند. مثلا پس از اجرای دستور زیر :
a = b = c = 10;
مقدار هر 3 متغیر برابر 10 خواهد شد.
نکته جالب درمورد زبان C آنستکه دارای یک سری عملگرهای انتساب خلاصه شده است که باعث می شوند در بعضی موارد بتوانیم عبارات کوتاهتری را بنویسیم. این عملگرها عبارتند از :
|
عملگر |
مثال |
عبارت انتساب معادل |
|
++ |
a ++; |
a = a + 1; |
|
-- |
a --; |
a = a – 1; |
|
+= |
a += 5; |
a = a + 5; |
|
-= |
a -= 8; |
a= a – 8; |
|
*= |
a *= 10; |
a= a * 10; |
|
/= |
a /= 2; |
a = a / 2; |
|
%= |
a %= 10; |
a = a % 10; |
عملگر اول و دوم، عملگرهای یکانی هستند که بترتیب عملگر افزایش و عملگر کاهش نامیده می شوند. نکته جالب آنستکه این دو عملگر به دوصورت مورد استفاده قرار می گیرند. در حالتی که از دستور a ++; استفاده شود به آن پس افزایش می گویند و بدین معناست که ابتدا از مقدار فعلی a در عبارت موردنظر استفاده کن و سپس آن را افزایش بده. اما دستور ++ a که به آن پیش افزایش گفته می شود، ابتدا a را افزایش داده و سپس از آن در عبارت استفاده می کند. به برنامه زیر دقت کنید:
#include < stdio.h >
void main() {
int a ,b ;
a = 5 ;
b = a ++;
printf(“a=%d and b=%d \n”,a,b);
a = 5 ;
b = ++ a;
printf(“a=%d and b=%d \n”,a,b);
}
a=6 b=5
a=6 b=6
و اما پنج عملگر بعدی هنگامی می توانند استفاده شوند که عبارتی بصورت زیر داشته باشیم:
عبارت عملگر متغیر = متغیر
که عملگر یکی از عملگرهای محاسباتی ( + ، - ، * یا / ) باشد، دراینصورت می توانیم آن را بصورت زیر بنویسیم:
عبارت =عملگر متغیر
عملگرهای مقایسه ای (رابطه ای)
این عملگرها دو عبارت را بایکدیگر مقایسه کرده و نتیجه را باز می گردانند. نتیجه می تواند درست (true) یا غلط (false) باشد. همانطور که قبلا نیز گفته شد در کامپایلرهای جدید C++ نوع داده bool اضافه شده است و بنابراین نتیجه این عملگرها یک مقدار bool است. اما در کامپایلرهای قدیمیتر، نتیجه این عملگرها یک عدد صحیح است که درصورت درست بودن 1 و درصورت غلط بودن 0 باز می گردانند. این عملگرها عبارتند از:
|
عملگر |
مفهوم عملگر |
مثال |
|
< |
بزرگتر (<) |
a > b |
|
> |
کوچکتر (>) |
a < b |
|
=< |
بزرگتر یا مساوی (≤) |
a >= b |
|
=> |
کوچکتر یا مساوی (≥) |
a <= b |
|
== |
مساوی (=) |
a == b |
|
=! |
نامساوی (≠) |
a != b |
نکته مهمی که باید به آن دقت کرد عملگر مساوی (==) است، چرا که یک اشتباه بسیار متداول برنامه نویسان C استفاده اشتباه از عملگر انتساب (=) بجای عملگر تساوی (==) است که باعث ایجاد خطا در برنامه می شود.
اولویت این عملگرها از بالا به پایین بشرح زیر است:
3 عملگرهای <، > ، =< و = >
4 عملگرهای == و =!
لازم بذکر است که در هنگام مساوی بودن اولویت چند عملگر، این عملگرها از چپ به راست محاسبه می گردند.
عملگرهای منطقی
این عملگرها به شما اجازه می دهند که شرطهای ساده ای را که با استفاده از عملگرهای مقایسه ای ایجاد شده اند را با یکدیگر ترکیب نموده و شرطهای پیچیده تری را بسازید. این عملگرها عبارتند از :
|
عملگر |
مفهوم عملگر |
نحوه کار |
مثال |
|
&& |
AND منطقی |
اگر هر دو عملوند درست باشند, درست و در غیر اینصورت نادرست باز می گرداند. |
a>0 && sw==1 |
|
|| |
OR منطقی |
اگر هر دو عملوند نادرست باشند, نادرست و در غیر اینصورت درست باز می گرداند. |
a<=100 || b!=0 |
|
! |
NOT منطقی |
اگر عملوند درست باشد، نادرست و اگر نادرست باشد، درست برمی گرداند. |
! (a==1 || b<10) |
همانطور که قبلا نیز گفته شد مقدار بازگشتی این عملگرها، درست (1) یا نادرست (0) می باشد. اولویت این عملگرها بترتیب عبارتست از :
1- عملگر !
2- عملگر &&
3- عملگر ||
عملگر شرطی
گاهی لازم است که ابتدا یک شرط بررسی شده و سپس برمبنای نتیجه (درست یا نادرست بودن آن) یکی از دو عبارت ممکن بازگردانده شود. گرچه معمولا برای اینکار از دستور if (که در فصل بعدی بحث شده است) استفاده می شود، اما یک عملگر 3تایی (با 3 عملوند) نیز برای آن وجود دارد. شکل کلی این عملگر بصورت زیر است:
عبارت2 : عبارت1 ? شرط
نحوه کار بدینصورت است که درصورت درست بودن شرط عبارت1 و در غیراینصورت عبارت 2 بازگردانده می شود. مثال :
a = (k<10) ? 100 : 50;
که این عبارت معادل دستور زیر است:
if(k<10) a=100;
else a=50;
البته این عبارت به شکلهای پیچیده نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد. مثلا :
c += (a>0 &&a<10) ? ++a : a/b;
که معادل است با :
if (a>0 &&a<10) {
a= a + 1;
c = c + a;
}
else c = c + a/b;
که البته توصیه می شود از این عبارات پیچیده استفاده نشود.
چند نکته درمورد عملگرها
در یک عبارت می توان بین عملوندها و عملگرها از فضاهای خالی به میزان دلخواه استفاده کرد. گرچه استفاده از فضای خالی اجباری نیست اما معمولا باعث بالا رفتن خوانایی عبارت می گردد. علاوه براین در عبارات پیچیده می توان از پرانتز برای نشان دادن ترتیب اجرای عملگرها، حتی درمواردی که مورد نیاز نباشد استفاده کرد. بعنوان مثال به مورد زیر توجه کنید:
شکل نامناسب
result=a-b*c/d+f*g;
شکل بهتر
result = a – b * c / d + f * g
شکل کاملا مناسب
result = a – ( b * c / d) + (f * g)
مورد دیگری که باید به آن اشاره کرد، نحوه محاسبه عبارات پیچیده ای است که عملگرهای مختلفی در آنها استفاده شده باشد. درچنین حالتی باید از اولویت گروههای مختلف عملگرها نسبت به یکدیگر آگاه باشیم. جدول زیر اولویت عملگرهای گفته شده تاکنون را بترتیب از بالا به پایین آ ورده است:
|
اولویت |
عملگر |
شرکت پذیری |
|
1 |
() |
از چپ به راست |
|
2 |
++ -- ! + - |
از راست به چپ |
|
3 |
% / * |
از چپ به راست |
|
4 |
- + |
از چپ به راست |
|
5 |
>> << |
از چپ به راست |
|
6 |
>= > <= < |
از چپ به راست |
|
7 |
=! == |
از چپ به راست |
|
8 |
&& |
از چپ به راست |
|
9 |
|| |
از چپ به راست |
|
10 |
?: |
از راست به چپ |
|
11 |
=% =/ =* =- =+ = |
از راست به چپ |
|
12 |
, |
از چپ به راست |
خواندن و نمایش اطلاعات
همانطور كه قبلا نیز گفته شد، یكی از اهداف زبان C قابل حمل بودن آن است. بهمین منظور سعی شده است كه از دستوراتی كه ممكن است وابسته به ماشین خاصی باشد، اجتناب گردد. بهمین دلیلی زبان C برخلاف سایر زبانها دارای هیچ دستوری برای خواندن از ورودی و یا نوشتن در خروجی نیست.
اما در عوض دارای تعدادی تابع (زیربرنامه) استاندارد می باشد كه تقریبا تمامی كامپایلرها از آنها حمایت می كنند. این كار به كامپایلر این امكان را می دهد كه بر حسب نوع سخت افزار موردنظر، توابع ورودی و خروجی را طراحی نماید. این توابع در یك فایل سرآمد بنام stdio.h تعریف شده اند و بنابراین قبل ازاینكه بتوانید از این توابع استفاده نمایید، باید این فایل را نیز با استفاده از #include در برنامه خود بگنجانید.
تابع نمایش در خروجی
برای نمایش اطلاعات در خروجی از تابع printf استفاده می شود. این تابع رشته موردنظر شما را به خروجی استاندارد (كه در حالت عادی همان صفحه نمایش یا مانیتور است) می فرستد. شكل كلی این تابع بصورت زیر است:
printf(< لیست متغیرها > , < رشته کنترلی >) ;
رشته كنترلی همان متنی است كه قصد چاپ آن را داریم، با ذكر این نكته كه در قسمتهایی كه باید مقدار یك متغیر چاپ شود، از یك مشخصه تبدیل استفاده می شود. هر مشخصه تبدیل از یك علامت % بعلاوه یك كاراكتر كه نوع متغیر مورد نظر را نشان می دهد تشكیل می گردد. مشخصه تبدیل های متداول عبارتند از :
|
مفهوم |
مشخصه تبدیل |
|
كاراكتر |
%c |
|
عدد صحیح در مبنای 10 |
%d |
|
عدد اعشاری بدون نماد علمی |
%f |
|
عدد اعشاری با نماد علمی |
%e |
|
عدد اعشاری با حالت كوتاهتر بین e و f |
%g |
|
رشته |
%s |
|
عدد صحیح بزرگ |
%ld |
|
عدد اعشاری بزرگ |
%lf %le %lg |
|
عدد صحیح در مبنای 8 |
%o |
|
عدد صحیحی در مبنای 16 |
%x |
|
عدد صحیح بدون علامت |
%u |
البته بعضی موارد دیگر نیز وجود دارد كه از بحث فعلی ما خارج است. توجه كنید كه از آنجا كه رشته كنترلی یك ثابت رشته ای است، باید در داخل " قرار گیرد. لیست متغیرها نیز همان متغیرهایی هستند كه قصد چاپ آنها را داریم. این متغیرها باید بترتیب قرار گرفته و با كاما (,) از یكدیگر جدا شوند. برای نمونه به مثال زیر توجه كنید:
#include
void main() {
int age = 20;
floate average = 18.23;
printf("You are %d years old and your average is %f \n",age,average);
}
You are 20 years old and your average is 18.230000
دقت كنید كه علامت \n انتهای رشته كنترلی باعث می شود كه خروجی بعدی برنامه (در صورت وجود) در خط بعد چاپ شود. البته ممكن است نحوه چاپ عدد اعشاری به شكل فوق چندان برای شما دلخواه نباشد و بخواهید تعداد ارقام اعشاری قابل نمایش را محدود كنید. برای اینكار باید از مشخصه طول میدان استفاده كنید. مشخصه طول میدان برای اعداد به شكل زیر استفاده می شود:
برای اعداد صحیح از %nd استفاده می كنیم كه n تعداد ارقام را نشان می دهد (مثلا %3d). در اینصورت برای هر متغیر n رقم درنظر گرفته می شود. اگر اندازه عدد از n كوچكتر باشد، به سمت چپ آن فضای خالی اضافه می شود و اگر اندازه عدد بیش از n رقم باشد، طول میدان نادیده گرفته شده و عدد بطور كامل چاپ می شود.
برای اعداد اعشاری از %n.mf استفاده می كنیم كه n اندازه كل عدد (شامل علامت ممیز) و m تعداد ارقام اعشار است (مثلا %5.2f). در صورتیكه تعداد ارقام اعشاری عدد موردنظر از m بیشتر باشد، عدد به m عدد اعشار گرد می شود و در صورتیكه از m كمتر باشد، در سمت راست آن 0 قرار داده می شود.
البته موارد دیگری نیز در مورد نحوه چاپ وجود دارد كه برای اطلاع از آنها می توانید به قسمت Help كامپایلر خود مراجعه نمایید.
آخرین نكته درمورد تابع printf اینكه این تابع مقدار بازگشتی نیز دارد كه درصورت موفقیت عمل چاپ، تعداد كاراكترهای چاپ شده و درصورت عدم موفقیت مقدار -1 را باز می گرداند. البته معمولا از این مقدار بازگشتی صرفنظر می گردد.
تابع خواندن از ورودی
برای خواندن اطلاعات از ورودی از تابع scanf استفاده می شود. این تابع اطلاعات را ازورودی استاندارد (معمولا صفحه كلید) خوانده و در متغیرهای تعیین شده قرار می دهد. شكل كلی این تابع بصورت زیر است:
scanf(< لیست متغیرها > , < رشته کنترلی >) ;
همانطور كه می بینید نحوه احضار تابع scanf نیز مشابه printf است. تنها تفاوت در آن است كه در scanf باید لیست آدرسهای متغیرها ارسال شود. مبحث مربوط به آدرسها در فصول بعدی بررسی خواهد شد ولی در حال حاضر بخاطر بسپارید كه برای بدست آوردن آدرس یك متغیر از علامت & استفاده می كنیم. بعنوان مثال &age بمعنای آدرس متغیر age است. بطور كلی در C قدیمی هرگاه كه یك تابع دارای پارامترهای خروجی بود (یعنی پارامترهایی كه یك مقدار را باز می گرداندند) از آدرس متغیرها استفاده می شد كه امروزه این مسئله وجود ندارد.
رشته كنترلی حاوی تعداد و نوع متغیرهایی است كه باید دریافت شوند و از همان مشخصه های تبدیل مربوط به printf استفاده می كند. به مثال زیر توجه كنید:
#include
void main() {
int age;
float average ;
printf("Please enter your age and average : ");
scanf("%d %f",&age,&average);
printf("You are %d years old and your average is %5.2f \n",age,average);
}
Please enter your age and average : 19 16.72
You are 19 years old and your average is 16.72
لازم به ذكر است كه هنگامی كه قصد وارد كردن دو عدد فوق را دارید، هم می توانید این دو عدد را با یك فاصله (فضای خالی یا tab) نوشته و سپس كلید enter را فشار دهید و یا پس از نوشتن هر عدد كلید enter را فشار دهید.
توجه كنید كه معمولا رشته كنترلی فقط حاوی مشخصه های تبدیل است و هیچ متنی در آن نوشته نشده است. ازنظر منطقی نیز این كار درست است ولی چنانچه متنی در آن نوشته شود بدین معنا است كه كاربر باید علاوه بر داده های مورد نظر، عین آن متن را نیز وارد كند. بعنوان مثال عبارت زیر:
scanf("level=%d", &a) ;
بدین معناست كه كاربر باید ابتدا كلمه level= را عینا تایپ كرده و سپس عدد موردنظر را وارد نماید. معمولا از چنین حالاتی استفاده نمی گردد.
نكته آخر اینكه در scanf نیز می توان از مواردی همچون طول میدان برای كنترل نحوه ورود اطلاعات استفاده كرد كه از حوصله بحث ما خارج است. برای اطلاعات بیشتر به Help كامپایلر خود مراجعه نمایید.
نکته مهم: توابع printf و scanf از رنگ استاندارد یعنی سفید برروی زمینه مشکی استفاده می کنند، اما می توانید برای تغییر رنگ از توابع textcolor و textbackground نیز استفاده کنید. البته دراینصورت برای دریافت و نمایش اطلاعات نیز باید از توابع cprintf و cscanf استفاده نمایید. برای توضیحات بیشتر به Help کامپایلر خود مراجعه کنید.
ورودی و خروجی اطلاعات در CPP
زبان C++ یک زبان شی گرا است، بهمین دلیل در این زبان برای ورودی و خروجی از اشیاء بجای توابع استفاده می گردد. از آنجا که امروزه معمولا برنامه نویسان C از کامپایلرهای C++ استفاده می کنند، می توانند از اشیای ورودی و خروجی آن نیز استفاده کنند. اینکار در بین بسیاری از برنامه نویسان C متداول است، بهمین دلیل ما در اینجا نحوه کار با اشیای خواندن و نوشتن در C++ را بطور مقدماتی توضیح می دهیم؛ گرچه توضیح کامل این موارد نیاز به آشنایی با شی گرایی و زبان C++ دارد. قبل از هرچیز لازم به ذکر است که کلیه اشیای مربوط به ورودی و خروجی در فایل سرآمدی بنام iostream.h تعیریف شده اند، بنابراین ابتدا باید این فایل به برنامه توسط دیتور #include الحاق گردد.
زبان C++ برای نمایش اطلاعات از یک شیئ بنام cout استفاده می نماید. برای ارسال اطلاعات مورد نظر برای چاپ به cout باید از عملگر درج در جریان یا >> استفاده نماییم. بعنوان مثال :
cout << “Please enter your name: ” ;
و یا مثال دیگر :
int a = 10;
float b = 2.86;
cout << a;
cout << b;
نکته جالبی که در این مثالها دیده می شود، آنستکه برخلاف تابع printf هیچ نیازی به مشخص کردن نوع متغیری که قصد چاپ آن را داریم نیست و خود شئ cout نوع آن را تشخیص می دهد. علاوه براین می توان چندین عملگر درج در جریان را با یکدیگر الحاق کرد و چندین متغیر را با یک دستور چاپ کرد. بعنوان مثال به برنامه زیر دقت کنید:
#include < iostream.h >
void main() {
int age = 20;
floate average = 18.23;
cout << “You are ” << age << “ years old and your average is ” << average ;
}
You are 20 years old and your average is 18.230000
برای دریافت اطلاعات از کاربر، از شئ دیگری بنام cin استفاده می شود. برای ارسال متغیر مورد نظر به cin باید از عملگر استخراج از جریان یا << استفاده نماییم. بعنوان مثال:
int a;
cin >> a;
بازهم همانطور که می بینید نیازی به تعیین نوع متغیر موردنظر نیست و خود شئ cin نوع متغیر را بطور اتوماتیک تشخیص داده و داده ای از همان نوع را از کاربر دریافت و در متغیر مورد نظر قرار می دهد. عملگرهای استخراج از جریان را نیز می توان با یکدیگر الحاق کرد. اکنون به یک برنامه کاملتر توجه کنید:
#include < iostream.h >
void main() {
int age;
float average ;
cout << "Please enter your age and average : " ;
cin >> age >> average ;
cout << "You are " << age << "years old and your average is " << average;
}
Please enter your age and average : 19 16.72
You are 19 years old and your average is 16.72
برای رفتن به خط بعد در شئ cout می توان از دستکاری کننده endl استفاده کرد. مثلا در دستور زیر پس از چاپ پیغام، مکان نما به خط بعد منتقل می شود:
cout << “List of students : “ << endl;
البته دستکاری کننده های متعدد دیگری نیز ازجمله موارد مربوط به تعیین طول میدان و نحوه چاپ مقادیر وجود دارد که توضیح آنها نیاز به یک مبحث مستقل دارد.
توابع کتابخانه ای
همانطور که قبلا نیز گفته شد، زبان C از زیر برنامه ها نیز حمایت می کند. هر زیر برنامه در C یک تابع نامیده می شود که آن را بطور مفصل در فصول بعدی بررسی خواهیم کرد. تا کنون با توابعی همچون main و یا printf و scanf آشنا شده ایم.
معمولا عرضه کنندگان کامپایلرها و یا سایر فروشندگان نرم افزار، برخی از توابع عمومی را که ممکن است مورد نیاز جمع کثیری از برنامه نویسان مختلف باشد را در قالب کتابخانه ای از توابع در اختیار برنامه نویسان می گذارند (این کتابخانه ها ممکن است مجانی باشند و یا نیاز به پرداخت مبلغی داشته باشند). بعضی از این توابع کتابخانه ای مانند printf و scanf بصورت استاندارد درآمده و توسط عرضه کنندگان مختلف ارائه می شوند.
در کامپایلر عرضه شده توسط شرکت بورلند (Borland C++ 3.1) نیز کتابخانه های متعددی از توابع برای شما عرضه شده اند که بتدریج با آنها و کاربردشان آشنا خواهید شد. نکته مهم آنستکه برای استفاده از این توابع ابتدا باید فایل سرآمد مربوط به آنها را نیز در ابتدای برنامه خود اضافه نمایید ( با استفاده از #include). هر فایل سرآمد شامل تعاریف اولیه گروهی از توابع مرتبط با هم و داده های مربوط به آنها بوده و در استاندارد قدیمی تر دارای پسوند .h می باشد(در استاندارد جدید پسوند این فایلها حذف شده است). برخی از این فایلهای سرآمد عبارتند از:
stdio.h : توابع ورودی و خروجی استاندارد
math.h : توابع ریاضی
graphics.h : توابع مربوط به عملیات گرافیکی
string.h : توابع مربوط به کار با رشته ها
البته تعداد این فایلها و توابع مربوطه بسیار زیاد است و در آینده با هریک از آنها بنا به کاربرد، آشنا خواهید شد.
|
|
|
ابزار حسابداری |
اسم من ((موز)) است !
یكى از میوه هاى خونساز هستم .
براى چاق شدن مرا مصرف كنید.
لینت دهنده مزاجم .
اگر به شوره سر مبتلا هستید، مرا انتخاب كنید.
در پوست من خواص بسیارى نهفته است .
خاكستر پوستم براى بند آوردن خونریزى مفید است .
اسم من موز است . به من طلح و بنان نیز مى گویند. در كتب قدیم طلر و طلح منضود ذكر شده است . زادگاه اول من مناطق استوایى و گرمسیر است اخیرا در بلوچستان مرا كاشته و محصول خوبى بدست آورده اند. در كتابهاى قدیم نوشته اند كه در جنوب ایران و سواحل خلیج فارس كمى به عمل مى آید و میوه ى آن شیرین تر از موز هندى است . درخت من با همه بزرگى كه گاهى قامت آن به سه متر و عرض برگ آن شصت سانتى متر میرسد، جزو گیاهان علفى به حساب مى آید و در هندوستان مغز ساقه درخت مرا ورقه ورقه كرده ، و آنرا با ماهى و یا تنهایى پخته مانند سایر سبزى ها و ریشه ها مى خورند. من داراى انواع و اقسام مى باشم و یك نوع نامرغوب من داراى هسته است . میوه ى من در صورت رسیدن داراى عطرى ملایم ، خوش طعم و شیرین است . میوه ى من نرم و بسیار مغذى است و قدرت غذایى آن كمى از سیب زمینى بیشتر است . میوه ى من داراى ویتامین هاى آ - ب - ث و هشتاد درصد قند مى باشد، ولى از نظر مواد چربى - سفیده اى - ترشى - سلولز و كلسیم فقیر است و به همین جهت كسانى كه در نواحى مرزخیز قوت غالب آنها میوه ى من است ، پس از مدتى مبتلا به اختلالات معدى و سوء هاضمه و یبوست شده ، كم خون و ضعیف مى شوند. مبتلایان به آلبومین مى توانند مرا همراه با غذاهاى مناسب دیگر میل نمایند و چون فاقد مواد سفیده اى هستم براى آنها مفید مى باشم . میوه ى مرا همیشه موقعى میل نمایید كه كاملا رسیده باشد. خوردن میوه ى خام من تولید ورم قولون (كولیت ) مى نماید و در روده ایجاد تخمیر مى كند. خوردن من براى مبتلایان به مرض قند خوب نیست و مبتلایان به یبوست نیز باید از خوردن من پرهیز كنند. بعضى ها نسبت به میوه من حساسیت داشته ، پس از خوردن آن زبانشان ورم كرده و یا جوش میزند. باین اشخاص توصیه مى نماییم كه بلافاصله بعد از خوردن من یك میوه ترش میل نمایند و یا با آب لیمو مضمضه كنند. از سوزاندن شاخ و برگ خشك شده ى من خاكسترى بدست مى آید كه در بعضى از شهرهاى هندوستان با آن لباس مى شویند و به جاى صابون به كار مى برند و نیز از این خاكستر مى توان قلیا و تیزاب صابون درست كرد. میوه ى نارس من دیر هضم و نفاخ است ، ولى پس از رسیدن زود هضم مى شود. من یكى از میوه هاى خونساز هستم و اشخاص ضعیف البنیه را چاق مى كنم . من مسروركننده و ملین مى باشم .
سرفه هاى خشك را آسان مى كنم و سینه را نرم مى نمایم و به مزاج لینت مى دهم . شهوت را تحریك مى نمایم . مالیدن میوه ى كال من با سركه جهت كچلى و شوره سر و همچنین جرب و خارش تجویز شده است مالیدن میوه من مخلوط با مغز تخم خربوزه جهت كك و مك و نیكویى رنگ چهره مفید است . ضماد پخته ى برگ من فرو برنده ى اورام است و ضماد میوه من جهت سوختگى آتش مفید مى باشد و چنانچه بلافاصله به كار رود، از تاول زدن جلوگیرى مى نماید. پاشیدن خاكستر پوست درخت من جهت بند آوردن خون و درمان زخم ها نافع مى باشد. زیاده روى در خوردن میوه ى كال من باعث زیادى بلغم و باعث قولنج و پیچش شكم خواهد شد. مخصوصا در پیران و اشخاص سرد مزاج - هرگز بعد از خوردن میوه ى من آب ننوشید و مرا هیچگاه ناشتا میل ننمایید. جوشانده ى ریشه درخت من ضد كرم است . پوست میوه من از سمت داخل جوهر را بخود مى گیرد و براى پاك كردن جوهر و مركب از روى دست به كار مى رود. عصاره میوه ى مرا به اطفال شیرخوار مى توان داد - كمپوت میوه ى من جهت پیران و اشخاصى كه معده اى ضعیف دارند تجویز مى شود. در بعضى از كتاب هاى فلاحى قدیم نوشته اند اگر هسته ى خرما را میان فیل گوش (نوعى سیب زمینى است ) گذاشته و بكارند درخت موز مى شود. من نسبت به صحت این موضوع تردید دارم و بایستى حقیقت آن را از متخصصین كشاورزى پرسید.
كليات گياه شناسي
موز گياهي است علفي كه مانند درختچه است . برگهاي آن بسيار بزرگ و پهن و گاهي تا 2 متر مي رسد . گلهاي آن مجتمع و بصورت سنبله است ميوه آن ابتدا سبز و بعد از رسيدن برنگ زرد در مي آيد .
موز از چهار هزار سال قبل در هندوستان كشت مي شده است . در سال 1482 پرتغاليها موز را در سواحل گينه پيدا كردند و به جزائر قناري بردند و سپس بوسيله ميسيونر مذهبي اسپانيولي به نواحي حاره آمريكا برده شد و اكنون موز در تمام مناطق گرمسير دنيا كشت مي شود .
موز را هنگاميكه هنوز سبز است از درخت مي چينند و به مناطق مختلف مي فرستند و در آنجا بوسيله گرما دادن آنرا مي رسانند .
موز انواع مختلف دارد يك نوع آن بسيار درشت و نوعي از آن هم خيلي ريز است كه مزه شيريني دارد .
در كشورهاي استوايي معمولا موز را مي پزند و همراه با برنج و لوبيا مي خورند در كشورهاي آمريكاي لاتين موز را ورقه ورقه كرده و در آفتاب خشك مي كنند
هنگاميكه موز انتخاب مي كنيد بايد پوست آن زرد و سفت و روي آن لكه هاي سياه وجود داشته باشد و اين نشانه موز رسيده است . موز نارس بدليل داشتن نشاسته زياد هضمش سنگين است .
تركيبات شيميايي:
قندي كه در موز وجود دارد بسرعت قابل جذب است
در صد گرم موز مواد زير موجود است
انرژي 100 كالري
آب 70 گرم
پروتئين 0/8 گرم
چربي 0/2 گرم
قند 6/5 گرم
كلسيم 8 ميلي گرم
فسفر 25 ميلي گرم
آهن 0/7 ميلي گرم
سديم 1 ميلي گرم
پتاسيم 370 ميلي گرم
ويتامين آ 190 واحد
ويتامين ب1 5/0 ميلي گرم
ويتامين ب 2 6/0 ميلي گرم
ويتامين ب 3 6/0 ميلي گرم
ويتامين ث 10 ميلي گرم
در موز چند ماده شيميايي بسيار مهم مانند سروتونين ، نوروپي تفرين ، دوپامين و كاته چولامين وجود دارد خواص داروئي:
موز از نظر طب قديم معتدل و تر است و خون را غليظ مي كند . موز انرژي زيادي دارد و چون نرم هست غذاي خوبي براي كودكان و اشخاص مسن مي باشد
1)بدليل داشتن پتاسيم زياد ضد سرطان بوده و غذاي خوبي براي ماهيچه ها مي باشد
2)موز ملين بوده و همچنين درمان اسهال و اسهال خوني است
3)موز خونساز است بنابراين اشخاص لاغر و كم خون حتما بايد موز بخورند
4)موز تقويت كننده معده و نيروي جنسي است
5)موز درمان زخم معده و روده مي باشد
6)گرد موز همچنين داروي خوبي براي پائين آوردن كلسترول است
7)شيره گلهاي موز درمان كننده اسهال خوني است
8)جوشانده موز اثر قطع خونريزي درد
9)ضماد برگ درخت موز براي درمان و سوختگي مفيد است
10)ريشه موز دفع كننده كرم معده است
11)موز نفاخ است و زيادخوردن آن خصوصا در سرد مزاجان توليد گاز معده مي كند براي رفع اين عارضه بايد پس از موز كمي نمك خورد
12)موز تاثير خوبي در تامين رشد و تعادل سيستم اعصاب درد.
13)براي درمان ضعف بدن موز را با عسل بخوريد
14)موز مدر است
15)موز بعلت دارا بودن قند زياد براي مبتلايان به مرض قند مضر است و نبايد در خوردن آن افراط كنند.
موز به افرادي که داراي فشار خون بالايي هستند کمک مي کند همچنين خطر حملات قلبي را کاهش مي دهد. موز بهبود دهنده زخم مزمن معده و کاهش دهنده کلسترول مي باشد. ماده معجزه آسا موجود که در موز سيستم گردش خون را تنظيم مي کند پتاسيم است. به عنوان مثال در مطالعه 859 نفر مرد و زن که به وسيله دانشگاه Sandiago کاليفرنيا و دانشگاه کمبريج انگلستان انجام شد تحقيقات نشان داد که افرادي که روزانه از غذايي که داراي پتاسيم بالايي هستند استفده مي کنند مثل موز 40% کمتر خطر ابتلا به حمله قلبي را دارند .
تحقيق ديگري نشان داد که کساني که به طور روزانه به جيره غذايي خود پتاسيم اضافه مي کنند ضمن اينکه از حملات قلبي جلوگيري مي شود. بلکه باعث کاهش خون نيز مي گردد.
اثر پتاسيم خيلي قوي است دانشمندان مي گويند افزودن پتاسيم به غذاي روزانه افراد باعث پايين آمدن فشار خون مي شود و وقتي که پتاسيم را از جيره غذايي حذف مي نمايند فشار خون بالا مي رود.
تحقيقاتي که در دانشگاه Temple فيلا دلفيا انجام شد نشان مي دهد که حذف پتاسيم از غذاي 12 نفر که فشار خون بالاتر داشتند بعد از 10 روز فشار خونشان بالاتر رفته است. چه مقدار پتاسيم بايد به غذا افزود ؟ بررسي که در دانشگاه Naples ايتاليا انجام شده نشان مي دهد که 81 % افرادي که فشار خون بالايي دارند اگر از 3 الي 6 جيره غذايي که پتاسيم بالا دارند مثل موز استفاده کنند ميزان دارو درماني آنها به نصف و در بعضي ها کاملا قطع گرديده است.
درمان طبيعي زخم معده
تحقيقات نشان مي دهد که اثر موز بر روي زخم بيشتر از داروهاي گران قيمت است که به وسيله پزشک تجويز
مي شود.بررسي هاي آزمايشگاهي و بررسي روي حيوانات نشان مي دهد که موز يک ماده حفاظت کننده مي باشد. هر چند تحقيقات کاملتري لازم مي باشد تا به عمل يک تکه موز در سيستم هاضمه پي برد. تحقيقات انجام شده در کالج Kastuba هند نشان مي دهد که عامل شيميايي موجود در موز به نام Protease Inhibitor واقعا باکتري عامل اولسر را متوقف مي کند. محققين ديگر در دانشگاه New England در استراليا نشان مي دهد که موز از برگشت اولسر جلوگيري مي نمايد همان طوري که داروهاي گران قيمت اين کار را انجام مي دهد عوارض جانبي نيز ندارد.
رمز اين تحقيقات اين بود که اين موزها کاملا رسيده و قهوه اي بودند در اين مرحله موز ماده اي توليد مي کند که همان لايه پوششي توليد شده در معده است که بر اثر اسيد معده کاهش پيدا مي کند.
در طول اين مدت محققين اثرات درماني ديگر موز را نيز دنبال نموده اند. در تحقيقي که بر روي حيوانات در دانشگاه Kerala در هند انجام شد معلوم گرديد که موز نرسيده خشک شده سطح LDL کلستورل را کاهش مي دهد که اين نوع کلسترول نوع مضر کلسترول مي باشد که باعث انسداد رگها مي شود و از تغييرات شيميايي بين عضلات قلب که خود مي تواند عامل بيماري Cardio Vascular گردد جلوگيري کند. تحقيق ديگري در New Dehli نشان مي دهد که پودر موز خشک شده مي تواند درد را کاهش دهد.
معرفی
کشتکار موز کسی است که از عهده تشخیص موز و انواع آن، کاشت درخت موز، عملیات داشت (مراقبت) از درخت موز، برداشت موز، و هزینه یابی از عملیات پرورش دهنده موز برآید.
نمونه وظایف
1- توانایی تشخیص موز و انواع آن
2- آشنایی با ارزش غذایی موز
3- آشنایی با مشخصات گیاه شناسی موز
4- شناسایی اصول ازدیاد بوته موز
5- آشنایی با شرایط خاک برای کشت موز
6- توانایی کاشت درخت موز
7- شناسایی اصول کشت نهال موز در محل اصلی
8- شناسایی اصول تهیه زمین برای کشت موز
9- آشنایی با شرایط خاک برای کشت موز
10- آشنایی با تکثیر بوسیله پاجوش
11- آشنایی با تکثیر بوسیله ریزوم
12- نحوه کود دهی درخت موز
13- هرس درخت موز
14- آشنایی با نکات بهداشتی کشت موز
15- آشنایی با نکات آبیاری درخت موز
ابزار و وسایل
1. گلخانه
2. قیچی هرس
3. PHمتر
4. بیل
5. گلخانه کشت موز
6. دما سنج
7. رطوبت سنج
8. وسایل و ابزار کشاورزی
9. علف هرز
10. انواع کود
11. کود پاش
شرایط ارتقاء شغل
یک کشتکار موز به خوبی می داند و می فهمد که برداشت محصول مرغوب و قابل رقابت، افزایش درآمد و ارتقاء شغل و حرفه وی نسبت مستقیم و جدی با پشتکار، تلاش بی وقفه و رعایت اصول علمی و عملی کار وی دارد طبیعی است در کنار رعایت هم مسائل تولید افزایش و درآمد نیز افزایش می یابد.
ویژگیهای شخصیتی
در رشته های کشاورزی، کاشت موز در ایران بطور خاص اعتماد به نفس و پشتکار و حوصله فراوانی را همراه با رعایت مسائلی علمی طلب می کند اگر در صدر تولید میوه ای خوش طعم هستید که قبل رقابت باشد باید مسئولیت پذیری و شکیبایی فراوانی داشته باشید.
توانایی کار در شرایط دشوار، توانایی جسمی و مهارت های بدنی بالا و همدلی و همراهی با دیگران و مقاومت در برابر خستگی از جمله ویژگی های لازم برای این کار است.
در پوست موز خواص بسیاری نهفته است.خاکستر آن برای بند آوردن خونریزی مفید است.اگر پوست موز را بسوزانید و گرد سوخته انرا بر محل زخم بریزید به التیام و خشکیدن زخم کمک میکند و برای جلوگیری از خونریزی مفید است.
از خاکستر بالا میتوان در درمان ترک پا هم استفاده نمود.
تسکین دهنده خارش میباشد برای این منظور باید موز پوست کنده را نرم کوبید و با مقدار مساوی سرکه و آبلیمو مخلوط نموده و بر محل خارش بمالید.
برگ های له شده آن به صورت ضماد برای رساندن دمل ها موثر است
- ضماد برگ درخت موز را برای جلوگیری از تاول زدن در محل سوختگی با آتش قرار دهید
- ریشه درخت موز مقوی و ضد تب است .
درمان درد معده با موز
برخي اوقات ناراحتي معده، شبيه زخم معده است. اما آزمايش ها نشان داده اند که چنين نيست. ممکن است آن را سوء هاضمه بناميد، ولي پزشکان اين حالت را " سوء هاضمه بدون زخم" نام نهاده اند و اين بدان معني است که فرد به نوعي ناراحتي معده دچار مي شود که گهگاه با دل درد و تهوع همراه مي باشد و غالباً به دنبال خوردن غذا اتفاق مي افتد که نوعي حساسيت فوق العاده معده مي باشد. بررسي هاي پژوهندگان هندي بر روي تعدادي بيمار نشان داد که موز مي تواند درمان اين حساسيت باشد. اين مداواي سنتي، سبب رفع آشفتگي معده ، به خصوص تسکين سوء هاضمه شد.
پس به اين ترتيب معلوم مي شود که موز چهار برابر مؤثرتر از دارونماها بوده است. دکتر رونالد هافمَن، نويسنده مقاله مي گويد:" چنانچه از دل درد و سوء هاضمه رنج مي بريد، مصرف روزي يک عدد موز شما را از پزشک بي نياز مي کند."
از سوي ديگر، در مصرف قهوه اعم از کافئين دار يا بدون کافئين، نهايت احتياط را به کار بريد، زيرا طبق بررسي هاي صورت گرفته به وسيله پژوهندگان دانشگاه ميشيگان، قهوه ممکن است سوء هاضمه ايجاد کند. پژوهش هاي آنان بر روي 55 نفر از افراد مبتلا به ناراحتي هاي گوارشي آشکار ساخت که نيمي از اين افراد با نوشيدن روزانه حداقل دو فنجان قهوه دچار سوء هاضمه شده اند. حتي نوشيدن قهوه بدون کافئين هم موجب سوء هاضمه مي شود. در اين مورد محققان معتقدند :" ممکن است در قهوه نوعي اسيد وجود داشته باشد که باعث اختلالات گوارشي مي شود."
چه نوع مواد غذايي بيشتر باعث ناراحتي هاي معده مي شود؟
پژوهندگان آلماني در بيمارستان مونيخ اين پرسش را مطرح ساختند و پاسخي را که دريافتند براي شما در زير آورده ايم :
گاهي معده افراد سالم با خوردن موادغذايي مانند مايونز، کلم، خوراک هاي سرخ شده و شور دچار درد شده و از خود واکنش نشان مي دهد. کساني که دچار سوء هاضمه ( بدون زخم ) شده اند، با صرف قهوه، گوشت قرمز، غذاهاي سرخ شده، نوشابه هاي گازدار و آب ميوه به درد معده گرفتار مي شوند. افرادي هم که زخم معده دارند، پس از خوردن قهوه، نوشابه هاي گازدار و آب ميوه با شديدترين واکنش هاي دردناک معده روبرو مي شوند.
خواص باورنکردنی موز برای سلامتی
در طب باستان هند و ایران این میوه ی طلایی به عنوان کیمیای جوانی شناخته میشده است. امروزه پژوهشگران معتقدند که موز به سیستم هاضمه کمک می کند و حس جوانی و شادابی را در فرد زنده نگه می دارد. موز می تواند در نگهداشتن کلسیم، فسفر، و نیتروژن کمک می کند. کلیه ی موارد فوق برای ایجاد بافت های مناسب هاضمه مهم هستنند. موز دارای نوعی شیرینی طبیعی نیز می باشد که به حفظ شادابی و تسریع متابولیسم در فرد کمک می کند.
اختلالات معده و روده
موز به دلیل خاصیت و بافت ویژه ای که دارد، به عنوان دارویی مفید برای جلوگیری از بروز اختلال در اعماء و احشاء داخلی بدن به شمار می رود. به دلیل بافت ملایمی که دارد، از ایجاد زخم معده جلوگیری نموده و محققان به شوخی نام "ویتامین U" به آن می دهند. موز تنها میوه ای است که مبتلایان به زخم معده بدون هیچ پرهیزی میتوانند از آن استفاده کنند. این میوه می تواند فضای اسیدی که میوه های دیگر ممکن است در معده بوجود آورند را از میان ببرد و محیط معده را خنثی نگه دارد. موز رسیده به عنوان یکی از موثرترین درمان ها برای ورم معده، زخم معده و از بین بردن یبوست به شمار می رود. موز نشانه های بیماری های فوق الذکر را کاهش داده و مرحله ی بهبودی را تسریع می بخشد.
یبوست و اسهال
موز در جلوگیری از اسهال و یبوست نقش فعالی را بازی می کند. این میوه شامل موادی می باشد که مکانیسم و عملکرد بافت های روده ای را در حد نرمال نگه می دارد. در زمان یبوست بافت موز به گونه ای عمل می کند که سبب می شود روده به اندازه ی کافی آب به خود جذب کند. این امر به دلیل وجود پکتین در موز اتفاق می افتد؛ به این شکل که آب زیادی را در خود انباشته کرده و به توده سازی در روده کمک میکند. موز در تغییر ماهیت باکتری های روده نیز بی تاثیر نیست. به عنوان مثال این توانایی را دارد که انواع مضر باسیل ها را به باسیل اسیدوفیلوس تبدیل نماید.
اسهال خونی
خیس کردن موز در آب به همراه قدری نمک به عنوان یکی از موثرترین روش های درمان اسهال خونی به شمار می رود. موز همچنین برای جلوگیری از ایجاد اسهال در کودکان نیز مفید است؛ اما پیش از مصرف باید به خوبی آنرا له کرده و به صورت کرم در آورید و سپس به کودک بدهید.
آرتروز و نقرس
موز همچنین در تسکین و درمان التهاب مفاصل و نقرس نیز مفید است. اگر برای مدت زمانی در حدود 3 تا 4 روز در رژیم غذایی خود از موز استفاده کنید، مطمئن باشید که بهبود پیدا خواهید کرد. بیمار می تواد درطول این زمان، روزانه 8 تا 9 موز مصرف کرده و دیگر چیزی نخورد تا بهبودی سریعتر حاصل شود.
کم خونی
از آنجایی که موز سرشار از آهن می باشد، در درمان کم خونی موثر است. این میوه توانایی آن را دارد که تولید هموگلوبین موجود در خون را به بالاترین میزان خود کاهش دهد.
آلرژی
استفاده از این میوه به افرادیکه به برخی از غذاهای خاص حساسیت دارند، از خشکی پوست رنج میبرند، سوء هاضمه داشته، و یا به بیماری آسم مبتلا هستند اکیداً توصیه می شود. موز برخلاف میوه های مشابهی که دارای پروتئین هستند، حاوی آمینو اسیدهای سنگین که برخی از افراد قادر به مصرف آنها نیستند، نمی باشد؛ به راحتی هضم شده و هیچ گونه واکنش آلرژیکی را در بدن از خود بروز نمی دهد. موز تنها حاوی آمینو اسیدهای سبکی است که به ندرت اتفاق می افتد که در فرد باعث ایجاد واکنش های آلرژیک شود. البته در این میان برخی از افراد نیز هستند که حتی به سبک ترین آمینو اسیدها آلرژی دارند و نباید از این میوه استفاده کنند.
مشکلات کلیوی
از آنجایی که موز حاوی مقادیر بالایی کربوهیدرات بوده و میزان نمک و پروتئین آن پایین می باشد، برای بیماران کلیوی انتخاب مناسبی به شمار می رود. این میوه برای افراد اورمی – نوعی مسمومیت ناشی از ازدیاد اوره در خون – مفید است. در حالت بروز چنین وضعیتی کافی است بیمار برای 3 تا 4 روز رژیم موز بگیرد و روزانه 8 تا 9 موز مصرف کند. این شیوه ی درمانی برای کلیه ی بیماری های کلیوهی از جمله ورم کلیه مفید است.
اختلالات ادراری
آبی که از ساقه ی موز گرفته می شود به عنوان یکی از معروف ترین شیوه های درمانی اختلالات ادراری محسوب می شود. این ماده توانایی آن را دارد که عملکرد کبد و کلیه را بهبود بخشیده و از شدت بیماری در مثانه بکاهد. به این صورت که عفونت و یا مسمویمت موجود در اعماء و احشا را پاک کرده و آن را به همراه ادرار از بدن خارج میکند. همچنین برای دفع سنگ کلیه، سنگ مثانه، صفرا، و پروستات نیز موثر است. بد نیست که برای دفع سنگ ها موز را با کدو مخلوط کرده و بعد میل کنید.
اضافه وزن
رژیمی که در آن موز له شده به همراه شیر مصرف شود، به عنوان یکی از بهترین شیوه های درمانی چاقی به شمار می رود. به صورت دوره ای می توانید از این رژیم غذایی استفاده کنید. به این ترتیب که رژیم غذایی خود را به مصرف روزی 6 موز محدود کرده و موزها را با شیر مخلوط کنید و بخورید. این رژیم غذایی را برای 10 تا 15 روز ادامه دهید. پس از این دوره میوه و سبزی های سبز رنگ را نیز می توایند به رژیم غذایی خود اضافه کنید. میزان مصرف روزانه موز را به تدریج از 6 عدد به 4 عدد کاهش دهید. این رژیم را می توانید تا زمانیکه به نتیجه ی دلخواه می رسید، ادامه دهید. موز به این دلیل برای افرادی که دارای اضافه وزن هستند، مفید است که حاوی سدیم نمی باشد.
اختلالات قاعدگی
موز پخته شده به همراه کشک می تواند اختلالت مربوط به زمان قاعدگی از جمله دردهای شدید قاعدگی و خونریزی شدید را کاهش دهد. موز سبب ترشح هورمون پروژسترن می باشد که از خونریزی زیاد جلوگیری می نماید.
زخم و سوختگی
می توانید با له کردن موز، یک مرهم فوق العاده برای زخم ها و سوختگی های خود درست کنید. می توانید این خمیر چسبناک را بر روی محل زخم و سوختگی بمالید و سپس روی آن را بانداژ کنید. این امر به شما تسکین آنی می دهد. همچنین برگ های جوان درخت موز می توانند مرهمی مناسبی برای التهاب و تاول باشند
گياهان زراعي تراريخته، گياهاني شبيه به همتاي طبيعي خود هستند، با اين تفاوت كه با استفاده از دستكاري ژنتيكي، در يك يا چند صفت ويژه نسبت به نوع طبيعي خود برتري دارند. كشت اين گياهان منافعي را براي توليدكنندگان (كشاورزان) و مصرفكنندگان در بردارد؛ بهعنوان مثال، علاوه بر اينكه محصول بيشتري عايد توليدكننده مي شود، مواد شيميايي كمتري (آفت كش يا علف كش) نيز مصرف مي شوند. مصرف كننده نيز مواد غذايي ايمن تري را در نتيجة كاهش استفاده از مواد شيميايي در توليد محصولات كشاورزي، مصرف خواهد كرد. تاكنون محصولات تراريخته در گياهان مختلفي در جهان توليد شدهاند كه از آنجمله مي توان موارد زير را نام برد:
سويا، برنج، ذرت، جو، پنبه، سيبزميني، كلزا، سيبزميني شيرين، گوجهفرنگي، كدو، چغندرقند، پاپايا، سيب، انبه، موز، آناناس و نارگيل.
گزارش برنامة جهاني غذا در سال 2003 نشان داد كه به تعداد افرادي كه در جهان دچار سوء تغذيه هستند، 25ميليون نفر افزوده شده و از 815ميليون نفر به 840ميليون نفر رسيده است. در چنين شرايطي، نياز به توليد مواد غذايي بيشتر، بيش از پيش احساس ميشود و بيوتكنولوژي و بهخصوص كشت گياهان زراعي تراريخته ميتواند از طرق زير در تأمين غذاي ميليونها نفر انسان مؤثر باشد:
- افزايش محصول گياهان زراعي و در نتيجه توليد غذاي بيشتر در جهان؛
- حفظ تنوع زيستي بهعنوان يك فاكتور مهم در توليد محصول بيشتر؛
- افزايش پايداري محصول در برابر تنشهاي زنده و غيرزنده؛
- ايجاد منافع اقتصادي و اجتماعي براي جوامع مختلف و در نتيجه، كاهش فقر در كشورهاي در حال توسعه.
در سال 2003، 7,67ميليون هكتار (167ميليون ايكر) از اراضي كشاورزي جهان به زير كشت گياهان زراعي تراريخته رفت كه 3درصد نسبت به سال 2002 بيشتر شد و به حدود 15درصد از كل اراضي زير كشت دنيا رسيد. اين آمار و ارقام، 3ميليون هكتار سوياي تراريختهاي را نيز شامل ميشود كه براي اولين بار در سال 2003 در كشور برزيل مجوز كشت دريافت كرد. نمودار 1 سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته را از سال 1996 تا 2003 نشان ميدهد.
نمودار 1. سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته را از سال 1996 تا 2003 (ميليون هكتار)
آمارها نشان ميدهد كه از سال 1996 كه گياهان تراريخته براي اولينبار در مقياس وسيع كشت شدند تا سال 2003، سطح زير كشت اين گياهان در جهان مرتباً در حال افزايش بوده است؛ بهطوريكه سطح زير كشت در سال 2003 تا 40 برابر نسبت به سال 1996، افزايش داشته است و از 7,1ميليون هكتار در سال 1996، به 7,67ميليون هكتار در سال 2003 رسيده است. همچنين، تعداد كشورهاي كشتكنندة اين گياهان در سال 2003 نسبت به سال 1996، به بيش از دو برابر رسيده است.
سهم كشورهاي در حال توسعه از كشت گياهان زراعي تراريخته در سال 2003 نسبت به سالهاي قبل از آن بيشتر شده است؛ بهطوري كه از 14درصد در سال 1997 به 30درصد در سال 2003 رسيده است (جدول1). يعني يعني در سال 2003، تقريباً يكسوم (4,20ميليون هكتار) از كل سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته در جهان (7,67ميليون هكتار) مربوط به كشورهاي در حال توسعه شده است (نمودار 2).
افزايش سهم كشورهاي در حال توسعه در اين رابطه، تا حدي به كشت سوياي تراريخته براي اولين بار در برزيل و همچنين افزايش سطح زير كشت اين گونه گياهان در چين، آرژانتين، آفريقاي جنوبي و هند مربوط است.
نمودار 2. كل سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته در كشورهاي صنعتي و در حال توسعه (ميليون هكتار)
ميزان افزايش سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته در سالهاي 2002 تا 2003 در كشورهاي در حال توسعه (4,4 ميليون هكتار) و صنعتي (6,4 ميليون هكتار) تقريباً با هم برابر بود (جدول1)؛ اما درصد رشد در كشورهاي در حال توسعه (28درصد) بيش از دو برابر كشورهاي صنعتي (11درصد) بود.
در سال 2003، شش كشور عمدة توليدكنندة محصولات تراريخته (آمريكا، آرژانتين، كانادا، برزيل، چين و آفريقاي جنوبي)، 99درصد از سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته را به خود اختصاص دادهاند. جدول 2 سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته را در كشورهاي مختلف در سالهاي 1996 تا 2003 نشان ميدهد.
ملاحظه ميشود كه از اين شش كشور پيشرو در زمينه كشت گياهان زراعي تراريخته، چهار كشور در حال توسعه و دو كشور جزء كشورهاي صنعتي هستند (نمودار 3). در اين كشورها، آمريكا با 8,42ميليون هكتار (63درصد) سطح زير كشت، مقام اول را دارد و پس از آن، بهترتيب آرژانتين با 9,13ميليون هكتار (21درصد)، كانادا با 4,4ميليون هكتار (6درصد)، برزيل با 3ميليون هكتار (4درصد)، چين با 8,2ميليون هكتار (4درصد) و آفريقاي جنوبي با 4,0 ميليون هكتار (1درصد) در ردههاي دوم تا ششم قرار دارند.از اين شش كشور، چين و آفريقاي جنوبي با نرخ رشد 33درصد، بالاترين نرخ رشد سالانه را بهخود اختصاص دادهاند. چين در سال 2003، سطح زير كشت پنبة Bt خود را تا 8,2ميليون هكتار افزايش داد كه اين مقدار برابر 58درصد از سطح زير كشت پنبه اين كشور در سال 2003 (8,4ميليون هكتار) است. آفريقاي جنوبي نيز در سال 2003، سطح زير كشت گياهان زراعي تراريختة خود را كه شامل ذرت، سويا و پنبة تراريخته بود، افزايش داد و به 4,0ميليون هكتار رساند كه در مورد ذرت سفيد، ميزان رشد سالانه بيشتر از بقيه محصولات بود؛ بهطوريكه سطح زير كشت اين گياه در اين كشور از 6هزار هكتار در سال 2003 به 84هزار هكتار در سال 2003 افزايش يافت.
سطح زير كشت گياهان تراريخته در كانادا نيز با يك ميليون هكتار افزايش (26 درصد) در سال 2003 نسبت به سال قبل به 4,4ميليون هكتار رسيد. اين يك ميليون هكتار افزايش، مربوط به كشت سه گياه تراريختة كلزا، ذرت و سويا بوده است. در آرژانتين، بهرغم مشكلات اقتصادي، سطح زير كشت گياهان تراريخته در سال 2003، حدود 3درصد رشد داشته است كه در مورد ذرت Bt، افزايش ميزان سطح زير كشت بيشتر از ساير محصولات بوده است.
نمودار3. كل سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته در سالهاي 1996 تا 2003 در شش كشور پيشرو (ميليون هكتار)
در آمريكا، رشد محصولات تراريخته در سال 2003، 10درصد بود (8,3ميليون هكتار) كه اين ميزان رشد بهترتيب مربوط به ذرت مقاوم به حشره و علفكش و سوياي مقاوم به علفكش بوده است.
علاوه بر اين كشورها، كشورهاي ديگري نيز به جمع كشورهاي توليدكنندة محصولات تراريخته پيوستند. بهعنوان مثال، دو كشور برزيل و فيليپين، كشت گياهان زراعي تراريخته را براي اولين بار در سال 2003 تصويب كردند. برزيل بهطور قانوني كشت سوياي مقاوم به علفكش را در اواخر سپتامبر 2003 و كمي قبل از شروع فصل كشت، تصويب كرد و اين زماني بود كه 50درصد زمينها به زير كشت سويا رفته بود. با اين وجود، 3 ميليون هكتار از اراضي كشاورزي اين كشور به زير كشت سوياي تراريخته رفت. در فيليپين، در سال 2003 و براي اولين بار 20هزار هكتار به زير كشت ذرت Bt رفت و به اين ترتيب برزيل و فيليپين به جمع 16 كشور عمدة توليدكنندة گياهان تراريخته پيوستند تا شمار اين گونه كشورها در سال 2003 به 18 كشور افزايش يابد. علاوه بر اين كشورها، كشورهاي ديگري نظير هند، اسپانيا، اروگوئه و روماني نيز افزايش توليد محصولات تراريخته را در سال 2003 گزارش كردند. هند سطح زير كشت پنبة Bt خود را در سال 2003 تا 100درصد افزايش داد. اسپانيا سطح زير كشت ذرت Bt را تا يك سوم افزايش داد كه اين مقدار، 6درصد از كل سطح زير كشت ذرت را در اين كشور در سال 2003 تشكيل ميدهد. در برخي از كشورها نيز مانند كلمبيا و هندوراس كه در سال 2002 به جمع كشورهاي توليدكنندة محصولات تراريخته پيوستند، رشد كمتري ديده ميشود.
از ميان اين كشورها فقط در استراليا سطح زير كشت اين گياهان در سال 2003 كمتر شده است كه به دليل خشكساليهاي متوالي است كه بدترين خشكساليهاي تاريخ اين كشور محسوب ميشود. تنها گياه تراريختة كشتشده در اين كشور پنبه بوده است كه يكسوم از كل سطح زير كشت پنبة استراليا را به خود اختصاص داده است.
از 18 كشور توليدكنندة محصولات كشاورزي تراريخته، 11 كشور جزو كشورهاي در حال توسعه و 7 كشور صنعتي هستند. آمار و ارقام سالهاي گذشته نشان ميدهد كه تعداد كشورهاي توليدكننده مرتباً در حال افزايش است؛ بهطوري كه از 6 كشور در سال 1996 به 9 كشور در سال 1998 و 13 كشور در سال 2001 و در نهايت 18 كشور در سال 2003 افزايش يافته است.
در بين گياهان زراعي تراريختة كشتشدة مختلف در سالهاي 1996 تا 2003 (جدول 3)، چهار گياه عمده وجود دارند كه سطح زير كشت آنها عبارتند از سويا 4,41ميليون هكتار (61درصد از سطح زير كشت كل گياهان زراعي تراريخته)، ذرت 5,15ميليون هكتار (23درصد)، پنبه 2,7ميليون هكتار (11درصد) و كلزا 6,3ميليون هكتار (5درصد).
نمودار4. سطح زير كشت گياهان زراعي مختلف در سالهاي 1996 تا 2003
سطح زير كشت تمام اين گياهان در سال 2003 نسبت به سال 2002 افزايش يافت؛ بهطوريكه اين افزايش در مورد سويا، ذرت، پنبه و كلزا بهترتيب معادل 9,4ميليون هكتار، 1,3ميليون هكتار، 4,0ميليون هكتار و 6,0ميليون هكتار بود. نمودار 4 وضعيت اين چهار گياه را در سالهاي 1996 تا 2003 نشان ميدهد. در بين اين چهار گياه، ذرت با 25درصد رشد نسبت به سال 2002 بيشترين ميزان رشد سالانه را به خود اختصاص داد.
در مدت هشت سالة 1996 تا 2003، وارد كردن صفت "مقاومت به علفكش" به گياهان زراعي، اولويت اول توليد گياه تراريخته بوده است؛ بهطوريكه كل سوياي تراريخته كشت شده در دنيا در سال 2003، سوياي مقاوم به علفكش بوده است. واردكردن صفت "مقاومت به حشره" به گياهان زراعي نيز در اولويت دوم بوده است (جدول 4 و نمودار 5).
نمودار5. كل سطح زير كشت گياهان زراعي تراريخته در سالهاي 1996 تا 2003 براساس نوع صفت
در سال 2003، كشت سويا، ذرت، كلزا و پنبه تراريخته با صفت "مقاومت به علفكش"، 73درصد و يا 7,49ميليون هكتار از كل سطح زير كشت گياهان تراريخته (7,67ميليون هكتار) را بهخود اختصاص دادند. صفت مقاومت به حشره (گياهان Bt) با 2,12ميليون هكتار (18درصد) در ردة دوم و تركيب صفات تحمل به علفكش و مقاومت به حشره در پنبه و ذرت با 9درصد از سطح كل زير كشت گياهان زراعي تراريخته در سال 2003، در ردة سوم قرار داشتند.
سوياي مقاوم به علفكش، گياه زراعي تراريختة غالب در سال 2003 بود كه بهطور تجاري در هفت كشور آمريكا، آرژانتين، كانادا، مكزيك، روماني، اروگوئه و آفريقاي جنوبي كشت شد. بهطور كلي، سوياي مقاوم به علفكش با 6,41ميليون هكتار (61درصد از سطح كل زير كشت گياهان زراعي تراريخته) در ردة اول قرار داشت. ذرت Bt با 1,9ميليون هكتار (13درصد) در ردة دوم قرار گرفت. اين گياه در 9 كشور آمريكا، كانادا، آرژانتين، آفريقاي جنوبي، اسپانيا، فيليپين، هندوراس، اوراگوئه و آلمان كشت شد. بيشترين ميزان سطح زير كشت ذرت Bt، مربوط به كشور آمريكا بود. آفريقاي جنوبي نيز با كشت 84هزار هكتار ذرت سفيد در سال 2003 كه براي مصارف خوراكي استفاده ميشود، ميزان سطح زير كشت اين محصول را نسبت به سال 2001 كه براي اولين بار اين گياه معرفي شد، 14 برابر افزايش داد. سومين گياه عمدة تراريخته، كلزاي متحمل به علفكش بود كه 6,3ميليون هكتار (5درصد) از اراضي زير كشت گياهان زراعي تراريخته را بهخود اختصاص داد و در دو كشور كانادا و آمريكا كشت شد (جدول 5).
يك روش معمول براي ارزيابي ديدگاه جهاني راجع به گياهان زراعي تراريخته، بيان آمار و ارقام جهاني كشتوكار اين گياهان است. در سال 2003، 55درصد از 77ميليون هكتار اراضي زير كشت سويا در جهان، به سوياي تراريخته اختصاص داشته است؛ اين ميزان در سال 2001، 51درصد بوده است، يعني 4درصد افزايش رشد داشته است. از 34ميليون هكتار زير كشت پنبه در جهان در سال 2003، 21درصد يا 2,7ميليون هكتار زير كشت پنبة تراريخته بوده است (در سال 2002 اين رقم 20درصد بود). سطح زير كشت كلزاي تراريخته 16درصد يا 6,3ميليون هكتار از 22ميليون هكتار اراضي زير كشت كلزا را در جهان در سال 2003 بهخود اختصاص داد (در سال 2002 اين رقم 12درصد بود). در مورد ذرت نيز از 140ميليون هكتار زير كشت ذرت در جهان در سال 2003، 11درصد يعني 5,15ميليون هكتار به كشت ذرت تراريخته اختصاص داشت كه اين آمار نسبت به 9درصد يا 4,12ميليون هكتار در سال 2002، بيشتر بوده است (جدول 6 و نمودار 7).
نمودار7. تمايل جهاني براي كشت گياهان زراعي تراريخته عمده در سال 2003 (ميليون هكتار)
مجموع سطحهاي زيركشت اين چهار محصول عمده در سال 2003 (ارقام معمولي و تراريخته) ، 272ميليون هكتار است كه با توجه به سطح 7,67ميليون هكتاري مربوط به ارقام تراريخته، حدود 25درصد از كل سطح زير كشت اين چهار گياه، مربوط به ارقام تراريخته است. اين نسبت در سال 2002، 22درصد بوده است.
در سال 2003، ارزش بازار جهاني گياهان زراعي تراريخته حدود 5,4 تا 75,4ميليارد دلار بود (در سال 2002 اين رقم 4ميليارد دلار بود). اين ميزان معادل 15درصد از بازار جهاني 31ميليارد دلاري حفاظت از نباتات و 13درصد از بازار جهاني 30ميليارد دلاري توليد بذر تجارتي است و بر اساس قيمت فروش بذر تراريخته و تكنولوژي مورد استفاده در اين پروسه تعيين شده است. پيشبيني ميشود تا سال 2005، ارزش كل بازار گياهان زراعي تراريخته، به 5 ميليارد دلار و يا بيشتر برسد.
آمارهاي مربوط به سالهاي 1996 تا 2003 نشان ميدهد كه كشت گياهان زراعي تراريخته، مورد توجه كشاورزان قرار گرفته است؛ بهطوريكه هر سال بر تعداد كشاورزان كشتكنندة اين محصولات چه در كشورهاي در حال توسعه و چه در كشورهاي صنعتي، افزوده شده است؛ بهعنوان مثال تعداد اين كشاورزان در جهان از 6ميليون نفر در سال 2002 به 7ميليون در سال 2003 رسيد. لازم بهذكر است كه بيش از 85درصد اين كشاورزان، جزء كشاورزان خردهپا و فقير بودند كه پنبة Bt را در 9 استان در چين و همچنين جلگههاي Makhathini در استان KwaZulu Natal در آفريقاي جنوبي كشت كرده بودند.
عليرغم مباحثي كه در زمينة خطرات احتمالي استفاده از محصولات تراريخته در سطح جهان وجود دارد، بهطور مداوم بر سطح زير كشت اين گياهان و همچنين تعداد كشاورزاني كه به كشت اين محصولات ميپردازند، افزوده ميشود؛ بهطوريكه پيشبينيها نشان ميدهد كه در پنج سال آينده، سطح زير كشت اين گياهان به 100ميليون هكتار برسد و بيش از 10ميليون نفر كشاورز در حداقل 25 كشور، اين گياهان را كشت كنند. همچنين انتظار ميرود كه سهم كشاورزان خردهپا در كشورهاي در حال توسعه از كشت اين گونه گياهان، بهطور معنيداري افزايش يابد و بازارهاي ملي و جهاني اين گياهان مرتباً رشد كند. موارد زير، گوياي افزايش رغبت كشورهاي مختلف به كشت گياهان زراعي تراريخته است:
هند و برزيل كشورهايي هستند كه جديداً به جمع كشورهاي كشتكنندة گياهان زراعي تراريخته پيوستهاند. اين دو كشور، سطح زير كشت پنبة Bt و سوياي متحمل به علفكش را به طور معنيداري افزايش دادهاند. در رابطه با كشت پنبه و ذرت تراريخته، در سال 2003 سطح وسيعي از اراضي كشاورزي كشور آمريكا به زير كشت پنبة تراريخته
با دو ژن Bt بهنامهايcry1Ab ،cry1Ac و همچنين كشت ذرت تراريخته با دو صفت مقاومت به كرم ريشه ذرت
(با ژن cry3Bb1) و مقاومت به آفات متعلق به خانواده پروانهها (در ذرت با ژن cry1Fa2) رفت. همچنين، انتظار
بر اين است كه در 3 سال آينده، پنج ژن Bt جديد و در نتيجه واريتههاي جديد ذرت مقاومت به حشره بهدست آيد. بنابراين سطح زير كشت ذرت تراريخته در جهان با هدف مقاومت به حشره و تحمل علفكش و همچنين استفاده توأم از اين دو در حال افزايش است. برخي كشورها نيز مانند اوروگوئه كشت گياهان تراريخته جديدي را مثل ذرت تراريخته تصويب كردهاند.
در سال 2003، سه كشور پرجمعيت آسيايي يعني چين، هند و اندونزي (كل جمعيت اين سه كشور 5,2ميليارد نفر و مجموع توليد ناخالص ملي (GDP) آنها بيش از 5,1 تريليون دلار است)، سه بلوك عمدة اقتصادي آمريكاي لاتين، يعني آرژانتين، برزيل و مكزيك (كل جمعيت اين سه كشور 300 ميليون نفر و توليد ناخالص ملي آنها روي هم 130ميليارد دلار است) و برترين كشور قارة آفريقا در ابعاد اقتصادي يعني آفريقاي جنوبي (با 45ميليون نفر جمعيت و توليد ناخالص ملي 130 ميليارد دلار)، همگي بهطور قانوني كشت گياهان زراعي تراريخته را تصويب كردهاند و ميليونها هكتار را به زير كشت اين گونه گياهان بردهاند.
بنابراين در دنيا 10 كشور برتر، به كشت و توليد گياهان زراعي تراريخته ميپردازند و با توجه به جمعيت اين كشورها، تقريباٌ 3 ميليارد نفر (حدود نيمي از جمعيت دنيا) با GDP كل 13تريليون دلار (تقريباً نيمي از GDP 30تريليون دلاري جهان) از منافع اين گونه گياهان استفاده ميكنند.
در چنين شرايطي و با توجه به نياز كشور به منابع غذايي و كشاورزي وارداتي، معقول بهنظر نميرسد كه كشت گياهان تراريخته را صرفاً بهدليل نگرانيهاي احتمالي ممنوع نماييم. البته مضر و يا غيرمضر بودن يك گياه تراريخته براي سلامتي بشر و محيطزيست، نيازمند انجام آزمايشهاي تخصصي و كارشناسي است. بنابراين رد يا قبول كشت و توليد گياهان تراريخته بايد بر اساس مستندات علمي و كارشناسي باشد.
مقدمه :
شهرياري ، روشنفكري آزاده و عاشقي در خدمت به مردم است . مجال آن نيست كه همه ويژگي هاي نيك او از جمله انديشه هاي متوقي و ارزشمندش ، محبت و ادب فراوانش ، استواري در عمل و كلامش دراين جا باز گوشود . او نمونه اي كامل و شاهدي زنده از تواناييهاي فرهنگ اصيل و دانش علمي پرتوان اين سرزمين است .
شهرياري نه فقط يك رياضي دان كه يك چهره سياسي است و در اين راستا ، چه تلاشها نكرده و چه اثرهايي كه برجا نگذاشته است . اوهمواره در زندگي ، آزادي خواه و ايران دوست بوده و با توجه به حجم گسترده آثار با ارزشش ، چه درزمينه رياضيات و چه در عرصه تحقيقات ادبي وتاريخي ، فلسفي و داستاني ، مي توان گفت كه در وحله نخست ، اويك اديب ودر مرحله بعد ، يك رياضي دان و سپس ، يك جامعه شناس و سياستمدار است .
شهرياري موجود والايي است كه حتي مخالفانش در وطن پرستي و عشق او به فرهنگ ملي ايران ، ترديدي ندارند . زنده است و زندگي بخش . كار و ايثار براي او نيايش است . طراوت و سادگي قلم او در كمتر اثري مي توان يافت . او درد دردمندان را مي شناسد و او باعشقي كه به حقيقت در وجود خدا دارد ، زندگي ميكند . به دور از خود خواهي و پيوسته ديگر خواه و هميشه نسبت به خود بي ترحم و در مورد ديگران درد شناس است . همچون لبخند ، بي ادعا و همچون ابر ، مهربان و بي دريغ است . راد مردي شجاع ، مومني شيدا و مترجمي زبردست است .
تامل و پژوهش در آثار او ، خود مطلبي دلپذير و شايسته كاوش است . نثري شيوا ، ساده و استوار و دلنشين دارد . طي ساليان دراز از طريق انتشار مجلاتي همچون سخن علمي ، آشنايي با رياضيات ، چيستا در گسترش و تقويت زبان و ادب فارسي و نيز دانش رياضي و تاريخ و فلسفه علم كوشيده است و به جاست كه نامش محترم و پايدار بماند .
يقين است كه همه كساني كه با شهرياري وآثار او آشنا هستند ، براين عقيده اند كه در ايران كم تر دانشمندي چون او ، علاوه بر فضايل اخلاقي و حسن خلق و حوصله و ادراك ، تقريبا بسياري از علوم زمان خود را بشناسد و بر آنها احاطه اي به كمال داشته باشد .
در دوم آذر ماه 1305 در محله دولت خانه كرمان پرويز شهرياري چشم به جهان گشود . پدرش شهريار، روز مزد و دهقان زاده بود . مادرش ((گلستان)) نيز دهقان زاده بود وهردو زرتشتي مذهب دوران كودكي استاد پرويز شهرياري در فضايي وهم آلود كه فقر سايه سنگين خود را برآن گسترده بود گذشت . فقري فرهنگي و مالي كه پنج خواهر وبرادر و پدر او را به دليل غذايي و عدم حضور پزشك در كرمان آن زمان از او گرفته بود .
شهريار دهقان ( پدر استاد شهرياري ) در اواخر سال 1315 به خاطر درگيري با مالك از كار اخراج شد و در كارخانه ريسندگي ((خورشيد )) كه حيات خود را تازه در كرمان آغاز كرده بود مشغول كار شد .
ورود به فضاي بسته ، پرغبار و بي روح سالن ريسندگي ، دهقان زاده پرورده در دامن طبيعت را به سمت بيماري سوق داد و سرانجام در زمستان 1317 در سن 46 سالگي به خاطر تجويز داروي اشتباه وي را گرفتار مرگ زود هنگام كرد .
پس از فوت پدر ، پرويز ماند با يك خواهر بزرگتر و دو برادر كوچكتر و مادري كه سرپرست واقعي خانواده بود . هرچند سرپرستي ظاهري بچه ها به عهده پرويز گذاشته شد ، اما سرپرست واقعي آنهاشيرزني بود به نام (( گلستان )) كه براي ادامه تحصيل و زندگي بچه ها به انجام كارهاي سخت از قبيل پنبه پاك كني ، پشم ريسي و بادام شكني روي كرد تا فرزندان خود را به عالي ترين مدارج علمي برساند ، تا جامعه علمي و فرهنگي ايران به حضور پرويز شهرياري ببالد .
سال شمار زندگي استاد شهرياري :
1305 – 2 آذر تولد در شهر كرمان ودر محله دولت خانه .
1311 – مهرماه آغاز تحصيل در دبستان كاوياني .
1318 – اول دبيرستان ، دبيرستان ايرانشهر.
1321 – ورود به دانشسراي مقدماتي كرمان .
1323 – خرداد ، فراغت از تحصيل در دانشسراي مقدماتي كرمان .
ــــــــ شهريور، ورود به تهران .
ــــــــ مهر ، ورود به كلاس مقدماتي دانشكده ادبيات براي گرفتن ديپلم .
1324 – مهر ، ورود به دانشگاه علوم رشته رياضي ، تدريس در كلاسهاي شبانه ، تدريس در دبستان كاخ ميدان رشديه ،
ــــــــ اسفند ، آغاز فعاليت سياسي .
1325 – تابستان در آموزشگاه و دبيرستان (( فيروزبهرام )) و حدود يك ماه كار در راه آهن براي تامين مخارج زندگي .
ــــــــ انتشار ماهنامه انديشه ما كه 12 شماره منتشر شد .
1327 – انتشار اولين كتاب (( جنبش فراك وفردكيان ))
1328 – فروردين اولين بازداشت به جرم دگرانديشي براي مدت 3 ماه ومحروم ماندن از شركت دراستان نهايي .
1329 – تهيه يك دوره كتب درسي رياضي دوره اول دبيرستان .
1331 – آذربه علت تاخير نخست با ثبت نام ايشان مخالفت مي شود كه بااعتراض دانشجويان و
اعتصاب آنها ثبت نام مي شدند ، ادامه تحصيل در دانشكده علوم .
1331 – تامرداد 33 سردبيري هفته نامه (( وهومن )) انتشار حدود چهل شماره .
ــــــــ چاپ اولين ترجمه كه درزندان صورت گرفت : (( تاريخ حساب و بند تاتون ))
1332 – خرداد ، گرفتن ليسانس در رشته رياضي دانشكده علوم و گرفتن ليسانس از دانشسراي عالي .
ــــــــ مهر تا خرداد 1333 . طبق حكم آموزش و پرورش تدريس در دبيرستانهاي شيراز .
1333 - ارديبهشت ، پيدا شدن كتابهاي درسي در خانه به تفتيش فرماندار نظامي و 10 روز زندان در شيراز.
ــــــــ خرداد ، به علت تحت تعقيب بودن بدون دريافت حقوق. 2 ماه آخر نقل مكان از شيراز به تهران .
1334 – يازدهم تير ، ازدواج با خانم (( زمرد بهي زاده )) .
1335 – 9 خرداد ، تولد اولين فرزند به نام شهريار .
ــــــــ زندگي مخفيانه تا آذر 35 . تدريس در يك دبيرستان و آموزشگاه شبانه به نام مستعار (( احمدي )) .
ــــــــ آذر ماه ، بازداشت خانوادگي با زن و فرزند و زنداني شدن 40 روزه در خانه اي در نارمك . پس از 40 روزآزاد شدن زن و فرزند و انتقال خود ايشان به زندان پادگان قعره 18 روزه شكنجه در حمام قديم و انتقال به انفرادي و پس از يك ماه انتقال به زندان عمومي قعره .
1336 – فروردين ، انتقال به زندان قزل قلعه تا فروردين 1337 آزاد شدن با قيد كفالت
ــــــــ تير ماه ، تولد دومين فرزند : مرجان .
1337 – مهرماه ـ كار در دبيرستان هاي ابن سينا ، مهرجرون و نوباوگان حضرابي به صورت حق التدريس .
1338 – مهرماه ، شروع به كار در دبيرستان انديشه .
1339 – تابستان راه اندازي اولين كلاس كنكور درايران به نام گروه فرهنگي خوارزمي در خيابان دانشگاه .
ــــــــ مهرماه، تاسيس دبيرستان پسرانه خوارزمي .
1340 – 20 ارديبهشت ، تولد سومين فرزند : مژده .
ــــــــ مهرماه ، تاسيس دبيرستان دخترانه مرجان .
1342 و 43 – تدريس در دانشكده فني ، دانشگاه تهران و دانشسراي عالي ( روزانه وشبانه ) .
1342 – پائيز ، راه اندازي انتشارات خوارزمي با شركت حدود 170 معلم ، با عنوان رئيس هيئت مديره .
ــــــــ تا 1349 به مدت 8 سال . انتشار 90 شماره از مجله سخن علي و فني.
1344 تابستان ، فوت مرجان در 8 سالگي دراثر تصادف با اتومبيل .
1345 – 25 خرداد ، تولد چهارمين فرزند ، شروين .
1346 – تا 1354 سرپرست دفتر ترويج علوم وزارت آموزش عالي . انتشار نشريه اي به نام (( مسائل دانشگاهي )) كه براي استادان تهيه مي شد .
1350 – تاسيس گروه فرهنگي مرجان با شركت حدود 700 دبير .
1353 – تاسيس انتشارات توكا ، با كمك 10 نفراز دوستان .
ــــــــ تاسيس مدرسه عالي علوم اراك با كمك دكتر عبدالكريم قريب و دكتر حسين گل گلاب .
ــــــــ تا 1356 ـ هفته اي يك روز تدريس در مدرسه عالي علوم اراك .
1354 – 5 تير ماه تولد پنجمين فرزند : توكا .
ــــــــ آذر ماه زنداني شدن در كميته مشترك به مدت 45 روزبه دليل كمك به يك دانشجوي اهوازي .
ــــــــ تا 1362 – مسئول نشريه هاي جانبي دانشگاه آزاد .
1356 تا اسفند 1371 – انتشار 70 شماره از جمله آشتي با رياضيات و آشنايي با رياضيات .
1357 تا 1358 – انتشار 7 شماره از نشريه آشنايي با دانش .
1360 – شهريور ، سردبيري نشريه ، چيست كه انتشارآن ادامه دارد ؟
1362 - 8 ارديبهشت ، بازداشت مجدد و اعزام به زندان 3000 ( كميته مشترك سابق ) تا آخر تير ماه 1363 .
1374 – فروردين دربيست و ششمين كنفرانس آموزش رياضي كشور دركرمان از ايشان با عنوان
پيشكسوت رياضي تجليل شد .
1376 – در اولين كنفرانس آموزشي در اصفهان از ايشان تجليل شد .
1378 – فروردين ، سخنراني در سومين گرد همايي شكوفه هاي رياضي در دانشكده علوم رياضي دانشگاه شهيد بهشتي و تجليل از استاد .
1379 – فروردين ، انتشار ماهنامه دانش و مردم كه انتشار ان ادامه دارد .
1379 – به مناسبت سال جهاني رياضيات ( سال 2000 ميلادي ) در مراكز مختلف به عنوان پيسكسوت از ايشان تجليل شد .
1380 – 2 آذر ، به مناسبت هفتادو پنجمين سال تولد ، مراسم با شكوهي با حضور دوستداران و بلند
پايگان علم وادب و هنر در سالن حركت در تهران برگزار شد .
1380 – 18 ارديبهشت ، تقديم دكتراي افتخاري توسط دانشگاه كرمان به ايشان .
ــــــــ 26 مرداد ، بزرگداشت توسط انجمن مفاخر فرهنگي ايران .
ــــــــ 1 مهر، پاسداشت در ونكو در كانادا .
ــــــــ 26 دي ، نيكو داشت زرتشتيان كرج .
ــــــــ در دست تاليف ئ ترجمه : كتاب در جستجوي هماهنگي درباره اخترشناسان – تاليف گاه شمار
رياضيات و تلاش براي تنظيم فرهنگ رياضي كه شامل تاريخ و فلسفه و كاربرد در رياضيات هم هست .كه مي توان گفت ايشان داراي 250 تاليف وترجمه است . در حدود 6000 هزار مقاله در نشريه هاي كشور ثبت كرده اند.
معلم همیشگی : پرویز شهریاری
زندگی و شرح حال استاد گرانقدر و چهره ماندگار معلمی ریاضیات پرویز شهریاری
دوران خردسالی
پدرش دهقان زادهای بود که روی زمینهای اربابی کارگری میکرد. شهریاری از خردسالی با فقر و نداری دست و پنجه نرم کرد. بعد از از دست دادن پدر، مسئولیت خانواده به گردن مادر او (گلستان شهریاری) بود.
دوران نوجوانی و جوانی
او تا سال سوم دبیرستان را در ایرانشهر گذراند و وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد. در خرداد ۱۳۲۳ فارغالتحصیل شد و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در تهران در سال ۱۳۳۲ در رشتهٔ ریاضی در دانشکدهٔ علوم دانشگاه تهران و دانشسرای عالی (دانشگاه تربیت معلم تهران کنونی) فارغ التحصیل شد [۲]. یکسال در شیراز معلم بود. بعد (در سال ۱۳۳۳) به تهران آمد. آن روزها در دبیرستان اندیشه و دبیرستانهای مربوط به گروه فرهنگی خوارزمی درس میداد. در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران، در کلاسهای روزانه و شبانهٔ دانشگاه تربیت معلم و در اراک در مدرسهٔ عالی علوم اراک هم مشغول بود)۳(
آغاز زندگی سیاسی
او چون خود پرورده دردهای اجتماعی بود، به فعالیت سیاسی رو آورد و تلاش کرد تا رسیدن به هدف، دست از مبارزه بر ندارد و با عشقی سرشار از انسانیت و فداکاری برای رهایی مردم از دردها و تضادهای اجتماعی مبارزه میکرد. در سال ۱۳۲۸ اولین بازداشت شدن و به زندان افتادن را تجربه کرد و پس از آن بارها به زندان افتاد. او در بند هم از تعلیم تعلم باز نماند و به مطالعه پرداخت. زبان روسی را در زندان فرا گرفت و دست به تالیف و ترجمه زد. تاریخ حساب تانون را در زندان ترجمه کرد.
فعالیتها
از سن ۱۵ سالگی راه معلمی را پیش گرفت. با انتشار نشریاتی چون اندیشه ما، وهومن و چیستا با توده مردم ارتباط مستقیم بر قرار نمود. با تأسیس دبیرستانهای «خوارزمی (۱۳۳۹)»، «مرجان (۱۳۴۰)» و «مدرسه عالی اراک (۱۳۳۵)» سعی نمود محیطی مناسب برای رشد جوانان مملکت ایجاد کند.
با تالیف کتابهای ریاضی در فاصله ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۲ و همزمان با آن تالیف و ترجمه صدها کتاب، در تاریخ و آموزش ریاضیات توانست نقش مهمی در پرورش فکری دانش آموزان و دانشجویان ایفا کند.
نشریهٔ سخن علمی
نشریهٔ «سخن علمی» از سال ۱۳۴۱ منتشر شد و استاد پرویز شهریاری سردبیر این نشریه بود. دربارهٔ این نشریه و سرنوشت آن استاد پرویز شهریاری مینویسد:
این نشریه هشت سال پیاپی منتشر شد: در سال اول ۶ شماره و در ۷سال بعد، هر سال ۱۲ شماره. روی هم ۹۰ شماره. در بهمن ۱۳۴۸ بلایی نازل شد. در یکی از شعبههای سازمان امنیت مرا خواستند. برایم چای آوردند و بسیار با محبت صحبت میکردند و در خواست کوچکی داشتند. مجلهٔ سخن علمی را به ما (یعنی سازمان امنیت) واگذار کنید. ما همچنان خانلری و تو را به عنوان صاحب امتیاز و سردبیر در مجله اعلام میکنیم، ولی شما هیچ دخالتی در آن نخواهید داشت. به هر کدام از شماها (دکتر خانلری و من)، ماهیانه پنج هزار تومان میدهیم؛ این قرار هم باید همین جا دفن شود. من به ظلاهر مخالفتی نکردم، ولی گفتم، اجازه بدهید سال هشتم را تمام کنیم، آن وقت خدمت میرسم و مجله را تحویل میدهم. شمارهٔ ۱۲ نشریه تا فروردین ۱۳۴۹ طول کشید و در آن یادداشتی به صورت یک برگ رنگی گذاشتم که این، آخرین شمارهاست.
به ظاهر «سازمان امنیت چند مجله را به همین صورت در دست گرفته بود. بعد از پخش مجله، آقای دکنر خانلری مرا خواست و جریان را جویا شد. به او گفتم، چه پیش آمدهاست … ولی اکنون با کاغذی که لای مجله گذاشته و پخش کردهام، گمان میکنم مسأله منتفی شده باشد و در واقع هم بعد از آن خبری نشد. برای اینکه ارزش پنج هزار تومان را در آن زمان بفهمید، باید یادآوری کنم که من از همهٔ کارهایی که میکردم، روی هم مایانه، کمتر از آن درآمدداشتم، مجلهٔ سخن علمی هم اشتراکی برابر ۲۵۰ ریال برای ۱۲ شماره داشت. [۴
استاد شهریاری هم اکنون سردبیر نشریهٔ دانش و مردم و نشریهٔ چیستا است [۵( .فعالیتهای دیگر
انتشار ماهنامه “اندیشه ماً
انتشار اولین کتاب «جنبش مزدک و مزدکیان»
تهیه یک دوره کتاب درسی ریاضی دوره اول دبیرستان
سر دبیری هفته نامه «وهومن» تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
شروع به کار در دبیرستان «اندیشه» از مهر ۱۳۳۸
راهاندازی اولین کلاس کنکور در ایران با نام گروه فرهنگی خوارزمی
تأسیس دبیرستان پسرانه خوارزمی
تأسیس دبیرستان دخترانه مرجان
آثار
تاریخ، فلسفه، کاربرد و آموزش ریاضیات
تاریخ حساب، رنه تاتون، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول ۱۳۲۹، ترجمه.
ریاضیات در شرق، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۲، ترجمه.
سرگذشت آنالیز ریاضی، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۴، ترجمه.
ریاضیات کار بسته، انتشارات هدهد، ۱۳۶۰، ترجمه.
لباچوسکی و هندسه نااقلیدسی، انتشارات توکا،۱۳۶۰، تالیف.
پویایی ریاضیات، انتشارات پویش، ۱۳۶۰، ترجمه.
اواریست گالوا، لئوپولد انیفلد، چاپ اول ۱۳۶۴ انتشارات هدهد، چاپ دوم ۱۳۷۳ نشر بردار، ترجمه.
من ریاضی دانم، نوربرت وینر، انتشارات فاطمی، چاپ اول ۱۳۶۴، ترجمه.
آفرینندگان ریاضیات عالی، ل. س. فریمان، انتشارات فردوسی، چاپ اول ۱۳۶۳، ترجمه.
خوارزمی و انفورماتیک، شرکت داده پردازی ایران، ۱۳۷۰، تالیف.
خلاقیت ریاضی، جورج پولیا، انتشارات فاطمی، ۱۳۷۳، چاپ چهارم، ترجمه.
عالی جناب چکمه (گوشهای از تاریخ ریاضیات)،انتشارات پژوهنده، چاپ اول ۱۳۷۸، چاپ دوم ۱۳۸۴، تالیف.
سرگذشت ریاضیات، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۷۸، تالیف.
لگاریتم (تاریخ استدلالی لگلاریتم)، گ. ک. استاپو، انتشارات خوارزمی، چاپ اول ۱۳۴۸.
هندسه در گذشته و حال، انتشارات امیرکبیر، سالهای پنجاه، ترجمه.
غیاث الدین جمشید کاشانی ریاضی دان ایرانی، انتشارات فنی ایران، ۱۳۷۸، تالیف.
جوهر،روش و کارآیی ریاضیات، ۳ جلد، انتشارات فنی ایران، ۱۳۸۰، ترجمه.
مسئلههای تاریخی ریاضیات *، و. د. چیستیاکوف، نشر نی، ترجمه.
فلسفه، اخلاق و ریاضیات، انتشارات پژوهنده، چاپ نخست ۱۳۸۰، ترجمه و تالیف.
خلاقیت در ریاضیات و مهندسی، انتشارات پژوهنده، چاپ اول ۱۳۸۰، تألیف و ترجمه.
ریاضیات و هنر، انتشارات پروهنده، چاپ نخست ۱۳۸۱، ترجمه و تألیف.
آموزش ریاضی، نشر مهاجر، چاپ اول ۱۳۸۴، ترجمه و تألیف.
گاهنامه ریاضی، شامل شرح حال و نظر ریاضی دانان، انتشارات مهاجر، ۱۳۸۰، تالیف.
شما هم میتوانید در درس ریاضی خود موفق باشید، انتشارات مدرسه، چاپ اول ۱۳۷۸، چاپ دوم ۱۳۸۰، تألیف.
نگاهی به تاریخ ریاضیات در ایران، شرکت انتشارت علمی و فرهنگی، چاپ نخست بهار ۱۳۸۵، تألیف.
انسان در ابعاد و عرصه هاي مختلف زندگي (رشد و تكامل، تحصيل، اشتغال، ازدواج، سلامتي، زندگي اجتماعي) اغلب با موقعيت هاي متعارض، تنش زا و چالش برانگيزي مواجه مي گردد كه بسياري از آن ها با سلامت و بهزيستي او مرتبط است. چنين موقعيت هايي و به طور خاص مشكلات مرتبط با سلامتي، نه تنها فرد را متاثر مي سازد، بلكه دربيشتر اوقات خانواده، نزديكان و عملكرد تحصيلي، شغلي و روابط اجتماعي فرد را نيز در معرض خطر آسيب قرار مي دهد. گاهي اوقات بروزموقعيت هاي تنش زا و بحراني به از هم گسيختگي فرد و كاهش توانايي او براي تعريف، تحليل و تدبير مسئله منجر مي شود. در چنين شرايطي ياري كارشناسانه مي تواند به او كمك كند تا با شناخت بهتر و چندجانبه مسئله، شناسايي راه حل هاي گوناگون، اتخاذ تصميم مناسب و بالاخره عمل، تعادل را بازيابد. معمولا نيز اغلب افراد در اين موقعيت ها در جستجوي مشاوره و كسي كه بتواند مشاور خوبي باشد، برمي ايند.
مشاوره مي تواند به مردم كمك كند تا در برابر شرايط ناخوشايند و تنش زا به نحو موثري عمل نمايند و سازگاري يابند. اين به فردي كه در ارتباط با سلامتي خود يا نزديكان دچار مشكلي شده و نيز اطرافيان اوكمك مي كند تا مسايل را به نحو بهتر و چند جانبه باز شناسند، مسئوليت خود را بيابند و بپذيرند، براي حل مشكل خود تصميم مناسب اتخاذ و بر اساس آن عمل نمايند. به عبارت ديگر مشاوره به ارتقاي دانش، انگيزه، و مهارت افراد در شناخت مسئله، و تصميم گيري آگاهانه و داوطلبانه و اجراي برنامه مراقبتي ياري مي رساند.
هدف اين گفتار معرفي مشاوره به عنوان يكي از خدمات اساسي تيم مراقبت بهداشتي و به طور خاص، مشاوران بهداشتي است. در اين نوشتار، زمينه هاي كاربرد، اصول، اهداف، سطوح، مهارت ها و مراحل فرايند مشاوره به اجمال مورد بحث قرار خواهد گرفت.
نكته : در سرتاسر اين متن، از واژه "مُراجع" به جاي بيمار، مددجو، يا مصدوم استفاده شده است. در اينجا، مراجع به هر فردي كه در زمينه سلامتي به مشاوره نياز دارد يا براي دريافت آن مراجعه مي نمايد، اطلاق مي گردد.
از نظر واژه شناسي، مشاوره به مجموعه فعاليت هايي اطلاق مي شودكه در جريان آن، فردي را در غلبه بر مشكلاتش ياري مي دهند (1). مشاوره يكي از حرفه هاي ياورانه (Helping professions) است و حرفه ياورانه را مي توان حرفه اي توصيف كرد كه اعضاي آن از آموزش وگواهينامه ويژه براي انجام خدمتي خاص و مورد نياز همنوعان جامعه خود برخوردارند (2). در طي فرايند مشاوره، فردي كه نياز دارد (مُراجع) و فردي كه حمايت، راهنمايي و ترغيب فراهم مي كند (مشاور) با يكديگر ملاقات، بحث و گفت و گو مي كنند به نحوي كه مُراجع نسبت به توانايي خود براي درك واقع بينانه و جامع تر مسئله، يافتن راه حل ها، و تصميم گيري براي حل مشكل اعتماد كسب مي كند (3). مشاوره انجام چيزي براي كسي نيست، بلكـه يك فراينـد تعاملـي و پوياست كه بـا گفت و گو درباره نگراني ها، مسائل، روابط، باورها، احساسات و رفتار ها آغازمي شود; از اين طريق چارچوب و ابعاد مسئله اي كه مُراجع درك كرده مشخص، يا به شيوه اي كارساز، بازشناسي و تعريف مي گردد و در طي آن راه حل هاي جديد تكوين يافته و مُراجع براي انتخاب راه حل مناسب، تصميم گيري و اجراي آن ياري و حمايت مي شود (4). در توصيفي ديگر مشاوره فرايندي است كه در طي آن از روش مصاحبه براي كمك به مراجع درگرفتن يك تصميم منطقي محكم (براساس موارد قابل انتخاب و اطلاعات حقيقي) استفاده مي شود (5). و مُشاور به كسي گفته مي شود كه به مُراجع در شناخت، درك، و تصريح مسائل مرتبط با سلامتي و سپس انتخاب راه حل و شيوه عمل مناسب كمك مي كند (6).
مشاوره موثر، نيازمند داشتن شناخت و درك مناسبي از ويژگي ها، نياز ها و قابليت هاي مراجعان و وضعيت هايي است كه خود را در آن ها مي بينند. اين فرايند، همچنين تحت تاثير باورها، نظام ارزشي و نحوه نگرش مشاور به انسان، جهان بيني او، مكاتب روان شناختي رايج، چارچوب هاي پنداشتي و نظري مورد قبول او قرار دارد. مشاوران نمي توانند خود، زندگي مراجعانشان را تغيير دهند، اما مي توانند آنان را در به دست آوردن شناخت بهتر، اعتماد به نفس، مهارت هاي حل مسئله و خود ـ كارآمدي (Self-efficacy) حمايت و ياري كنند (1).
مشاوره اغلب غير دستوري (Non-directive) است; براي مثال، هدف از مشاوره قبل از آزمون تشخيصي HIV توصيه يا واداشتن مراجعان به انجام آن نيست; بلكه براي درك خطر، تبيين نتايج احتمالي آزمون، حمايت ها و مراقبت هاي موجود، و كمك به آنان است تا تصميمي بگيرندكه احساس آرامش و رضايت كنند. از طرف ديگر، هنگامي كه روشن باشد رفتار يا شيوه خاصي به احتمال بسيار تبعات و پيامدهاي منفي و مخاطره آميزي خواهد داشت، مشاوره ممكن است حالت دستوري يا جهت دهنده به خود گيرد. در چنين شرايطي مشاور ممكن است با تبيين پيامد هاي احتمالي، رفتار يا عمل خاصي را بيش از موارد ديگر توصيه و تاكيد نمايد. براي مثال هدايت بيماران پس از سكته قلبي براي شناختن و درك تغييراتي در سبك زندگي كه احتمال وقوع سكته قلبي مجدد را كاهش مي دهد، مفيد و مناسب خواهد بود. به هر حال مشاوره چه دستوري باشد و چه غير دستوري، غالبا فرايندي فراتر از توصيه، نصيحت كردن يا ارائه اطلاعات و آموزش دادن، بلكه فرايند پوياي يادگيري با محوريت مراجع است (1، 7).
زمينه هاي مشاوره در عرصه هاي مراقبت بهداشتي
تحولات و پيچيدگي روزافزون اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ازجمله مسايل و مشكلات مرتبط با سلامتي (فناوري هاي جديد، تغييرات همه گيرشناسي، وقوع بيماري ها و تهديدات جديد براي سلامت جامعه)، نياز به خدمات مشاوره اي را به منظور كمك به نيازمندان براي تطابق با اين تغييرات، نزد متخصصان رشته هاي مختلف آشكار ساخته است (4).
به طور كلي فرصت هاي مشاوره هر زمان كه با افراد، گروه ها وخانواده ها كار مي كنيم فراهم است; از قبيل كار با بيماران در مراكز بهداشتي درماني، دانش آموزان در مدارس، كارمندان در محيط هاي كار، خانواده در طي بازديد منزل، و . . .
نمونه اي از موقعيت ها و زمينه ها براي مشاوره
يشگيري از و يا مداخله در بحران هاي موقعيتي و تكاملي
پذيرفتن و استفاده از خدمات سلامتي مانند آزمايشات غربالگري، تنظيم خانواده، و ازجمله مشاوره
سازگاري و تطابق فعال با مشكلات اقتصادي، شغلي، تحصيلي و اجتماعي
انتخاب همسر، ازدواج، پذيرفتن و انجام موثر مسئوليت هاي والدي
مشاوره به منظور توانبخشي در افراد مبتلا به نقص عضو و معلوليت
تمكين با برنامه هاي مراقبتي و درماني طولاني مدت
ايفاي عملكرد مثبت و موثر در مقابل تغييرات فرهنگي اجتماعي جامعه كه زندگي افراد را متاثر و متحول مي سازد.
"اصول" براي سازماندهي برنامه ها، برانگيختن و هدايت فعاليت ها، يك چارچوب فلسفي به وجود مي آورد. اصول، رهنمودهايي است كه ازروش ها، نتايج پژوهش ها، و تجارب حرفه سرچشمه مي گيرد و تجلّي نظرات اكثريت كارشناسان حرفه است. اثربخشي عملكرد حرفه اي با رعايت اصول وقواعد مربوط بسيار همبسته است (2). موارد زير تحت عناوين اصول وقواعد در منابع مختلف ذكر شده اند :
1) مشاوره مستلزم برقراري رابطه موثر با مراجعان است (8).
كارل راجرز (Carl Rogers) سه ويژگي اساسي را براي اثربخشي مشاوره تعريف كرده است : هم دلی (Empathy)، صداقت (خلوص نيت)، و احترام مثبت غيرشرطي. هم دلی به معناي توانايي درك احساسات و تجربه هاي مراجعان، همانگونه كه خودآن ها احساس مي كنند، مي باشد. به عبارتي فرد خود را جاي ديگري قرار دهد و مسايل را از زاويه چشم او بنگرد (12). قابل توجه است كه مشاور، نسبت به احساسات و نگراني هاي مُراجع ابراز درك، پذيرش و هم دلی مي كند، نه هم دردي. صداقت و خلوص نيت نيز از ضرورت هاي كار مشاوره و اعتماد و اطمينان مُراجع بدان وابسته است. مشاور، بايد نسبت به نگراني ها و آنچه كه مُراجع تجربه كرده حساس باشد، آن ها را به رسميت بشناسد و درك نمايد. مطرح كردن تجارب شخصي خود يا به نحو مناسب از ديگران ممكن است به مُراجع، كمك كند تا دريابد كه مشكل او منحصر به خودش نيست، بلكه ديگران نيز مشكلات مشابهي داشته اند و با تدبير توانسته اند بر آن ها فائق آيند (7). احترام مثبت غير شرطي به معني احترام و توجه كامل به ارزش و حريم فرد، بدون در نظر گرفتن فاصله اجتماعي اقتصادي و اينكه شما او را دوست داريد يا خير، با ديدگاه و رفتارش موافق باشيد يا نباشيد (10). اين زمينه اي غيرتهديدآميز را فراهم مي كند كه در آن مُراجع، خود و موقعيتش را كاوش نمايد. اين حالت براي آشكار ساختن مسائلي كه به باور مراجعان مورد قبول وتاييد ديگران نيست، لازم است (3، 7).
مشاوران بايد به نياز هاي رواني ـ اجتماعي، مالي، و معنوي مُراجع، توجه كند (9). از طرف ديگر، بين مسايل مرتبط با سلامتي و محيط رواني اجتماعي (شامل روابط و پيوند هاي خانوادگي و اجتماعي) تاثير و تاثر متقابل وجود دارد; از اين رو بسيار مهم است كه نسبت به محيط رواني اجتماعي مراجع و نيز محيطي كه مشاوره در آن انجام مي شود، هشيار باشيم. و خانواده، مهمترين نظام اجتماعي مراجعان است (2، 3، 4).
3) مشاركت فعال مراجع و خانواده در تمام مراحل مشاوره لازم است
چنانكه گفتيم مشاوره، انجام چيزي براي يا به جاي مُراجع نيست، بلكه فرايند مشاوره، ارائه كمك و حمايت از مراجعان است تا ابعاد و پيامدهاي مسايل خود را واقع بينانه درك كنند، راه حل هايي را بيابند و آنگاه براي انجام راه حلي كه برمي گزينند آگاهانه تصميم بگيرند. از اين رو روشن است كه مشاوره برمشاركت مبتني است و مراجعان را بايد براي قبول مسئوليت، ترغيب كرد.
اين كار احتمال توافق مشاور و مراجع را در باره آنچه كه قرار است انجام شود و همچنين امكان ارزيابي پيشرفت مشاوره را افزايش مي دهد. داشتن طرح براي هر جلسه به معني تصورات و سوگيري هاي از قبل تعيين شده و غير قابل انعطاف يا تعيين راه حل نيست; بلكه به هدايت جريان و اثربخشي مشاوره كمك مي كند (2،
5) برخورداري از دانش و مهارت كافي در استفاده مناسب از نظريه هاي روان شناختي و مشاوره، به بهبود فرايند مشاوره و جلوگيري ازسردرگمي در جلسات كمك مي كند.
6) مشاوره در محيط هاي ارائه خدمات سلامتي به تشريك مساعي ساير ارائه دهندگان مراقبت بهداشتي نياز دارد
فرصت هاي متنوعي براي ارتقاي مشاركت و همكاري در محيط هاي ارائه خدمات سلامتي وجود دارد; موارد زير از آن جمله اند : بحث هاي موردي; شركت در جلسات آموزشي، بحث و گزارش همكاران; درخواست نظارت از همكاران; مشورت خواستن; ارائه اطلاعات هنگامي كه مناسب باشد ; انعطاف پذيري و . . . (4).
8) از زبان بايد دقيق و مناسب استفاده شود
اين بدان خاطر است كه هر آن چه در طي جلسه مشاوره و تعامل با مُراجع گفته مي شود (و البته به صورت غيركلامي نيز بروز مي يابد) متضمن پيام است و ممكن است ادراك و پاسخ ها را تغيير دهد (4، 9).
9) فرايند مشاوره بايد در نهايت به پذيرش مسئوليت و تصميم گيري آگاهانه توسط خود مراجعه منجر شود
بدين منظور بايد به ارتقاي شناخت و درك، بهبود نگرش، و يادگيري مهارت هاي حل مسئله او كمك كرد. با اين تلاش ها، يكي از نتايج مشاوره براي مُراجع تقويت اعتماد به نفس و مستقل شدن از رابطه مشاوره است (4،
در جريان مشاوره اطلاعات زيادي در باره مشكلات و مسايل خصوصي و احتمالا پريشان كننده مراجعان براي مشاوران بيان مي شود. اين اطلاعات بايد در مقابل ديگران و حتي بستگان مراجع به عنوان راز حفظ شود. درغير اين صورت به اعتماد مراجع به مشاور خدشه وارد مي شود (3).
11) اطلاعاتي كه ارائه مي شود بايد صحيح، روشن، دقيق و مناسب باشند (9).
گاهي اوقات اهداف وظايف مشاوره با يكديگر خلط مي شوند. در واقع اهداف، وظايف و فعاليت هاي مشاوره را جهت مي دهند و هدايت مي كنند. وظايف، گام هايي هستند كه براي رسيدن به اهداف بايد انجام شوند; و ممكن است مستلزم استفاده از فنون گوناگون باشد (مثل تعريف و بازشناسي مسئله و ابعاد آن، ايجاد تعادل در احساسات، كاهش اضطراب . . .) اهداف مشاوره ممكن است ويژه يك موقعيت يا وظيفه خاص باشند (مشاوره ژنتيك، خاتمه دادن به بارداري، مشاوره قبل از آزمون (HIV ، يا اينكه جنبه هاي كلي تري را نيز در برگيرد (ارزيابي رواني ـ اجتماعي مراجع، حمايت از مراجع و خانواده) .
روشن و صريح بودن اهداف مشاوره كمك مي كند به
· ايجاد رابطه واقع بينانه با مُراجع و كاهش انتظارات نابجا در باره آنچه كه با مشاوره قابل دستيابي است.
· رفع سوء تفاهم ها (مثل اينكه مشاوره يك رابطه دوستانه و هميشگي است)
· كاهش تصورات غير واقعي در باره آنچه كه در جلسات مشاوره ممكن است مطرح شود يا رخ دهد.
اهداف هميشه بايد با نيازها، مشكلات، موقعيت و شرايط محيطي مُراجع، تناسب داشته باشد. اگر اهداف نامناسب، مبهم، بسيار كلي، غير واقع بينانه يا وسيع باشند، احتمال كمي دارد كه مشاوره به نتيجه مطلوب براي مُراجع منجر شود.
اهداف مهم يا نتايج مطلوب مشاوره براي مراجع
1) مراجع تصوير واضح و واقع بينانه اي از موقعيت، احساسات و توانايي هايش به دست آورد
2) راه هاي جديدي براي نگريستن به موقعيت و مسئله خودش، بيابد و درك كند
3) اعتماد به نفس و قبول مسئوليت در او براي تدبير مسئله خودش افزايش يابد
4) اهداف ويژه، صريح و عملي براي بهبود بخشيدن به وضعيت خود مشخص نمايد و برگزيند
5) بتواند براي بهبود وضعيت، پيشگيري از مشكل (مثل بيماري)، يا تغيير مطلوب در سبك زندگي طرحي عملي تهيه كند.
6) براي اجراي تغيير، از انگيزه و مهارت هاي مورد نياز برخوردارشود
7) با ارتقاي اعتماد به نفس و خود بسندگي خود، از رابطه مشاوره اي استقلال كسب كند
معمولا همه اين اهداف در هر رابطه مشاوره اي يا در طي جلسه، حاصل نمي شود; بلكه بسته به شرايط و ويژگي هاي مُراجع، هر جلسه ممكن است بر يك يا معدودي از اهداف تمركز گردد. كسب مهارت هاي گسترده نياز به زمان بيشتري دارد (7).
وظيفه اصلي مشاور، اين است كه به مُراجع و يا خانواده او كمك كند تا به شناخت، نگرش، باور ها و مهارت هاي مناسبي براي حل مسئله دست يابند كه آنان را قادر سازد با مسائل يا تغييرات ناشي از اختلال درسلامتي به نحو موثر عمل نمايند و تطابق يابند. وظايف ذيل به دستيابي به اهداف مشاوره كمك مي كند :
1) برقراري ارتباط موثر با مراجع
2) كسب و ارائه اطلاعات لازم از طريق به جريان انداختن و هدايت بحث
3) شناسايي و درك مسئله (هاي) مُراجع و ابراز اين درك به او
افرادي كه براي دريافت ياري، مراجعه مي كنند خواستار آنند كه توسط كارشناساني كه با آن ها مشاوره مي نمايند درك شوند. بدين منظورمشاور، ممكن است با تكان دادن سر، نگاه كردن، توجه به مراوده هاي كلامي و غيركلامي، پرسيدن و بازتاب دادن آنچه گفته شده، توجه و درك خود از مُراجع را ابراز نمايد. يك تاييديه قوي براي مراجع مبني براينكه حرف هايش شنيده شده، استفاده از واژه هاي خود او براي طرح سوال يا مداخله بعدي است. هنگامي كه فرد احساس مي كند او را درك مي كنند، خود تسلايي قابل توجه است; حتي اگر چيزي ارائه نشود. اين احساس همچنين موجب افزايش اعتماد و مشوق آشكار ساختن خود مي باشد(4، 7).
4) بررسي و تشريح دلالت ها و اثرات مسئله بركار، زندگي، و روابط اجتماعي مُراجع از طريق گفت و گو (4)
5) استخراج و توصيف تمام مسايل و دغدغه هاي مراجع، آنگونه كه خودش آن ها را مي بيند (4)
6) توجه و پرس وجو در باره روابط با خانواده، دوستان، كاركنان ومتخصصان بهداشتي ديگر
پرسش هايي كه ممكن است در اين زمينه مطرح باشد شامل :
Ø آيا فرد ديگري در باره مسئله اطلاع دارد و چه كسي ؟
Ø چه فرد يا افرادي ممكن است بيشتر تحت تاثير باشند و چگونه ؟
Ø چه كسي تمايل دارد كه (در مراقبت و حمايت از مُراجع) درگير باشد ؟
7) ياري دادن به مُراجع از طريق بحث براي تعيين اولويت ها و ترتيب مسايل براي رسيدگي و حل آن ها (7)
8) درك اينكه مُراجع چگونه به مشكل خود مي نگرد و كمك به او براي درنظر گرفتن ديدگاه هاي ديگر و شناخت ابعاد و جوانب ديگر مسئله
9) كمك به مُراجع براي اينكه احساس كند گزينش هاي متعددي براي او وجود دارد
در نتيجه ناخوشي يا اضطراب ناشي از مواجهه با مسئله، مُراجع ممكن است احساس كند كه راه چاره و تصميمي براي او وجود ندارد. با چنين احساسي، فرد مقداري از اعتماد به نفس و استقلال خود را از دست مي دهد.
10) حفظ درجه اي از بي طرفي در ارتباط باشيوه زندگي مراجع وتصميماتي كه در باره نحوه سازگاري با مسئله خواهد گرفت اين به افزايش اعتماد به نفس و احساس استقلال او كمك مي نمايد
11) كمك به مُراجع براي تدبير و حل مسايل خود از طريق
ارتقاي سطح دانش و اطلاعات و قادر ساختن او براي نگريستن و تحليل موقعيت خود از جوانب مختلف، افزايش دامنه انتخاب و تصميم گيري آگاهانه (4).
12) كمك به تقويت اعتماد به نفس، پذيرش مسئوليت مُراجع و واگذاري مسئوليت به او براي حل مسئله
13) كمك به مُراجع براي تداوم تطابق و تغيير (يعني هر جا كه مناسب باشد او را اميدوار سازيد)
14) شناسايي موانعي كه ممكن است مانع تغيير شوند و توجه به راهبردهايي براي غلبه بر آن ها
اين ممكن است مستلزم شناسايي تجربه هاي موفق مُراجع در گذشته براي كسب اعتماد به نفس، يادگيري شيوه هاي جديد براي تعامل با افرادي كه مانع محسوب مي شوند، كشف و ابداع برنامه هاي جديد براي نيل به هدف باشد (7).
15) توجه به اينكه مشكلات مربوط به مراقبت هاي بهداشتي الزاما مشكل اصلي يا شديدترين مسئله مراجعان نيستند. به عبارت ديگر نحوه رفتار، واكنش يا تطابق مردم هنگام مواجهه با مسائل مرتبط با سلامتي ممكن است علامتي از مشكلات زمينه اي يا همراه ديگر باشد
از اين رو نگريستن به مشكلات طبي مثل بيماري به عنوان مدخلي بر ساير مشكلات ارتباطي و رواني ـ اجتماعي، قابل توجه است.
16) كمك به مُراجع براي حفظ اميد واقع بينانه و تصديق توانائي هاي تطابقي او
بدين منظور تغييرات مثبتي كه در زندگي مُراجع و در مقابله با مسئله رخ داده است را شناسايي و برجسته كنيد.
17) ترغيب و كمك به مُراجع براي اينكه با افرادي كه در مراقبت وحمايت از او نقش موثر دارند، تعامل داشته باشد (مثل اعضاي خانواده، دوستان، همكاران) 0 اين كار به جلوگيري از وابستگي به مشاور يا متخصصان ديگر كمك مي كند
18) براي فراهم كردن حفاظت و مراقبت روان شناختي جامع براي مراجع، با پزشكان، پرستاران و متخصصان ديگر تعامل و تشريك مساعي داشته باشيد (4)
ريشه مهارت هاي مشاوره در نظريه و فرايند آن و پشتوانه آن كار عملي و تحقيق است. مشاور، اين مهارت ها را از راه تحصيل علم و كار عملي كسب مي كند. اين مهارت ها را مي توان به مقوله هاي مهارت هاي : ارتباطي (Communication skills)، تشخيصي (Diagnostic skills)، انگيزشي (Motivational skills)، و مديريتي (Management skills) دسته بندي كرد. روشن است كه اينها با هم و با فرايند مشاوره همپوشي و ارتباط متقابل دارند.
مهارت هاي ارتباطي، خود شامل زير مجموعه اي از مهارت ها از قبيل توانائي ابراز رفتار توجه آميز، هم احساسي، كمك به مردم براي صحبت كردن، گوش دادن فعال، پرسيدن، نحوه سوال كردن، دريافت و ارائه باز خورد، و . . . مي باشد. در اينجا مهارت هاي ارتباطي را در ذيل دو زير مجموعه كلامي و غيركلامي به اختصار بحث مي كنيم.
الف) مهارت هاي ارتباط غيركلامي
زبان غير كلامي يكي از وسايل متداول ارتباط جامعه است. در مشاوره نيز كه خود يك فرايند تعامل اجتماعي است، ارتباط غيركلامي براي مشاور و مُراجع، هر دو، مهم مي باشد. اهميت و تاثير پيام هاي غيركلامي در انتقال معنا و احساس، بسياري از اوقات به حدي زياد است كه پيام هاي كلامي را تحت تاثير قرار مي دهد و گاه ملاك صدق گفتارمي شود. يكي از شيوه هاي غيركلامي مورد استفاده مشاور، ابراز رفتار توجه آميز است. اين رفتار پاسخگوي چند هدف ويژه، شامل ابراز توجه فردي به صورت گوش دادن، ابراز احترام، سرمشق دهي رفتار مثبت، وبهسازي قدرت تميز مشاور با تمركز بر مُراجع مي باشد. نمونه هايي از رفتار هاي غيركلامي عبارتند از : چگونگي تماس چشمي، حالات چهره (لبخند، اخم، تعجب، خستگي، غمگيني، . . .) فاصله از مُراجع، موضع مشاور در اتاق وضعيت بدن نسبت به مراجع (روبه رو، مايل يا دور بودن) كيفيت صدا (تون، بلندي، لرزش، يكنواخت و بي احساس، وضوح)، رفتار غرور آميز، بازي با انگشتان يا دكمه لباس، . . .
ب) مهارت هاي كلامي
گرچه ممكن است عجيب به نظر برسد، اما ابتدا مهارت گوش دادن را مطرح مي كنيم; زيرا گوش دادن پيش نياز ارتباط كلامي موثر و در واقع زير بناي اثر بخش بودن مشاوره است. مشاور بدون "گوش دادن" نمي تواند بداند كه مُراجع او كيست، چه ويژگي ها و مشكلاتي دارد و بدون شناخت نمي تواند به او كمك كند. در عين حال گوش دادن يكي از رفتار هاي دشوار انسان ها است.
موضوع مهم بعدي در ارتباط كلامي، هنر سوال كردن است. مهارت سوال كردن، مستلزم استفاده از كلمات و عبارت هاي مناسب، نوع مناسب سوال و توجه به زمان است. هدف از تزريق سوال، ترغيب و تحريص مراجع به صحبت كردن، حفظ تداوم گفت و گو " (چرا فكر مي كنيد كه اين واكنش آنها به خاطر وضعيت شما بوده است " ؟)، تصريح گفته ها " (منظورشما چيست" ؟،000 آيا منظورتان را درست فهميدم ؟") ، و يا اعتبار دادن به گفتار " (از كجا مي دانيد؟"، " به چه دلايلي اينطور فكر مي كنيد؟") است. سوال هاي باز براي استخراج اطلاعات و آشكار ساختن احساسات، در مقايسه با سوال هاي بسته بهتر و موثرترند. سوال ممكن است مستقيم (مانند "به من بگوئيد آيا معتاد هستيد؟") ، يا غيرمستقيم (مانند"نظرتان در باره اعتياد چيست ؟ ") باشد (10، 9، 2). برخي از ويژگي هاي پرسش مناسب عبارتند از: وضوح، هدف دار بودن، مختصر و صريح، تناسب با سطح سواد و فرهنگ مُراجع، متضمن ارائه پاسخ تشريحي بودن. سوال بايد با لحن طبيعي پرسيده شود و در آن تحقير، استهزاء يا سرزنش نهفته نباشد (13، 11).
ج) مهارت هاي تشخيصي
مشاوره كارساز و موثر، مستلزم مهارت در شناخت مُراجع، تشخيص دقيق نگراني ها و مسايل او و عوامل محيطي موثر بر آن است (2). اگر بناست كه مشاور، مُراجع خود را در جريان خودشناسي و رشد كمك كند، بدون ترديد بايد درك و شناخت كافي از رفتار، شيوه هاي رفتاري و تحليل آنها داشته باشد. برخورداري از مهارت هاي شناختي و تحليل در زمينه روان شناسي و شاخه هاي مرتبط با آن مانند روان شناسي اجتماعي، مفيد بلكه لازم است (12). همچنين، مشاور بايد علاوه بر مهارت هاي ارتباطي و شناختي، در استفاده از آزمون ها و ابزار هاي استاندارد روان شناختي نيز دانش و مهارت داشته باشد.
د) مهارت هاي انگيزشي
اهداف نهايي مشاوره در واقع به نوعي تغيير در ادراك، نگرش، باورها و رفتار مراجع است. حركت مراجع به سوي هدف هاي مشاوره غالبا با مهارت مشاور در برانگيختن مُراجع براي تغيير همبستگي دارد. اين كار نيز خود نياز به برخورداري مشاور از دانش و مهارت هاي مربوط است (2).
ه) مهارت هاي مديريت
مشاوره بايد در محيطي آرام، بدون سر و صدا، خلوت و جايي كه مراجع براي صحبت در باره مسايل و نگراني هايش احساس راحتي كند، برگزار گردد (9، 12). وقتي كه فرايند مشاوره آغاز شود، مشاور مسئول مديريت آن، يعني حفظ حركت و پوپايي، روي خط نگه داشتن و پيشرفت آن تا حصول نتيجه است. داشتن حس زمان بندي و كنترل وقت واجد اهميت است.
خودآگاهي نسبت به رفاه و راحتي مُراجع و اداره فرايند مشاوره در اين چارچوب و در راستاي اصول و اهداف، از وظايف مديريتي مشاور است. مديريت به معني كارگرداني و اداره خدمات خود مشاور و تشخيص محدوديت هاي حرفه اي خود او نيز هست. بالاخره اينكه تعيين زمان و روش اختتام به علاوه هرگونه پيگيري و ارزيابي هم عمدتا از مسئوليت هاي مشاورمي باشد (2).
بر حسب ويژگي هاي مراجعان (جمعيت شناختي، اجتماعي، اقتصادي، قومي، نياز ها) و نيز زمينه هاي مورد رسيدگي، انواع مختلفي از مشاوره قابل تعريف است. آشنايي با انواع مشاوره به كاربرد نظريه هاو روش هاي مناسب كمك مي كند. از آنجا كه بحث تفصيلي در مورد هر كدام از انواع مشاوره در اين نوشتار امكان پذير نيست، تنها به ذكر برخي از آن ها بسنده مي گردد.
مشاوره در بحران (در مواردي مانند خودكشي، ابتلا به بيماري شديد يا نقص عضو، طلاق)، مشاوره تسهيلگرانه (براي مسايلي مانند جايگزيني شغلي، مشكلات تحصيلي، سازگاري زناشويي)، مشاوره پيشگيري (مانند آموزش جنسي، پرورش مهارت هاي رواني ـ اجتماعي، رفتار هاي پيشگيري كننده از مشكلات بهداشتي)، مشاوره تكاملي (كسب خود پنداره مثبت، احساس و كسب هويت، آمادگي براي قبول و انجام مسئوليت والدي)، مشاوره استخدامي (انتخاب شغل، تغيير شغل، سازگاري شغلي) ، تصحيحي (در زمينه اصلاح رفتار مجرمان و بزهكاران، كارگماري)، توانبخشي (شامل مشاوره افرادي كه نقص عضو يا معلوليت دارند)، مشاوره خانواده و ازدواج (در زمينه هايي مانند انتخاب همسر، تربيت و مراقبت از فرزندان، حل اختلافات خانوادگي)، مشاوره روحاني (شامل پاسخگويي به مسايل ديني و معنوي)، مشاوره با اقشار خاص (سالمندان، نوجوانان، زنان، معتادان)، مشاوره فردي و گروهي (2).
هر چند مشاوره اغلب به عنوان يك رابطه دو نفري، بين مشاور و مراجع، تعريف مي شود، به صورت گروهي، براي كساني كه تجربه ها و مسايل مشتركي دارند، نيز قابل اجراست. گروه هاي دانش آموزان، معتادان، بزهكاران، و . . . مواردي هستند كه مشاوره گروهي با آنان سودمند مي باشد. با اين وصف مشاوره گروهي عبارت است از : "يك فرايند دو جانبه انساني كه در آن مشاور و يك گروه همسان به بررسي مشكلات، احساسات، نگرش ها و ارزش ها مي پردازند و كوششي است در جهت تعديل و اصلاح نگرش ها و ادراكات افراد تا بتوانند در مورد مسايل و مشكلات تكاملي خود بهتر و موثرتر عمل نمايند" (12).
سازماندهي جلسات مشاوره; مراحل كار
گامهاي زير يك نقشه راهنما براي اجرا و هدايت جريان مصاحبه ارائه مي دهند. هر چند اين مراحل الگويي براي اولين جلسه مشاوره است، بسياري از آن ها در جلسات پيگيري نيز قابل استفاده اند.
با سلام و خوش آمدگويي به مُراجع احترام گزارده واز او دعوت كنيد در جاي مناسب و راحتي بنشيند. سپس جلسه مشاوره را با روشن كردن موارد زير شروع كنيد : شما كه هستيد، جايي كه كار مي كنيد، وظيفه شما در ارتباط با مُراجعان، هدف از اين ملاقات، زمان جلسه و محدوده زماني كار.
2) آشنايي با مراجع و انتظارات او
مُراجع را براي معرفي خود (آنگونه كه مايل است)، صحبت كردن، بحث و بيان انتظاراتش ترغيب نمائيد.
براي اين منظور با مشاركت مراجع، موضوع جلسه را مشخص و هدف (هاي) كوچك، ويژه و دست يافتني را براي آن تنظيم نمائيد. اين كار بويژه زماني كه مشاور، تشخيص دهد چند جلسه براي رسيدگي به مسئله لازم است، مفيد مي باشد.
4) كسب اطلاعات و كاوش در باره مسايل، نيازها و نگراني هاي مراجع
اين منظور با ترغيب مراجع به صحبت كردن و طرح سوالات مناسب و برانگيزاننده، حاصل مي شود. همچنين حدود اطلاعات او را در باره وضعيت خودش بسنجيد. با سنجش اطلاعات و آگاهي مُراجع در آغاز فرايند، اطلاعات غلط را مي توان تصحيح، و كمبود ها را رفع نمود.
5) شناسايي نگرش، ادراك و باور هاي مراجع در باره مسئله
در اين مرحله نحوه تعبير و تفسير، ديدگاه، احساسات و باورهاي مُراجع در باره ابعاد، علل، آثار و نتايج مسئله مورد بررسي قرارمي گيرد. مثلا با طرح اين سوال كه " نظر شما در باره . . . (درمان جراحي، استفاده از روان درماني . . .) چيست ؟"، اين امكان فراهم مي شود تا نظرات و باور هاي مُراجع آشكار شود و اطلاعاتي در باره احتمال پذيرش و تمكين Compliance او به دست آيد.
6) كمك به مراجع براي رتبه بندي مسايل و نگراني هاي خود
با گفت و گو به مُراجع كمك كنيد تا مسايل و مشكلات خود را به ترتيب اهميت يا شدت رتبه بندي و به عبارتي اولويت بندي كند. اين كار :
·اضطراب فرد را به حد قابل كنترلي كاهش مي دهد
· به مردم كمك مي كند كه مسايل خود را مشخص و روشن نمايند
·به تنظيم اهداف مشخص و قابل دستيابي و كسب احساس كنترل كمك مي كند
· با شناخت و حل موفقيت آميز يك مسئله، اغلب تجربه مفيدي براي رسيدگي به / و حل مسايل ديگر حاصل مي شود.
7) ياري كردن مراجع در اتخاذ تدبير براي حل مسئله; از طريق :
· بازشناسي مسئله; قادر ساختن مراجع براي اينكه از منظري ديگر نيز مسئله را بررسي كند. كاوش در منابع و روش هاي فراهم براي مراجع براي حل مسئله; شامل تجربه و نحوه عمل آنان در گذشته هنگام مواجهه با مسايل، افرادي كه براي ياري و حمايت مراجع در دسترس هستند . . .
·كمك به مُراجع براي تنظيم هدف (ها) و شناسايي راه حل هاي ممكن
·ياري كردن مُراجع براي تصميم گيري جهت انتخاب راه حل مناسب
·كمك به او در تهيه يك برنامه عملي يا طرح كار براي انجام تغيير
·دعوت به همكاري يا درگير ساختن اعضاي تيم مراقبت بهداشتي هنگامي لازم و ممكن باشد. اين كار به كاهش فشار بر اعضا و افزايش طيف مداخلات و راه حل هاي مفيد كمك مي كند.
براساس آنچه ديده و شنيده شده است از جوانب مختلف (عاطفي، طبي، اجتماعي، تحليل و تدبير مسئله، پيشرفت كار) جلسه را تا پايان ارزيابي كنيد.
خاتمه دادن به جلسه به نحو مناسب به اندازه آغاز كردن آن مهم و بر فرايند مشاوره موثر است. اين كار شامل نكات ذيل است :
· خلاصه كردن آنچه ديده و شنيده شده، ضمن توجه به نقاط ضعف و قوت شناسايي شده
· تصميم گيري مُراجع و مشاور
· تصميم گيري به مواردي مانند مراجعه مجدد به مشاور و ادامه جلسات مشاوره، انجام دادن يا ندادن آزمايشات، رجوع به و گفت و گو با پزشك، در ميان گذاشتن با خانواده و . . . مربوط مي شود. همچنين، مشاور بايد تصميم بگيرد كه آيا او فرد مناسب براي رسيدگي به مسئله مراجع است ؟ با چه كسي در باره مسئله گفت و گو كند ؟، فاصله بين جلسات مشاوره چقدر باشد ؟
·مشخص كردن جلسات پيگيري (2، 4،10).
مشاوره
مستلزم دانش و مهارت هايي است كه از طريق آموزش، كارآموزي و تمرين حاصل مي شوند
· در بسياري از موقعيت هاي مرتبط با سلامت فرد و جامعه و در سطوح مختلف پيشگيري كارساز و گاه ضروري است
· مبتني براصول و قواعدي همچون برقراري ارتباط موثر، توجه به زمينه و محيط اجتماعي، اقتصادي و معنوي مُراجع، مشاركت فعال مراجع و رازداري است
· در صورت برخورداري مشاور از دانش و مهارت در نظريه هاي روان شناختي اثربخش تر مي شود
· بايد به ارتقاي شناخت، درك، مهارت هاي حل مسئله، و تصميم گيري آگاهانه خود مراجع كمك كند
· براي اثر بخش بودن نياز به مهارت هاي چندگانه مشاور در زمينه ارتباط، انگيزش، تشخيص و مديريت فرايند مشاوره دارد
· در صورتي كه با طرح ريزي و به شكلي منظم اجرا گردد، موفقيت آميزترخواهد بود
· بايد متناسب با نياز ها و ويژگي هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، و مذهبي مراجعان باشد
· و بالاخره اينكه يادگيري اصول و فنون آن براي ارائه دهندگان خدمات سلامتي تاكيد مي گردد
صلاحالدین ایوبی ۵۳۲هجری قمری- ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگهای اسلامی با صلیبیون بود.او یک اهل سنت بسیار متعصب بود وبا شیعبان بسیار بدتر از صلیبیون رفتار میکرد.
صلاحالدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامرات از پدر و مادری کرد به دنیا آمد. او خدمات خود را در دربار اتابک زنگی ازدست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد که بعدها در جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاحالدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گرداند تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود. مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاحالدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و االجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمتهای زیادی از خاک فلسطین نمود.
وی بعد از سالها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال ۱۱۹۳ در دمشق درگذشت. بعد از مرگ او امپراتوریاش میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال ۱۳۹۰ در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.
گستره قدرت ایوبیان
مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاحالدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمتهای زیادی از خاک فلسطین نمود.
وی بعد از سالها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال ۱۱۹۳ در دمشق درگذشت. بعد از مرگ او امپراتوریاش میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال ۱۳۹۰ در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.
اخلاق و باورهای دینی صلاح الدین
نویسنده و محقق غربی استیون رانسیمان در کتاب ارزشمند تاریخ جنگهای صلیبی در باره او چنین اظهار نظر کرده است:
«... سلطان از نظر ظاهر مردی بود لاغر اندام , چهره ای محزون و آرام داشت که هر آن به لبخنده ای نور و صفا میگرفت.رفتارش همواره به هنجار بود. سادگی را می پسندید و از خودنمایی و درشتی متنفر بود. دلبسته صحرا و نخجیر بود , با اینهمه از مطالعه و خواندن غافل نمی نشست... »
همین نویسنده در خصوص رقیب و دشمن صلیبی سلطان یعنی ریچارد شیر دل ( پادشاه انگلیسی ) اینگونه
قضاوت کرده است:
«... او فردی ناخلف , همسری بی وفا و پادشاهی بی کفایت بود , اما در میدان جنگ سربازی بود بسیار شجاع و نام آور... »
صلاح الدین که به القاب ابولمظفر و سیف الدین نیز مشهور بود مردی متقی و روزگار خود را در عین سلحشوری بسیار به یاد خدا سپری میکرد و به شنیدن قرآن و احادیث پیامبر علاقه زیادی داشت.
او شعائر مذهبی را به جد محترم می شمرد و فردی بود منضبط.
وی فرمانروایی رئوف و مهربان و یاور مظلومان و سخاوتمند بود. در معاشرت رفتار نیکویی داشت و نکات ریز و درشت اخلاقی را به خوبی رعایت می کرد. در مجلس وی از کسی غیبت نمی شد. محبوبیت زیادی در میان مردم داشت و همه او را دوست می داشتند. زبانش هرگز به سخنان ناروا آلوده نشد و گوشش جز قرآن و سخن نیکو چیزی نمی شنید. شجاع و دلیر و بلند همت و صاحب عزمی پولادین بود.
از دیگر ویژگی های صلاح الدین رفتار منصفانه با شکست خورده ها بود و همواره به عقاید پیروان دیگر مذاهب احترام میگذاشت.
شاید در طول تاریخ بشری به سختی بتوان سردار و یا سلطانی نیرومند و پیروز چون صلاح الدین ایوبی را با خصائل انسانی و عالمانه یافت چرا که در طول تاریخ دو خصیصه پیروزی و گذشت کمتر قرین هم بوده اند.
وی به یکی از سرداران خود ( الملک الظاهر فرزند خود ) که او را به عنوان والی روانه حلب میکرد چنین اندرز داد:
من شما را به خدای بزرگ که منبع همه نعمتها است میسپارم.
همیشه از ارداه خداوند پیروی کنید چون همان راه صلح و آرامش است.
مراقب باشید که هیچوقت بیهوده خون نریزید، چون خون به ناحق ریخته شده هرگز باز نمی ایستد.
بکوشید تا همیشه دل زیر دستان خود را به دست آورید.
خردمندانه از منافع جامعه اسلامی دفاع کنید.
زنهار که هیچگاه احساسات بد نسبت به هیچکس نداشته باشید.
صلاح الدین از دنیا رفت و اموال زیادی از خود برجای نگذاشت.هنگام مرگ طلا و نقره ای در خزانه خود باقی نگذاشت و تنها 47 درهم ناصری و یک دینار طلا داشت. خانه، املاک و مزرعه ای نداشت. در سال آخر عمرش تصمیم گرفته بود که عازم سفر حج شود اما به علت تنگدستی و ضیق وقت موفق نشد.
صلاح الدین در اوج قدرت و پیروزی زندگی را بدرود گفت.
قهرمان سلحشور و سلطان سرزمین پهناور ایوبی که سه پایتخت داشت ( قاهره، دمشق و حلب ) در حالی از دنیا رفت که در منتهای فقر و ناداری بود.
با اینکه سلطان سلاطین نامیده میشد اطرافیانش برای هزینه مراسم به خاک سپاریش ناچار شدند مبلغی را قرض کنند.
سلطان در روز چهارشنبه چهارم مارس 1193 میلادی در سن 57 سالگی در شهر دمشق پس از ادای نماز صبح جان به جان آفرین تسلیم کرد.
صلاح الدین از خود 17 فرزند پسر و یک فرزند دختر برجای گذاشت.
مورخان در عزای از دست دادن صلاح الدین گفته اند: براستی پس از مرگ خلفای راشدین، دنیای اسلام چنین ضربتی نخورد بود.
تنها نقطه ضعف و ایرادی که محققین متوجه صلاح الدین میدانند رفتار ناپسندی است که در ایام زمامداری او در حق شیخ شهاب الدین سهروردی مشهور به شیخ اشراق رخ میدهد.
فقهای قشری و متعصب زمان برای این حکیم جوان حکم ارتداد صادر کرده بودند. او که ساکن شهر حلب بود در ابتدا تحت حمایت «الملک الظاهر» ( فرزند صلاح الدین ) حاکم حلب قرار داشت ولی در اثر سعایت و فتنه متعصبین گروهی از آنها به نزد «صلاح الدین ایوبی» رفته و حکم قتل شیخ را از وی می ستانند.
خلاصه زندگی صلاح الدین ( Biography )
· سال 1137 میلادی : تولد در تکریت در خانوادهای مسلمان برابر با 532 هجری قمری (تکریت آبادی کرد نشین کوچکی است واقع برساحل راست رودخانه دجله در عراق فعلی )
· سال 1152 میلادی : پیوستن به ارتش سوریه به فرماندهی نورالدین
· سال 1164 میلادی : بروز و نمایش لیاقتهای جنگی و فرماندهی
· سال 1169 میلادی : صلاح الدین شانه به شانه عموی خود شیرکوه، که در ابتدا فرمانده کل و سپس وزیر اعظم بود لحظه ای از پیشرفت باز نماند. وی در این سال به وزارت رسید.
· سال 1171 میلادی : صلاح الدین فرماندهان فاطمی مصر را سرکوب و آن منطقه را به قلمرو خلیفه عباسی برگرداند.
· سال 1173 میلادی: جلوس بر تخت سلطنت و بنیان گذاری سلسله ایوبیان در مصر.
· سال 1175 میلادی : سوء قصد به جان صلاح الدین در دو مرحله از سوی فدائیان اسماعیلیه.
· سال 1176 میلادی: صلاح الدین منطقه مهمی که متعلق به فرقه فدائیان اسماعیلیه بود به محاصره در آورد ولی به یک باره از آن دست کشیده و به صلح تن داد.
· سال 1183 میلادی: تصرف شهرهای شمال سوریه.
· سال 1186 میلادی: تصرف موصل در قسمت شمالی عراق.
· سال 1187 میلادی: حمله به اورشلیم و تصاحب آن بدون خونریزی.
· سال 1189 میلادی: همچنان اورشلیم و فلسطین تحت تسلط صلاح الدین باقی میماند.
· سال 1192 میلادی: طی توافق صلحی که بین صلاح الدین و ریچارد اول پادشاه انگلستان برقرار شد، اورشلیم کماکان در اختیار مسلمانان باقی ماند.
· سال 1193 میلادی: در گذشت صلاح الدین پس از مدتی بیماری در شهر دمشق به سن 57 سالگی. ( برابر با سال 589 هجری قمری )
ابو المظفر صلاح الدین یوسف ملقب به (ملک ناصر) فرزند نجم الدین ایوبی از مشاهیر جهان اسلام و نامورترین سردار جنگهای صلیبی است.فرید وجدی مصری در دائره المعارف خود او را چنین ستوده است (هومن اکبر ملوک المسلمین همه واقواهم شوکه و اسدهم صوله و ابعد هم صیتا")تولد سلطان صلاح الدین در سال 532 ه ق در تکریت اتفاق افتاد . شبی که قرار بود پدرش و عمویش اسدالدین شیرکو از تکریت کوچ کنند او ایام کودکی را در شهر بعلبک گذرانید و همانجا تحصیلات خود را شروع کرد بعد از انکه نورالدین محمود پسر عمادالدین زنگی فرمانروای دمشق شد نجم الدین ایوب با فرزندش صلاح الدین ملازمت او را اختیار کرد صلاح الدین در دمشق نشا"ت یافت و رشد کرد و اندک اندک اثار هوش و نبوغ در سیما و رفتارش پدیدار شد و نظر نورالدین را به سوی خود جلب کرد .نورالدین به تربیت و تعلیم او همت گماشت و دستور داد او را با فنون اسب سواری و تیراندازی و شمشیر بازی و اداب جنگ در ساعتی که از مدرسه و کلاس درس فراغت میافت اشنا سازد. صلاح الدین در تاریخ 559 ه ق با عمویش سیرکو اسدالدین در حمله ای که نورالدین متوجه مصر کرد شرکت نمودند و در این حمله برازندگی وشایستگی از خود نشان داد.
در ترجمه احوال ملک منصور شیرکو گفتیم که چگونه پس از اینکه وی و برادر زاده صلاح الدین سه بار صلیبیان را دفع کردند خلیفه مصر شیرکو را وزارت بخشید اما پس از دو ماه و اندی شیرکو درگذشت و صلاح الدین ایوبی به جای وی به وزارت مصر و فرماندهی کل قوی منصوب شد(سال 564 ه ق ) در این زمان وی از طرف عاضد(خلیفه مصر) الملک ناصر لقب گرفت از این تاریخ صلاح الدین با همه نیرو و توان خود برای خدمت به دین مقدس اسلام کمر مجاهدت بست ابتدا خطر احتمالی نیروهای سودانی را دفع کرد سپش با سپاهی متوجه دیار فلسطین شد و در نتیجه مساعدت و فداکاری برادرش توران شاه بر کشور نو به نیز دست یافت.
بعد از انکه عاضذ به سال (567 ه ق) در گذشت صلاح الدین رسما" سلطان مصر شد در سال 569 ه ق نورالدین محمد فرمانروای شام نیز به دیار اخرت پیوست و بلاد شام و جزیر را تشنج و نارامی فرا گرفت صلاحالدین در تاریخ 570 ه ق برای سر و سامان دادن به اوضاع انجا به دمشق رفت و مردم به گرمی از او استقبال کردند و غائله بر طرف شد. پس از ان به 2 کار اساسی پرداخت.1. اصلاح اوضاع داخلی بلاد مصر و شام 2.دفع حملات صلیبیون و حمله به دژهای انان در مناطق شام . ضمنا" دستور داد گرداگرد شهر قاهره باروی عظیمی بکشند که تا اواخر حیات خود شلطان صلاح الدین ساختمان ان طول کشید .
در سال 537 نیرویی به عقلان کشید و از انجا به رمله یورش برد در همین اوقات سپاهی از فرنگ بدانجا رسید و نبرد سختی روی داد که به شکست مسلمانان انجامید. صلاح الدین به مصر بازگشت و دشمنان به حماه رسیدند و مدت 4 ماه انجا را در تصرف و معاصره داشتند در اواخر این سال یکی از قلاع حلب که در دست دشمن بود ازاد گردید و سلطان حکومت انجا را را به ملک ظاهر شپرد .
در سال 574 عزالدین فرحشاه برادر زاده سلطان که فرمانروای دمشق بود جهت دفع نیرویی از فرنگیان مهاجم که بدان اطراف تاخته بودند ماموریت یافته انها را تارو مار کرد و سردار انها را به قتل رسانید. در همین ایام شهاب الدین محمود حازمی دائی سلطان صلاح الدین در گذشت و ملک مظفر تقی الدین عمر از طرف سلطان به جای وی حاکم حماه شد که تا سال 577 در ان سمت باقی بود. به سال 576 ه ق شمس الدوله تورانشاه بن نجم الدین ایوبی در شام و فات یافت و اداره ایالات یمن که تحت حکومت او بود به سیف الاسلام طغتکین برادرش واگذار شد در سال 578 حران و سروج و نصیبین و موصل و امد نیز تحت سیطره صلاح الدین قرار گرفت.
به سال 578 ه ق صلاح الدین مصر را ترک گفت تا جلوی حملات و غارات مهاجمین اروپایی را که چون مور و ملخ به دیار شام هجوم اورده بودند بگیرد وی تا اخر عمر به علت کشمکش با فرنگیان مهاجم و دفع حملات صلیبیون توفیق مراجعت به مصر را پیدا نکرد.
در سال 583 در طبریه جنگ سختی بین مسلمانان و فرنگیان در گرفت که به پیروزی با سپاه اسلام انجامید سپس صلاح الدین به (عکا) شتافت و قلعه انجا را از تصرف صلیبیون بیرون اورد. انگاه به سرزمین قدس لشکر کشی کرد و پس از مجاهدت بسیار و نبردهای سخت سرانجام انجا را فتح کرد و متجاوزین به شدت شکست خوردند.
صلاح الدین پس از این پیروزی از قتل و اسارت صلیبیان شکست خورد چشم پوشید و فقط انها را خلع سلاح کرده از گرداگرد بیت المقدس و حوالی ان بیرون کرد مسلمانان صلیبیهایی را که نصاری در بقعه مسجدالاقصی نصب کرده بودند را در هم شکستند و به جای ان شعایر اسلامی را بر پای داشتند این فتح تاریخی در شب جمعه بیست و هفتم ماه رجب سال 583 اتفاق افتاد پس از این فتح صلاح الدین متوجه صور شد و از انجا به جانب طرسوس عزیمت کرد و ان شهر را نیز فتح کرد و بر اموال و دارایی فرنگیان دست یافت و خود انها را به اسارت گرفت و بعد به طرف سایر بلاد ناگشوده رونهاد و همگی را فتح کرد بعد به انطاکیه تاخت اهالی انجا بدون جنگ و خونریزی تسلیم شدند سپس بنا به خواهش پسرش ملک ظاهر به حلب رفت و سه روز در انجا توقف کرد پس از ان متوجه( حماه )شد که برادر زاده اش تقی الدین عمر از او و سپاهیان اسلام پذیرایی و استقبال شایانی به عمل اوردن وی بعد به (صفه) و کوکب و کرک رهسپار شد و بعد از پاکسازی همه ان بلاد از وجود دشمن مهاجم روز هشتم ذیحجه همان سال به بیت المقدس رفت و نماز عید قربان را در مسجدالاقصی به جای اورد و در روز یازدهم به عسقلا رفت و ان خطه را از برادرش ملک عادل پس گرفت و در عوض کرک را به وی سپرد بعد راهی عکا شد و دستور داد که حصار انجا را تعمیر کنند و امیر بهاء الدین قراقوشی را والی انجا گردانید (سال 585 ه ق) وی پس از ان عازم شقیف شد که دارای باروهای استواری بود چندین روز در انجا به نبرد پرداخت در این هنگام خبر یافت که فرنگیان به جانب عکا یورش اوردند ناچار سلطان راه عکا را پیش گرفت و از هر طرف نیرو فرا خواست فرنگیان با حدود دو هزار سوار و سی هزار پیاده راه عبور را بسته بودند اما در اثر فداکاری و مجاهدت سپاهیان اسلام انها شکست خوردند و مسلمانان پیروزمندانه داخل عکا شدند فتح اورشلیم و دست یافتن مسلمانان بر بیت المقدس اروپائیان را سخت به هیجان اورد و انها را به تدارک و تداوم جنگ صلیبی واداشت.
ریچارد اول پادشاه انگلیس مشهور به (شیر دل) و فلیپ اوگوست پادشاه فرانسه در سال 586 ه ق به جانب اورشلیم با نیروی بسیار عظیمی رونهاد و سال بعد در محاصره عکا شرکت کردند پس از یک سال و نیم تمام چنگ بین مسلمانان و عیسویان در سال 588 ه ق صلحی سه ساله برقرار شد بدون انکه عیسویان از این نبرد ها نتیجه ای به دست اورده باشند.
سلطان صلاح الدین بار دیگر به بیت المقدس رفت و پسران خود ملک ظاهر و ملک افضل را رخصت مراجعت به محلهای خودشان داد و پس از چند روز اقامت از انجا به دمشق رفت و در بیست و هفتم شوال سال 589 بدانجا رسید تمام فرمانروایان و امرای شام و اغلب برادران و فرزندان وی در انجا برای ملاقات او حضور یافتند و ایامی را با استفاده از هزینه ها و دستورهای سلطان و رفع خستگی سپری کردند سلطان صلاح الدین تصمیم داشت پس از مدتی اصتراحت و فراهم اوردن تجهیزات کافی و عده لازم به طرف اسیای صغیر و ایتالیا و از انجا به جانب فرانسه حمله کند اما ناگهان بستری شد و بعد از جند روزی بیماری صبح روز چهارشنبه هفدهم ماه صفر سال 589 ه ق در گذشت .
پسرش ملک افضل که در انجا حضور داشت به تعذیه نشست و جنازه پدرش را در مقابر شهدا در باب الصغیر دمشق به خاک سپرد وی 43 سال در مصر و سوریه حکومت کرد روحش شاد.
صلاح الدين ايوبي(532-599ه.ق)
مورخان، جنگهاي صليبي را نه جنگ دانستهاند لكن علاوه بر نه جنگ بزرگ، دفعات جنگ و گريزها و درگيريها و محاربات كوچك از اين تعداد خيلي بيشتر بوده است. در جنگ اول صليبي، بيت المقدس به تصرف صليبيون در آمد و در جنگ دوم، صلاح الدين ايوبي، صليبيون را تار و مار كرد و ارض اقدس را از آنها بازپس گرفت. در جنگ سوم، نبرد پادشاهان اروپا، با صلاح الدين رخ داد.
صلاح الدين ايوبي، يوسف بن ايوب، لقبش، الملك الناصر و اصلا اهل كردستان ايران بود. پدرش نجم الدين و جدش شاذي نام داشت. نجم الدين ايوب بعد از درگذشت پدرش شاذي بن مروان كه از كردهاي ارمنستان بود به موصل[51] كوچ كرد و به خدمت سلطان محمد سلجوقي درآمد. او از سوي سلطان به حكومت قلعه«تكريت»[52]منصوب گرديد.
نجم الدين(وفات 568ه.ق)بعدا در 532ه.ق به خدمت اتابك- عماد الدين زنگي پيوست و حكومت بعلبك يافت(534). بعد از مرگ زنگي، ايوب تحت فرمان امير دمشق درآمد(541ه.ق)و برادرش اسد الدين شيركوه در خدمت نورالدين محمود زنگي باقي ماند و شهر حمص واقع در غرب سوريه به اقطاع به او واگذار شد و سپس در خاندان او موروثي گرديد. پس از آنكه شيركوه از جانب نورالدين زنگي، به سپهسالاري لشكر برگزيده شد، همراه با برادرزادهاش صلاح الدين جهت سركوبي امراي مصر همچون ضرغام و ياري رساندن به شاور وزير عاضد آخرين خليفه فاطمي عازم آن ديار گرديد. (558ه.ق). پس از چندي ما بين شاور (مشهور به ابوشجاع مجيرالدين)و شيركوه اختلاف پديد آمد و«آمالريك»اول با جانبداري از شاور، شيركوه را وادار به عقب نشيني و برگشت به شام نمود. شاور (وفات 564)در ازاي كمكي كه از صليبيون دريافت نموده بود، بياطلاع خليفه عاضد سالانه مبلغي پول به عنوان كمك به آنان پرداخت و بخشي از قاهره را به اشغال صليبيون درآورد. عاقبت عاضد با ياري گرفتن مجدد از نورالدين درصدد دفع شر شاور برآمد، او شيركوه را مأمور بيرون راندن صليبيها از قاهره نمود(564ه.ق) و شاور به امر خليفه و به دست صلاح الدين ايوبي به قتل رسيد. پس از كشته شدن شاور، اسدالدين شيركوه به جايش بر مسند وزارت نشست و اساس سلطنت ايوبي مصر را بنا نهاد. اسدالدين شيركوه پس از تسخير مصر دو ماه و اندي بعد، درگذشت. پس از آن برادرزادهاش صلاحالدين كه جواني مبارز و شجاع و مردمدار بود، بنا به پيشنهاد فرستاده مخصوص نورالدين زنگي و موافقت خليفه فاطمي العاضدلدين الله به وزارت مصر منصوب گرديد. صلاحالدين پس از بدست آوردن قدرت، با خلفاي فاطمي مصر از در ستيز در آمد و با در گذشت آخرين خليفه فاطمي يعني العاضدلدين الله(546-567ه.ق)كه بارها مورد خشم صلاحالدين قرار گرفته بود خود را فرمانرواي بلامنازع مصر خواند، و با ولي نعمت خود سلطان نورالدين زنگي نيز بناي ناسازگاري گذاشت. پس از كشمكشهاي فراوان، با مرگ نورالدين زنگي، صلاحالدين خود را سلطان مصر خواند. او با قدرت فراوان تمام موانع و مشكلات را از سر راه خود برداشت و بر اين فكر بود كه خود را از قيد دست نشاندگي شاهان زنگي كه آخرين بازمانده آنان، الملك الصالح فرزند خردسال نورالدين بود بيرون آورد. صلاحالدين با مرگ ملك صالح زنگي تمام شهرهاي بزرگ اسلامي اطراف مصر را تصرف نمود و به سرعت بر تمام مصر، شام، ليبي، حضرموت، تونس، الجزاير، يمن و عدن تسلط يافت و دولت مقتدر ايوبي را در مصر تشكيل داد؛ و آنگاه جنگهاي خود را با سلاطين صليبي ساكن بيتالمقدس آغاز نمود. صلاح الدين كه سني شافعي مذهب بود به هنگام روي كار آمدن، تمام آثار ديني خلفاي فاطمي را كه شيعه هفت امامي بودند از ميان برداشت. او دستور داد، جمله«حي علي خير العمل»را از اذان حذف كنند؛ و قاضي القضات قاهره را كه از شيعيان اسماعيليه بود معزول و به جايش يك فقيه شافعي را به قضاوت بر گماشت و اقامه نماز جمعه را در مسجد الازهر منع نمود. به هر حال او مردي خردمند و مقتدر و با مردم رؤوف و مهربان و با اسراي جنگي رحيم و با گذشت و با دشمنان بسيار سختگير بود. اما، در اين ميان، شرح سرشتهاي نيك و بد و فطرتهاي خوب و زشت او مورد بحث ما نيست، آنچه مورد توجه اين مقوله است شكست قدرتهاي صليبي و باز پس گرفتن بيتالمقدس از آنان است كه هر چند ديري نپاييد، اما دلاوريهاي او در اين ماجرا قدرتهاي وحشتناك صليبيان را تضعيف كرد و ماجراجوييهاي آنها را تعديل بخشيد.
صلاحالدين بعد از آنكه به سلطنت نشست حكام و فرمانروايان اطراف را به متابعت و مطاوعت خويش در آورد، فتنههاي داخلي را فرونشاند و مدعيان و مخالفان را از سر راه خود برداشت؛ و آنگاه جنگهاي خود را با صليبيون آغاز نمود؛
و تمام شهرهاي صليبي نشين را يكي پس از ديگري فتح كرد و قلاع دفاعي آنها را گشود؛ و شهر طبريه[53]را در كنار درياچه طبريه به راحتي متصرف شد. «گي دولوزينيان»پادشاه صليبي مقيم بيتالمقدس خود را براي مقابله با صلاحالدين آماده نمود؛ و به فرماندهي كل قواي صليبي با لشكري جرار براي باز پس گرفتن طبريه حركت كرد؛ اما پس از نبردي موحش شكست خورد و خود وعدهاي از سپاهيانش به اسارت صلاحالدين در آمدند؛ و صليب بزرگ مقدس كه به نشانه تبرك و تيمن همراه سپاه آنها و توسط كشيشان حمل ميشد به دست صلاحالدين افتاد. با اينكه گي دو پادشاه صليبي، به اسارت درآمده و لشكرش تار و مار شده بود، صلاح الدين اسراي جنگي را همراه با گيدو به زندان شهر نابلس[54]منتقل نمود و پس از فتح بيتالمقدس، او را مورد عفو قرار داد. اين عفو نسنجيده باعث دردسرهاي فراوان صلاحالدين در جنگهاي بعدي شد كه ذكر آن خواهد آمد.
صلاحالدين طي جنگهاي متوالي بتدريج شهرهاي بيروت، عكا[55]، اشقلون(عسقلان)، رمله، غزه[56]بيت لحم، بيت ابراهيم و چندين شهر ديگر را متصرف شد و آماده حمله به شهر بيتالمقدس و رهاسازي آن از دست صليبيون گرديد.
مردم شهرهاي فتح شده با پرداخت جزيهاي مختصر از شهرها خارج ميشدند و براي يافتن پناهگاه به سوي قدس روي ميآورند، به طوري كه در فاصله كمي، شهر مملو از جمعيت مهاجر گرديد.
صليبيون كه پادشاه خود را اسير ديدند، با تشكيل شورايي مرد ديگري را به نام«باليان»به طور موقت به جانشيني او انتخاب نمودند، تا كشور صليبي را از خطر برهاند؛ اما او هيچگونه اميدي بدين كار نداشت.

زندگینامه
محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.
او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.
شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.
شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .
او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:
قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،
( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )
کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،
(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)
قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،
( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!
(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)
شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد.
شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد .
شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است.
از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد.
وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:
«که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»
و بار دیگر
«روم به شهر خود و شهریار خود باشم»
آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.
اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.
شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:
"پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!"
این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.
سیری در آثار
شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.
منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.
"حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.
این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.
شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.
منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحدهآمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.
اشعار ولایی
عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیهالسلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.
او در نعت حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید:
ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد------- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد
بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی------- پرنده پر نتوان زد به بام محمد
به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن-------- که نقش مهر نبوت بود بنام محمد...
شهریار در شعر یا علی علیهالسلام در مورد حضرت امیر المومنین علیهالسلام می فرماید:
مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی------- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی
بندی زندان روباهانم ای شیر خدا--------- می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی
اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیهالسلام است.
علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا-------- که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین------- به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن-------- که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را ...
شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء علیهالسلام و حماسه ابدی او کرده است:
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین --------- روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست ------مروه پشت سرنهاداماصفا دارد حسین... .
ویژگی سخن
شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.
او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.
در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد :
دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید.
قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند
مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!
سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ------------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام
عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند----------- درشگفتم من چرا ازهم نمی پاشد جهان
این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد .
آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ------------ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟
شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است:
گویند من آن جنین که مادر ------- از خون جگر بدو غذا داد
تا زنده ام آورد به دنیا ---------- جان کند و به مرگ خود رضا داد
هم با دم گرم خود دم مرگ --------- صبرم به مصیبت و عزا داد
من هرچه بکوشمش به احسان ------ هرگز نتوانمش سزا داد
جز فضل خدا که خواهد اورا --------- با جنت جاودان جزا داد
شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است!
عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است.
شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است .
سبک شناسی آثار
اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است.
عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد.
محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد.
در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست
.قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است.
شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.
شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست.
تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است.
اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا میکند.
ماه من در پرده چون خورشید غماز غروب
گشت پنهان و مرا چون دشت رنگ از رخ پرید
چون شفق دریای چشمم موج خون میزد که شد
آفتاب جا و د ا نتابم ز چشمم ناپدید
سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد.
اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و ... در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.
27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است.
در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد .
روز ملی شعر و ادب
بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.
نمونه آثار
در راه زندگانی
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را----- نجستم زندگانـــی را و گم کـردم جوانی را
کنون با بار پیــری آرزومندم که برگـردم----- به دنبال جوانـــی کـوره راه زندگانــــی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کـرده رامانـم----- که شب در خــواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی ----- چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی ----- که در کامم به زهر آلود شهد شادمانـــی را
سخن با من نمی گوئی الا ای همزبـان دل ----- خدایــا بــا کـه گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو؟ که چون برگ خزان دیده ----- به پای سرو خود دارم هوای جانفشانـــی را
به چشم آسمانـی گردشی داری بلای جان ----- خدایـــا بر مگردان این بلای آسمانـــی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتـن----- که از آب بقا جویند عمــــر جاودانـی را
مقدمه :
مطلب قابل بيان در خصوص رشته پزشکی، طول دوره اين رشته است. پشتکار درونی و حقيقی عامل موفقيت و حفظ نشاط در سپری کردن اين رشته با ارزش هست، تأمل و دقت در انتخاب اين رشته جايگاه ويژه ای دارد که با انتخاب آگاهانه می توان به وظايف سنگين اين انتخاب به خوبی عمل کرد و در پايان سرافراز و پيروز به درجه دکتری رسيد.
نظام آموزش پزشکی عمومی شامل 5 دوره است:
1- علوم پايه
2- فيزيوپاتولوژی
3- کارآموزی بالينی
4- کارورزی بالينی
5- کارورزی
دوره علوم پايه: اين دوره ضمن آشنانمودن دانشجويان با مباحث پايه، آمادگی لازم را برای يادگيری علوم بالينی در آنان بوجود می آورد. طول اين دوره 5 نيم سال است.
دوره فيزيوپاتولوژی: آگاهی از مبانی فيزيولوژيک، شناخت مکانيزم بيماريها و عوامل موثر در آنها نشانه های بيماريها و تشخيص و درمان آنها مطالبی است که شما می توانيد آنها را فرا بگيريد. طول این دوره 6 ماه است.
کارآموزی بالينی: شناخت آثار و علائم بيماريها از ديدگاه بالينی و آزمايشگاهی و بدست آوردن توانائی های لازم در به کار بردن انديشه، استدلال و نتيجه گيری سريع در طراحی عمليات پيشگيری و درمان است. طول اين دوره 20 ماه است.کارورزی بالينی: پرورش مهارت ها، تقويت قدرت تصميم گيری در مقابل با مسائل بهداشتی و درمانی و قبول مسئوليت در مقابل اقدام لازم هدف های اين دوره مهم است. طول اين دوره 18 ماه است
کارورزی: اين دوره کنکور کارروزی دارد که کلياتی از دروس 4 دوره قبل می باشد.
فارغ التحصيلان ملزم به خدمت در مناطق محروم کشور هستند.
سطوح رشته :
|
رديف |
نام دانشگاه |
کارداني |
کارشناسي |
ارشد |
دکترا |
|
1 |
آزاد- تبریز |
|
|
| |
|
2 |
آزاد- تنکابن |
|
|
|
|
|
3 |
آزاد- تهران |
|
|
|
|
|
4 |
آزاد- شاهرود |
|
|
|
|
|
5 |
آزاد- قم |
|
|
|
|
|
6 |
آزاد- مشهد |
|
|
|
|
|
7 |
آزاد- نجف آباد |
|
|
|
|
|
8 |
آزاد- کازرون |
|
|
|
|
|
9 |
آزاد- یزد |
|
|
|
|
|
10 |
آزاد-اردبیل |
|
|
|
درسهای رشته :
|
رديف |
نام درس |
|
1 |
آزمايشگاه فيزيولوژي 1 |
|
2 |
آزمايشگاه فيزيولوژي 2 |
|
3 |
آناتومي اندام 3 |
|
4 |
آناتومي تنه 2 |
|
5 |
اخلاق اسلامي |
|
6 |
اخلاق پزشکي |
|
7 |
اصول نگارش |
|
8 |
انقلاب اسلامي و ريشههاي ان |
|
9 |
انگل و قارچ شناسي |
|
10 |
ايمنيشناسي |
|
11 |
بافتشناسي |
|
12 |
بهداشت 1 |
|
13 |
بهداشت 2 |
|
14 |
بهداشت 3 |
|
15 |
بهداشت 4 |
|
16 |
بهداشت 5 |
|
17 |
بيماريهاي اطفال |
|
18 |
بيماريهاي اعصاب |
|
19 |
بيماريهاي تنفسي |
|
20 |
بيماريهاي جراحي 1 |
|
21 |
بيماريهاي جراحي 2 |
|
22 |
بيماريهاي خون و سرطان |
|
23 |
بيماريهاي رماتيسمي و مفاصل |
|
24 |
بيماريهاي روانپزشکي |
|
25 |
بيماريهاي زنان |
|
26 |
بيماريهاي عفوني |
|
27 |
بيماريهاي غدد درونريز |
|
28 |
بيماريهاي قلب و عروق |
|
29 |
بيماريهاي گوارش و کبد |
|
30 |
بيماريهاي کليوي |
|
31 |
بيوشيمي عملي |
|
32 |
بيوشيمي نظري |
|
33 |
پاتالوژي اختصاصي |
|
34 |
پاتالوژي عمومي |
|
35 |
پاياننامه |
|
36 |
پزشکي قانوني |
|
37 |
تاريخ اسلام |
|
38 |
تغذيه |
|
39 |
جنينشناسي |
|
40 |
روان شناسي |
|
41 |
زبان پيشدانشگاهي |
|
42 |
زبان تخصصي |
|
43 |
زبان عمومي 1 |
|
44 |
زبان عمومي 2 |
|
45 |
ژنتيک |
|
46 |
فارسي عمومي |
|
47 |
فارماکولوژي 1 و 2 |
|
48 |
فرماکولوژي 2 |
|
49 |
فيزيولوژي 1 |
|
50 |
فيزيولوژي 2 |
|
51 |
فيزيک پزشکي |
|
52 |
متون اسلامي |
|
53 |
معارف اسلامي 2 |
|
54 |
مقدمات پزشکي تئوري |
|
55 |
مقدمات پزشکي عملي |
|
56 |
ميکروبشناسي |
|
57 |
ورزش 1 |
|
58 |
ورزش 2 |
|
59 |
کارآموزي اطفال 1 |
|
60 |
کارآموزي بهداشت |
|
61 |
کارآموزي بيهوشي |
|
62 |
کارآموزي توانبخشي |
|
63 |
کارآموزي جراحي |
|
64 |
کارآموزي جراحي 2 |
|
65 |
کارآموزي چشم |
|
66 |
کارآموزي داخلي |
|
67 |
کارآموزي داخلي 2 |
|
68 |
کارآموزي راديولوژي |
|
69 |
کارآموزي روانپزشکي |
|
70 |
کارآموزي زنان |
|
71 |
کارآموزي گوش و حلق و بيني |
|
72 |
کارورزي اتفاقات |
|
73 |
کارورزي اطفال 1 |
|
74 |
کارورزي اطفال 2 |
|
75 |
کارورزي بهداشت |
|
76 |
کارورزي پوست |
|
77 |
کارورزي جراحي |
|
78 |
کارورزي داخلي |
|
79 |
کارورزي زنان |
بازار کار :
رشته پزشکي با همه سختي هايي که يک دانشجو در راه آن متحمل مي شود متأسفانه در بازار کار خود دچار مشکلات فراواني شده که بعضي مطالب نگران کننده آن در حد حرفهاي معمولي مردم کوچه بازار درآمده ولي واقعيت هر رشته - جداي از مديريت توانمندي که جهت جذب فارغ التحصيلان دانشگاه ها لازم است- اين است که دانشجوي باانگيزه و داراي پشتکار، کار شايسته خود را مي يابد.
بازار کار رشته پزشکي از منزل شخصي پزشکان شروع و تا بيمارستانها، کلينيک ها، درمانگاه ها، اورژانس ها و کليه مراکز درماني در بخش هاي دولتي و خصوصي، ورزشگاه ها و غيره گسترش مي يابد و در صورت بضاعت و توانائي مالي امکان تأسيس مطب را نيز مي توان يکي از بخش هايي دانست که پزشک اشتغال خود را فراهم مي کند.
هدف :
هدف تربيت پزشك عمومي با خصوصيات زير است:
پزشك عمومي با خصوصيات زير است:
1) در راه آشنايي بيشتر با مكتب و تزكيه و تعالي روح كوشا باشد. كمك به تامين بهداشت و درمان دردهاي مردم را وسيلهاي براي رضاي خدا و تقرب به او بداند.
2) با فرهنگ اسلامي و نظام جمهوري اسلامي آشنا باشد و خود را ملزم به رعايت قوانين و مقررات حاكم به جامعه اسلامي بداند.
3) از شناخت مسائل عمده بهداشت و درمان و نظام ارائه خدمات بهداشتي و درماني كشور به قدر كافي برخوردار و از مسئوليتها و وظايف خود در اين نظام آگاه باشد.
4) قابليت علمي و عملي كافي در تشخيص بيماريها و ارجاع بيماران به سطوح بالاتر بهداشتي و درماني كشور و شركت در برنامههاي پيشگيري و بهداشت عمومي را دار باشد.
5) قادر به استفاده از آخرين منابع علمي و بهرهگيري از اطلاعات جديد كار خود باشد.
دوره آموزش دكتراي حرفهاي پزشكي شامل مراحل زير است:
الف ) علوم پايه: طول اين دوره 2 سال است كه در پايان اين دوره دانشجو در آزموني شامل كليه دروس اين دوره شركت ميكند و در صورت موفقيت به دوره بعدي راه مييابد. هر دانشجو حداكثر دوبار ميتواند در اين آزمون شركت كند.
ب) فيزيوپاتولوژي : طول اين دوره 6 ماه است و طي آن دانشجو ضمن آگاهي از مباني فيزيولوژيك ، با مكانيزم بيماريها و عوامل موثر در آنها به طريق تحليل گرانه آشنا ميشود و نشانههاي بيماريها و تشخيص و درمان آنها را ياد ميگيرد.
ج ) كارآموزي باليني : طول اين دوره 20 ماه است و هدف شناخت آثار و علائم بيماريها از ديدگاه باليني و آزمايشگاهي به دست آوردن تواناييهاي لازم در به كاربردن انديشه ، استدلال و نتيجهگيري سريع، به منظور برخورد منطقي و صحيح با بيمار و طراحي عمليات پيشگيري درماني است.
د) كارورزي باليني: طول دوره 18 ماه است و هدف پرورش مهارتها، تقويت قدرت تصميمگيري ، افزايش اتكاء به نفس و تكميل پرورش انديشه از طريق رويارويي مستقيم كارورز با مسائل بهداشتي ، درماني و تقبل مسووليت مستقيم امور بهداشتي، درماني به عهده همه است.
هـ ) كارورزي: دانشجويان قبل از شروع مرحله كارورزي ، در كنكور كارورزي كه شامل كلياتي از دروس پايه و اصلي و عمومي فيزيولوژي علوم باليني است و به طور سراسري برگزار ميشود شركت ميكنند چون گذراندن موفقيتآميز اين آزمون براي راهيابي به دوره كارورزي ضروري است. فارغالتحصيلان ملزم به خدمت در مناطق محروم كشور هستند.
تواناييهاي فارغالتحصيلان
فارغالتحصيلان اين رشته ميتوانند بعد از پايان تحصيلات، مسووليتهاي متفاوتي را عهدهدار شوند، از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره نمود:
1) تشخيص – درمان و پيگيري بيماران در مطبهاي شخصي، درمانگاهها و بيمارستانها.
2) مديريت و سرپرستي مراكز ارائه خدمات بهداشتي و درماني.
3) مشاركت در امر تحصيلي و پژوهشي در ارتباط با بيماريهاي مختلف.
دوره پزشكي شامل 4 مرحله : علوم پايه ، فيزيوپاتولوژي (نشانهشناسي) ، كارآموزي و كارورزي ميباشد. مرحله علوم پايه درواقع عامل ارتباطياي بين درسهاي دبيرستان و پايه با درسهاي تخصصي پزشكي است، بدين ترتيب كه شامل آن قسمت از درسهاي پايه است كه به بدن انسان مربوط ميشود؛ براي مثال، بيوشيمي قسمتي از علم شيمي است كه در مورد شيمي بدن موجود زنده (در اينجا انسان) صحبت ميكند و همينطور ساير درسهاي اين مرحله كه در بخش درسها شرح داده ميشوند. مرحله شناخت نشانه و علايم بيماري و چگونگي پيدايش علايم بيماري، در ارتباط با عامل بيماريزا و چگونگي پيدا كردن آن در معاينهها و آموزش نظري دستگاههاي تشخيص ، بدون توجه به درمان است. در اين دوره ، دانشجو مفهوم بيماري و علايم آن و نحوه تشخيص آن را به صورت نظري مطالعه نموده، چگونگي آن را با توجه به درسهاي علوم پايه فرا ميگيرد.
مرحله بعدي شامل دوره كارآموزي (استاژري) است كه دانشجو در اين مرحله ، به بيمارستان و بالين بيماران ميرود و در كنار درسهاي نظري، روشهاي تشخيص و درماني را در بالين بيمار ميآموزد. در اين قسمت، استادان در مورد هر بيمار، توضيحات لازم را به دانشجويان ارائه ميدهند و دانشجو نيز زيرنظر استاد، فرآيندهاي معاينه باليني و فنون تشخيص را به كار ميبرد و شيوه درمان و تجويز دارو را نيز در هر مورد ميآموزد. در اين مرحله درسهاي نظري نيز ارائه ميشود كه مكمل كار باليني در بخش خواهد بود.
مرحله بعد دوره كارورزي (انترني) است ، دانشجو پس از فراگيري راههاي تشخيص و درمان به صورت مستقل و با نظارت كلي روزانه استادان ، اقدام به بيماريابي، تشخيص و درمان نموده، مواد آموخته شده در مرحله كارآموزي (استاژري) را در عمل به كار ميبرد و تجربه مياندوزد.
در كل دوره پزشكي عمومي دو امتحان اصلي (حياتي) وجود دارد كه شامل امتحان جامع علوم پايه و ديگري امتحان جامع پرانترني ميباشد. قبولي در اين دو امتحان، لازمه ورود به مرحله بعدي است.
آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:
عمدهترين موقعيتهاي شغلي كه بيشتر پزشكان ميتوانند جذب آنها شوند، عبارتنداز:
الف ) مطبهاي شخصي كه بر حسب تمايل پزشك و نياز منطقه در شهرها و روستاها داير ميگردد و پزشكان ويزيت مراجعان را در مطبها انجام ميدهند.
ب ) بيمارستانها و درمانگاههاي خصوصي و دولتي كه در آنها پزشكان به تشخيص و درمان بيماريهاي مراجعان خود ميپردازند.
ج ) مراكز بهداشتي درماني شهري يا روستايي كه اغلب مديريت و سرپرستي اين مراكز به عهده پزشكان عمومي ميباشد و همچنين اين مراكز از پزشكان عمومي براي تشخيص، درمان و پيگيري بيماريها نيز استفاده مينمايند.
تواناييهاي مورد نياز و قابل توصيه :
سلامت تن و روان برابر ضوابط مربوط به تشخيص كميسيون پزشكي متعهد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي داوطلبان رشته پزشكي امري ضروري است.
علاوه بر آن داوطلبان ورود به رشته پزشكي بايد از دانش و علاقه بالايي در زمينه درسهاي زيستشناسي و علوم پايه نيز برخوردار بوده، دقت كافي و حوصله زياد در زمينه فراگيري جزئيايت مربوط به بيماريهاي مختلف را داشته باشند.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر :
ادامه تحصيل دانشجويان رشته پزشكي بعد از اتمام دوره پزشكي عمومي در دو مرحله امكانپذير است:
الف ) ادامه تحصيل در رشتههاي تخصصي باليني كه داوطلب بعد از قبولي در امتحان پذيرش دستياري سراسري كشور ميتواند در رشتههاي تخصصي كه در حال حاضر در داخل كشور ارائه ميشوند ادامه تحصيل دهد.
رشتههاي تخصصي باليني در حال حاضر شامل 23 رشته ميباشد كه عبارتند از : جراحي عمومي ،
جراحي مغز و اعصاب، جراحي استخوان و مفاصل (ارتوپدي) ، جراحي كليه و مجاري ادراري تناسلي (ارولوژي) ، بيماريهاي اعصاب، بيماريهاي داخلي ، بيماريهاي عفوني و گرمسيري ، بيماريهاي قلب و عروق ، بيماريهاي كودكان، بيهوش ، پزشكي اجتماعي، پزشكي هستهاي ، آسيبشناسي (پاتولوژي) ، پوست ، پزشكي فيزيكي و توانبخشي، چشمپزشكي ، پرتودرماني (راديوتراپي) ، پرتوشناسي تشخيصي (راديولوژي) ، زنان و زايمان ، روانپزشكي، گوش و حلق و بيني ، پزشكي قانوني و طب كار ميباشد.
ب) ادامه تحصيل در رشتههاي علوم پايه ، فارغالتحصيلان رشته پزشكي ميتوانند در تخصصهاي علوم پايه پزشكي نظير فيزيولوژي ، ايمونولوژي، ژنتيك، ويروسشناسي پزشكي، ميكروبشناسي پزشكي ، انگلشناسي پزشكي، بيوشيمي ، آمار حياتي و تغذيه نيز شركت نمايند.
دوره علوم پايه
مرحله علوم پايه، اولين مرحله آموزش پزشكي بوده، مدت اين مرحله دو سال است. در اين مرحله ، دانشجويان بخش اول درسهاي عمومي و درسهاي پايه و اصلي را ميگذرانند. هدف از اين مرحله، آموزش ساختمان بدن انسان و اعمال فيزيولوژيك و نقش آن در سلامت انسان و همچنين شناخت عوامل بيولوژيك بيماريزا و شيوههاي دفاعي بدن در برابر آنها و اصول آسيبهاي بدن انسان و آشنا ساختن دانشجو با اصول مسائل بهداشتي است. دانشجويان بايد در هر نيمسال تحصيلي 20 واحد درسي ارائه شده از طرف دانشكده را به طور اجباري بگذرانند. حداكثر زمان مجاز براي گذراندن اين مرحله 3 سال است .در ذيل به شرح برخي از اين درسها ميپردازيم :
بيوشيمي: مربوط به بدن موجودات زنده و انسان است. در اين درس، با شيمي آلي مولكولها و اتمها و واكنشهاي آنها در بدن آشنا ميشويم.
آناتومي: در آناتومي، دانشجو با كليه ساختهاي بدن شامل انواع ماهيچهها ، استخوانها، اعصاب و احشا و با محل آنها و اعضاي مجاور آنها به طور دقيق و در حالت طبيعي بدن، آشنا ميشود، به طوري كه بتواند اجزاي هر ناحيه را به صورت سه بعدي شناسايي كند.
فيزيولوژي : در اين درس چگونگي عملكرد اندامها و بافتها مورد مطالعه قرار ميگيرد؛ به اين ترتيب كه دانشجو بعد از آشنايي با آناتومي و بافتشناسي اندامها با شيوه عمل آنها در شرايط مختلف و در وضعيتهاي ويژه آشنا ميشود.
ايمونولوژي: اين درس به بررسي سازمان دفاعي بدن ، سلولهاي دفاعي و واكنشهاي موثر در اين شبكه ميپردازد.
انگلشناسي: اين درس به انگلهاي موثر در ايجاد بيماريهاي انساني اعم از حشرات ، كرمها ، قارچهار و غيره ميپردازد. در اين درس، اين انگلها به طور دقيق شناسايي شده، در درس عملي نيز مورد بررسي قرار خواهد گرفت و به اين وسيله چشم دانشجو با انواع انگلها آشنا ميگردد.
پاتولوژي عمومي : در اين درس انواع آسيبهاي بافتي و تغييرهاي بافتهاي بدن در هنگام بروز يك ناهنجاري ، تحريك و يا آزار مورد بررسي قرار ميگيرد.
دوره فيزيوپاتولوژي (نشانه شناسي)
مدت مرحله دوم شش ماه است. در اين مرحله دانشجو پس از اين كه با آموختن درسهاي فيزيولوژي به چگونگي عملكرد طبيعي سازمان بدن پي برد و در درس پاتولوژي وضعيت واكنشهاي بدن در بيماري و تغييرهاي بافتها را در هنگام ورود عوامل مضر به خوبي فراگرفت، به مرحلهاي ميرسد كه اكنون بايد بتواند با تلفيق اين دو ، واكنشهاي بدن را در هنگام يك بيماري از زمان شروع تا انتهاي آن دنبال كرده، سلسله توالي نشانههاي آشكار و ماهيت يكايك آنها را شناسايي كند.
در اين قسمت دانشجو در مقطعهايي كه با عنوان كورس (دوره)از آن ياد ميشود، يك سرفصل از بيماريهاي داخلي مثل بيماريهاي خون را به طور مشروح مطالعه ميكند و در هر قسمت، عوامل شروع كننده، شيوه عمل، واكنش بدن ، سير بيماري و نشانههاي اختصاصي مربوط را بررسي مينمايد. اين مطالعه صرفا شامل نشانهشناسي بيماريهاست و شامل مباحث درمان و تشخيص در بالين بيمار و معاينههاي فيزيكي نميشود. در اين دوره دانشجو، فارماكولوژي را به صورت مروري كلي بر دستههاي دارويي و چگونگي اثر داروها، ميگذراند. اين آشنايي با فارماكولوژي به صورت كلي بوده، دستههاي اختصاصي داروها و راههاي تجويز آنها رد هر بيماري ، در فارماكولوژي اختصاصي به طور مشروح مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
دوره كارآموزي (استاژري)
دوره سوم كه از آن به عنوان دوره كارآموزي ياد ميشود، شامل دو مجموعه درسهاي نظري و كار عملي است. اساس تدريس درسهاي نظري مانند ساير درسهاي علوم پايه و فيزيوپاتولوژي است ولي در برنامه عملي، دانشجو در بالين بيمار با مجموعهاي از دانستههاي نظري خود با نشانههاي بيماي به صورت مستقيم مواجه ميشود و با صحبت با بيمار و به دست آوردن تاريخچه بيماري، نوع آن را تشخيص داده، اقدامهاي درماني لازم را فراخواهد گرفت. برنامه كار در دوره كارآموزي به طور خلاصه شامل كنفرانسهاي صبحگاهي در مورد بيماران بستري در بخش، صحبت در بالين توسط استاد مربوط و يادگيري معاينهها و گرفتن شرح حال، انجام كارهاي تشخيصي و تا حدودي نسخهنويسي است. عموما درسهاي نظري بعد از ظهرها تدريس ميشود و صبحها به كار در بيمارستان و برنامههاي آن اختصاص دارد. زمان گذراندن كارآموزي باليني به طور مطلوب 20 ماه و حداكثر 27 ماه است كه طي آن ، دورههاي داخلي ، جراحي ، كودكان ، زنان و زايمان ، چشم ، گوش و حلق و بيني ، روانپزشكي ، راديولوژي و پوست و واحدهاي باقي مانده درسهاي عمومي گذرانده ميشود. محل گذراندن كارآموزيها بيمارستانهاي آموزشي است.
دوره كارورزي (انترني)
دوره انترني يا كارورزي در واقع نقطه عطف آموزش باليني دانشجويان رشته پزشكي است. كارورز پس از آموختن علوم پزشكي و گذراندن يك دوره كارآموزي باليني در تمام بخشهاي بيمارستاني، اينك بدان حد از اطلاعات پزشكي و قضاوت باليني رسيده است كه به طور مستقل در مواجهه با بيماران قرار بگيرد و با به كار بستن عملي تمام آموختهها ، به طور مستقيم با بيماران در تماس باشد و با انجام معاينههاي باليني و دستور آزمايشهاي پاراكلينيك، به تشخ يص رسيده، به درمان بيمار بپردازد. اين فعاليتها همگي زير نظر استادان و دستياران مربوط صورت ميگيرد.
تواناييهاي فارغالتحصيلان دوره دكتراي تخصصي پزشكي و فرصتهاي شغلي آنان
اين فارغالتحصيلان ميتوانند در بيمارستانهاي آموزشي يا غيرآموزشي كشور استخدام و كار درمان بيماران و آموزش دانشجويان رشته پزشكي و پيراپزشكي مشغول شوند. همچنين ميتوانند به كار درمان بيماران در درمانگاههاي تخصصي يا مطبهاي خصوصي مبادرت ورزند.
رياست بيمارستانهاي دولتي يا خصوصي معمولا به عهده پزشكان متخصص است. همچنين رياست و معاونت دانشكده و دانشگاهها علوم پزشكي كشور نيز به عهده پزشكان متخصص ميباشد.
مشاغل اسلامی - رشته گرافیک
تعريف گرافيک
واژه گرافيک از مصدر يوناني (نوشتن) مي آيد. ريشه آن در اصل به معناي (خراشيدن) و (حک کردن) است. از لحاظ رده بندي هنرها عنصر گرافيک را شاخه اي از هنرهاي تجسمي به شمار مي آورند. در گذشته هنر گرافيک به آن قسمت از طراحي و نقاشي سياه و سفيد گفته ميشد که به وسيله فن چاپ دستي يا ماشيني تکثير ميشد.
هنر گرافيک و هنرهاي تجسمي در کشور ما از يک سابقه تاريخي برخوردارند. مي توان گفت از زمان نقوش اوليه روي سفال ها - حجاريها- گچ بريها- خطوط کوفي و ثلث و نستعليق و ساير خطوط- نگارش و مصور کردن کتابها و مينياتور و تذهيب و آرايش صفحات و نيز نقوش پارچه ها و قالي و حکاکي روي وسايل مختلف زندگي و امثال اينها تا زمان ظهور چاپ هنر گرافيک يا هنرهاي تجسمي در کشور ما وجود داشته اند.
امروزه هنر گرافيک وسيله اي براي آگاه کردن مصرف کننده از کيفيت موضوع مصرف است. درصد کمي از موضوعات مصرفي شامل کالاهاي تجارتي مي شوند و قسم اعظم آن کيفيتي فرهنگي - آموزشي و روشن کننده دارند مانند شناساندن انواع فعاليتهاي فکري انسان به وسيله تصوير. هنر گرافيک هنري گسترده است که دقيقا نمي توان حدود آن را مشخص و معين کرد. اين هنر به آساني هنرهاي ديگر را به کمک مي گيرد و به آنها شکل گرافيکي مي دهد.
گرافيک در عصر ما علاوه بر کتاب آرايي و مصارف گذشته به عرصه تبليغات تجاري - اعلانات ديواري (پوستر) و مطبوعاتي- نشانه ها و غيره راه يافته است. حتي از اين حد هم تجاوز کرده و با ورود به عالم سينما و تلويزيون در عنوان بندي (تيراژ) فيلم ها و برنامه هاي تلويزيوني- نقاشي متحرک (انيميشن) و تبليغات تجارتي در اين گونه رسانه ها کاربرد يافته است.
بدين قرار ملاحظه مي کنيم که هنر گرافيک رفته رفته آنچنان تحول و تنوع پيدا کرده و مي کند که هر آن نيازمند تعريف جديد و جديدتري است. زيرا ابعاد و جنبه هاي تازه, جمعيت تعاريف قبلي را از بين مي برند. اما با اين همه , ارکان اساسي هنر گرافيک يعني نقش و خط و تکثير, همچنان پابرجا هستند و با تکيه بر همين ارکان اساسي است که هنر گرافيک از ساير هنرها متمايز مي گردد.
طراح و هنرمند گرافيک هنرمند جامع است که با نبض زندگي مي کند و با ريتم زندگي , کار مي کند. کار او گفتگوي تصويري زمانه است. کار هنرمند گرافيک گاه به صورت کاريکاتور , هشدار دهنده ميشود و گاه با نقوش تزئيني هويت جامعه امروز را براي آينده به ثبت مي رساند. گاه به صورت تصوير و ايلوستراسيون يا به شکل نشانه و سمبل و برچسب و علائم راهنمايي به جامعه , آموزشي تصويري مي دهد. گاه به صورت خط و صفحه آرايي , عناي بيان تصويري را بالا مي برد. گاه به صورت آگهي , منادي موضوعات فکري انسان چون مذهب , سياست, علم, صنعت, فرهنگ, هنر و ورزش ميشود. گاه به صورت تبليغات تجاري در خدمت اقتصاد درآمده , وسيله اي تعيين کننده ميشود. گاه با نقش اسکناس و پول در پيچ و خم ارتباطات مادي قرار مي گيرد. گاه با طرح تمبر حامل پيام و فرهنگ جامعه مي گردد و گاه نيز به صورت کارت, سربرگ, پاکت, پلاک و تابلو معرف خصوصي افراد ميشود. خلاصه هنرمند گرافيک, نويسنده اي است که با بياني تصويري سرگذشت انسانها را مي نويسد و براي تمام لحظات زندگي و براي تمام موضوعات زندگي قلم ميزند.
يکي از شگردهاي هنر گرافيک, براي ارائه ي اين اهداف عملي, ترکيب دقيق و ماهرانه تصوير و نوشته است. پيام هاي کلامي و تصويري در نمونه هاي در حال تغيير تحت تأثير متقابل و متکمل يکديگرند.
اگرچه ترکيب طبيعي تصوير و نوشته نشان مي دهد که طرح گرافيکي از دو سيستم ارتباطي کاملا متفاوت با يکديگر برخوردار است, اما نوشته يا کلام بعنوان جايگاه يا محل واژه ها و تصوير بعنوان يک اثر خطي صريح و چند رنگ و يا گاهي نيز تفسير سه بعدي اشياء و مفاهيم انتزاعي و مطرح ميباشند. از اين رو طرح گرافيکي نقش عمده خود را در تاريخ پديده خط و نگارش نشان مي دهد. اين دو مقوله هماهنگ با نقش هاي مختلف خود و در مدت زماني به درازاي صدها و يا هزاران سال به شکل کنوني خود رشد و نمو کرده است, اما هر دو آنها از نياز بشر براي انتقال مفاهيم مورد نظر خود به ديگران, برقراري ارتباط و همچنين از نياز و تمايل بشر براي بقاء ارتباط خود در قالب تصوير يا کلام نشأت مي گيرد. اگر به گذشته بنگريم خواهيم ديد که اولين اثر گرافيکي که انسانها از خود به جاي گذاشته اند , در هر دو قالب تصوير و کلام بوده است.
گرافيك و تبليغات
Graphic & Creative Design For Advertising
تمام دانش آموزاني كه ميل ذاتي و استعداد دروني براي هنر دارند و در ضمن در بازار روز دنيا علاقمند به بلند پروازي و بيزيستي مؤثر مي باشند مي توانند اين ديپلما (Diploma) را به عنوان رشته تحصيلي خود انتخاب نموده و در اين رشته كار آمد شوند و در ضمن پس از اخذ Certificate هاي مورد نظر مي توان ديپلماي اين رشته را دريافت نموده و وارد بازار كار روز دنيا شد اين ديپلما براي دانشجويان کمال طلب و آندسته از دانشجوياني که فعاليتهاي پيوسته، براي رسيدن به شاخه هاي در حال پيشرفت طراحي دارند ،بسيار ايده آل است و در آن هر دو شاخه سنتي و کامپيوتري طراحي را مطالعه مي کنند، و دروس بصورت آزاد براي دانشجويان خلاق و بلند همت ارائه مي گرددنقطه قوت اين سيستم اينست که خود را محدود به روشهاي رايج آموزشي در هنر و طراحي نمي کند
چه مي خوانيم ؟
برنامه ها سطح وسيعي از پروژه هاي طراحي را شامل مي شوند که دانشجويان را آموزش مي دهد و آنها را با توانا ئيهاي طراحي خلق شده و ارتباطات بصري در گير مي کند در ابتدا ،با يکسري توانائيهاي مربوط و ساخته شده با ساختمان طراحي آشنا مي شوند ،سپس با ساختار آندسته از کارهائي آشنا مي شوند که هم پيشرفته تر هستند و هم با بازار کار ارتباط مستقيم تري دارند
طراحي گرافيک :
پروژه هاي واگذاري به دانشجو شامل موارد ذيل مي باشد:
طراحي پوستر. تصوير سازي شامل ( عکاسي ، تمثيل آوري ، رسانه ترکيبي ). طراحي بسته بندي
. طراحي کتابهاي هنري. طراحي جلد مجله ها. چاپ تجربي و مرسوم بازار. تبليغات و ارتباطات بصري دانشجويان همچنين توانائي هاي لازم براي موفقيت و خلق راه حلها در اين پروژه ها را مي آموزند، اعم از توانائي تحقيق، توانائي تفسير و بررسي مشکلات موجود در راه طراحي ، دانستن ايده هاي عمومي طراحي ، و در نهايت توانائي هاي تمريني و تکنيکي مربوط به طراحي نيز مي باشد.
مطالعات بصري
در اين حوزه نکته اساسي هنرهاي بصري و تمرينات طراحي ايجاد شده است که مستقيما فعاليتهاي استوديوئي و موقعيتي متفاوت را شامل مي شود. اين فعاليتها، شامل ترسيم و نقاشي، اکتشاف در رسانه هاي متنوع که از منظر بصري به آنها رسيدگي مي کند.
گرافيک کامپيوتري :
فتوشاپ:
اصول پايه گذاري شده در Bit map به شما اين اجازه را مي دهد که در تمامي عکسها و اسکنها دست برده و گاها آنها را تغيير داده يا روتوش نمائيد.
فتوشاپ بطور کلي به ما کمک مي کند که روي تصاوير دوبعدي ثابت هر نوع تغيير را اعمال کرده يا تصاوير مختلف را از نظر نور ، رنگ ، سايز ، کيفيت، تلفيق و تنظيم کرد.
مصور ساز :
اصول پايه گذاري شده در برنامه فتوشاپ به شما توان مصور سازي ، چاپ دستي و توليد مارکهاي متفاوت را مي دهند. در کارهاي غير حرفه اي مي توان از اين تکنيکها استفاده نمود.
ترسيم زنده:
يافته هاي اين حيطه به دو صورت تئوري و تمرينات براي تفسير موفقيت بشر از انضباط و نظارت مستقيم در طراحي حکايت دارد.
مطالعات تلفيقي:
برنامه مطالعات تلفيقي تئوريک فراهم آورنده تمرينات لازم در حيطه گرافيک و طراحي هستند که بسته به امکانات موجود و خلاقيت اساتيد کميت و کيفيت آنها تنظيم مي گردد.
WHAT NEXT
در نهايت اين امکان وجود دارد که دانشجويان موفق مستقيما وارد بازار کار گردند و با اعتماد به نفسي که انها از توانائيهاي خلقي و اطلاعات بازرگاني و تجاريشان دارند بتوانددر اين حيطه ( طراحي گرافيکي ) موفق شوند.
براي شرکت در اينگونه فعاليتها داوطلبان ناچارند آماده شوند تا در دوره هاي HND ، BIEC يا اخذ مدرک BA شرکت نمايند تا نيازهاي فني و عملي آنها برطرف گردد.
رشته پر رمز و راز گرافيک در همه محيطها با همه سلائق براي خود جائي باز کرده و در ارتباط با صنعت نيز به هنرنمايي پرداخته است. گرافيک زبان تصويري است. استفاده از علائم، سمبلها، خطوط، منحنيها و نمادها در کنار رنگهاي موزون و حساب شده دنيايي از حرف و معنا را در خود جاي داده است .
دانشآموزي که گرافيک را انتخاب ميکند در رساندن فکر خود سرعت، گيرايي و ماندگاري را در سطحي گسترده منتشر کرده و البته با همه اين جذابيتها نظر دانشجويان اين رشته دال بر گراني وسائل کار گرافيکي ميباشد. گرچه امکانات نيروي متخصص در اين رشته نامحدود است. داشتن روحيه اجتماعي خوب ميتواند دانشجو را با سلائق مختلف آشنا ساخته و در مورد استفاده از طرحها و رنگها و نمادها او را موفقتر از ديگران نمايد. پذيرش دانشجو در اين رشته بصورت نيمه متمرکز است و داوطلباني که در رديف معرفي شدگان چند برابر ظرفيت اين رشته قرار ميگيرند بايد در آزمون تشريحي (طراحي) با ضريب 4 شرکت کنند. ضريب خلاقيت تصويري و تجسمي 4 و درک عمومي هنر 2 است .
توسعه رشته گرافيک زماني شکل گرفت که عصر صنعتي شدن و توليد انبوه کالاي صنعتي و غير صنعتي آغاز شد و براي معرفي انبوه کالاها نياز به تبليغ پيدا شد تا مشتري در انتخاب خود دچار سردرگمي نشود. طبيعي است که براي عموم مردم تبليغ کردن نيازمند زبان مشترکي بود که از تلفيق خطوط، رنگ ها و علامت هايي باشد که تصوير شکل گرفته بتواند خواسته توليد کننده محصول را برآورده سازد. گرافيک پيچيدگي هاي خاص خود را دارد و تابع سليقه هاي متفاوت و نگاه هاي گوناگون است. رنگ ها معاني خاص خود را دارند و خطوط تعابير خاص خودشان را، يک گرافيک مي تواند در مورد تمامي ابعاد زندگي از طريق ارائه تصوير با مخاطبان خود صحبت کند ناگفته نماند که ارتباطات تصويري با پيشرفت و توسعه تکنولوژي از طريق امکانات متنوعي که در دنيا ايجاد گرديده در امر پيام رساني و انتقال مفاهيم موثر واقع شده است.
در طي تحصيل شما با مباني هنر هاي تجسمي، طراحي، پايه و اصول صفحه آرايي، رنگ شناسي، مباني تصويرسازي، خط در گرافيک، خوشنويسي، چاپ دستي و عکاسي آشنا مي شويد.
زمينه هاي شغلي رشته مذکور عبارت است از :
طراح نشانه ، تمبر و اسکناس
طراح تيتراژ تلويزيوني
طراح حروف و خط
طراح آگهي و تابلوهاي تبليغاتي
کاريکاتوريست
طراح تيزر ( فيلم هاي تبليغاتي)
طراح بسته بندي
طراح جلد کتاب ، مجله ، نوار ، بروشور، کاتالوگ
تصوير گر و صفحه آرا ، طراح پوستر ، اوراق اداري
و .....
((رشته گرافيک))
معرفي رشته:
گرافيک به معني انتقال پيام توسط هر نوع تصويري که آن پيام را منتقل کند.گرافيک در تمامي ابعاد زندگي از جمله علائم تجاري – راهنمايي و رانندگي – پوسترهاوبروشورها – تابلوهاي تبليغاتي – تصاوير کتابها ورسانه ها اعم از مجلات – تلويزيون و سينما کاربرد دارد.
هنرجويان اين رشته با روشهاي طراحي و پوسترسازي و مباني تاريخ هنر آشنا مي شوند وپس از فارغ التحصيل شدن مي توانند به عنوان يک گرافيست ويا طراح در کارهاي تبليغاتي شرکتها و مؤسسات و ساير موارد نامبرده شده مشغول به کار شوند
برخي از زمينه هاي اشتغال مربوط به رشته گرافيک:
- اشتغال در مؤسسات انتشاراتي و دفاتر مجلات و روزنامه ها
- اشتغال در بخش روابط عمومي کليه سازمانها و کارخانه هاي دولتي وخصوصي
- اشتغال در کارگاههاي بسته بندي، تابلونويسي و مهرسازي
- اشتغال درآتليه هاي گرافيک- کاريکاتوريست
- ناظر فني گرادر و چاپ- طراح تمبر
- طراح جلد کتاب ، مجله- نقشه کش
- طراح گرافيک کامپيوتري
نحوه ادامه تحصيل در رشته گرافيک:
دوره کارداني در آموزشکده هاي فني و حرفه اي و همچنين ادامه تحصيل در مقطع کارشناسي فارغ التحصيلان اين رشته مي توانند با گذراندن دوره پيش دانشگاهي هنر، در آزمون سراسري رشته هنر نيز شرکت کنند
|
نام رشته |
شرايط لازم براي ورود به رشته |
برخي از زمينه هاي شغلي | |
|
حسابداري |
استعداد در زمينه رياضي وآمار علاقه مندي به امورمالي واداري وحسابداري |
احراز شرايط ورود به شاخه فني وحرفه اي و کسب ضوابط خاص هنرستان |
حسابداري مؤسسات وشرکتها امور بانکي،گمرکي و بازاريابي |
|
کامپيوتر |
استعداد در زمينه رياضي و انگليسي علاقه مندي به کار با کامپيوتر |
اپراتوري- مربي آموزشي برنامه سازي سيستمها | |
|
طراحي ودوخت |
استعداد در زمينه هاي هنري علاقه مندي به طراحي ودوخت |
توليد وسري دوزي پوشاک مربي آموزشي | |
|
گرافيک |
استعداد در زمينه هاي هنري علاقه مندي به تصوير سازي و کارهاي گرافيکي |
مؤسسات انتشاراتي وتبليغاتي تابلو نويسي | |
|
کودکياري |
استعداد و خلاقيت در نحوه ارتباط با کودکان علاقه مندي به کار با کودکان ودرمانگاهها |
مربي بهداشت مهد کودک ومدارس مربي در مراکز بهزيستي کار در درمانگاهها | |
مهندسي شيمي کاربرد علم، رياضيات و اقتصاد در فرآيند تبديل مواد خام به مواد باارزشتر يا سودمندتر است. مهندسي شيمي رشته اي است كه زاييده ي ضرورت ونياز صنعت مكانيك ، الكترونيك و عمران بوده وتنها داوطلبان گروه رياضي و فني ميتوانند وارد اين رشته شوند. مثلا با گذشت زمان صنعت به مهندس مكانيك نياز پيدا كرد كه از فرآيندهاي شيميايي اطلاع داشته و بتواند دستگاههايي كه در ان فرآيندهاي شيميايي اتفاق مي افتد را طراحي كند ، به همين دليل تربيت مهندسين مكانيك را آغاز كرد كه بيش از تحصيل كنندگان اين رشته از علم شيمي مطلع باشند، كه اين دسته از مهندسين همان مهندسين شيمي هستند. رشته مهندسي شيمي 9 گرايش دارد كه عبارتند از: صنايع غذايي، صنايع شيميايي معدني، صنايع گاز، صنايع پتروشيمي، صنايع پليمر، صنايع پالايش،طراحي فرآيندهاي صنايع نفت، بهره برداري از صنايع نفت و شيميايي سلولزي، كه توضيح مختصري از هر كدام را در زير امده است. مهندسي شيمي عمدتاً در طراحي و نگهداري فرآيندهاي شيميايي براي توليد انبوه به کار ميرود. به اين بخش از مهندسي شيمي، مهندسي فرآيند گفته ميشود. تفاوت شيمي و مهندسي شيمي را ميتوان با يک مثال درباره آب پرتقال بيان کرد! يک شيميدان با کار در آزمايشگاه، راههاي مختلفي را براي استخراج آب پرتقال مطالعه و کشف ميکند. سادهترين راه شناخته شده براي اين کار، دو نيم کردن پرتقال و فشردن آن است. راه پيچيدهتر، کندن پوست پرتقال، خرد کردن آن و جمعآوري آب پرتقال است. شرکتي يک مهندس شيمي را استخدام ميکند تا برايش يک واحد توليد هزاران تن آب پرتقال در سال طراحي کند. مهندس شيمي همه راههاي موجود توليد آب پرتقال را مطالعه و ارزيابي اقتصادي ميکند. با آن که آبگيري دستي سادهترين راه است، اما از لحاظ اقتصادي استخدام صدها نفر براي اين کار به صرفه نيست. بنابراين روشي ارزانتر انتخاب ميشود. اين مثال نشان ميدهد که سادهترين روش آزمايشگاهي لزوماً اقتصاديترين روش توليد انبوه نيست.
فرآيندهاي مجزايي که توسط يک مهنس شيمي به کار گرفته ميشوند (مانند تقطير، استخراج و ...)، عمليات واحد نام داشته و شامل واکنش شيميايي، عمليات انتقال جرم، انتقال حرارت و انتقال اندازه حرکت هستند. اين فرآيندها براي سنتز شيميايي يا جداسازي شيميايي با هم ترکيب ميشوند.
سه قانون فيزيکي اساسي در مهندسي شيمي، اصل بقاي جرم، اصل بقاي انرژي و اصل بقاي اندازه حرکت هستند. انتقال ماده و انرژي در يک فرآيند شيميايي با استفاده از موازنه جرم و انرژي براي کل واحد، عمليات واحد يا بخشي از آن ارزيابي ميشود. مهندسين شيمي اصول ترموديناميک، سينتيک واکنش و پديدههاي انتقال را به کار ميگيرند.
مهندسي شيمي نوين، گسترهاي فراتر از مهندسي فرآيند را در بر ميگيرد. هدف اصلي مهندسي شيمي استفاده از دانش شيمي در خلق مواد و محصولات بهتر براي دنياي امروز است. امروزه مهندسين شيمي علاوه بر فرآيندهاي توليد مواد اوليه پايه، بلکه در تو سعه و توليد محصولات باارزش و متنوع شرکت دارند. اين محصولات شامل مواد ويژه و کارآمد براي صنايعي همچون هوافضا، خودروسازي، پزشکي، صنايع الکترونيک، کاربردهاي محيط زيست و صنايع نظامي است. به عنوان مثالهايي از اين محصولات ميتوان به الياف، منسوجات و چسبهاي بسيار قوي، مواد زيستسازگار و داروهاي جديد اشاره کرد. امروزه مهندسي شيمي ارتباطي تنگاتنگ با علوم زيستشناسي، مهندسي پزشکي و اغلب شاخههاي مهندسي دارد.
در دوره ي كارشناسي بيشتر دروس گرايش هاي بيان شده مشترك بوده و هر گرايش تنها 12 يا 13 واحد تخصصي دارند. دروس مشترك گرايش هاي مختلف مهندسي شيمي عبارتند از: رياضيات عمومي، شيمي عمومي، فيزيك، معادلات ديفرانسيل، ترموديناميك ، موازنه انرزي و مواد، رياضيات مهندسي، نقشه كشي صنعتي، برنامه نويسي وشناخت كامپيوتر، شيمي آلي، استاتيك و مقاومت مصالح، مكانيك سيالات، انتقال حرارت، شيمي تجزيه، شيمي فيزيك، انتقال جرم، عمليات واحد، كنترل فرآيندها ، طرح واقتصاد مهندسي،كاربرد رياضيات در مهندسي شيمي، كارگاه، پروژه يا طراحي پروژه. (بسياري از دروس اين رشته همراه با ازمايشگاه است). رشته ي مهندسي شيمي در مقطع كارشناسي و به صورت دوره هاي روزانه وشبانه در دانشگاههاي دولتي تدريس ميشود. _
مهندسي شيمي گرايش شيميايي معدني شامل فرآورده هاي معدني مي شود، همچنين توليد هر ماده ي معدني مثل كودهاي شيميايي معدني، حشره كش ها، نمك ها، رنگ هاي معدني و لعاب روي كاشي ها نيز در حيطه كار اين گرايش از مهندسي شيمي قرار دارد. هر يك از كارخانجات توليد مواد غير الي مثل شيشه نسوز، دير گداز، گچ و سيمان داراي يك فرآيند است. يعني از زمان ورود مواد اوليه به كارخانه زمان خروج محصول فرآيندي انجام ميگيرد كه طراحي اين فرآيند بر عهده ي اين دسته از مهندسين است. دروس تخصصي گرايش صنايع شيميايي معدني: مهندسي احتراق، صنايع شيميايي معدني، عمليات واحد صنعتي مكانيكي.
طراحي دستگاهها و فرآيند توليد مواد مختلف مثل كودهاي شيميايي، شوينده ها، فرآورده هاي پليمري، مواد شيميايي و برش هاي نفتي وظيفه ي مهندس پتروشيمي است. دروس تخصصي دانشجويان اين رشته بيشتر در مورد كاتاليزورهاي صنعتي است كه در رآكتورها به كار مي رود. ِدروس تخصصي گرايش صنايع پتروشيمي: فرآيندهاي پتروشيمي، مقدمات و پالايش، مباني و تكنولوژي پليمر. حسين جزايري
تعيين عمق چاهي كه براي استخراج گاز زده ميشود، بررسي قطر لوله اي كه گاز را از چاه به پالايشگاه يا از پالايشگاه به شبكه هاي شهري منتقل مي كند،، چگونگي انتقال گاز از چاه به پالايشگاه، نحوه گرفتن گازCO2 از اين ماده(براي جلوگيري از خورده شدن لوله ها)، نحوه شيرين كردن گاز ترش(گاز اوليه كه از چاه استخراج ميشود و قابل مصارف شهري و...نيست)همه در حيطه فعاليت يك مهندس شيمي گرايش گاز قرار دارد. دروس تخصصي گرايش گاز: انتقال و توزيع گاز،فرآيند گاز، مهندسي احتراق.
اين گرايش تا سال 1362يكي از گرايش هاي مهندسي شيمي بود، اما هم اكنون به عنوان يك رشته مستقل كه خود شامل دو گرايش صنايع پليمري و تكنولوژي وعلوم رنگ است، در دانشگاهها و مراكز اموزش عالي ارايه ميشود.البته هنوز هم در برخي از دانشگاههاي كشور، مهندسي پليمر يكي از گرايش هاي مهندسي شيمي است و دانشجويان اين رشته نهايتا در يكي از زمينه هاي پليمر مثل فرآيند شكل دهي پليمر يا طراحي واحدهاي صنعتي توليد پليمر تبحر مهارت مي يابد.
يك مهندس شيمي گرايش شيميايي سلولزي در زمينه تبديل چوب به كاغذ تخصص دارد و به همين دليل است كه محل تحصيل دانشجويان در دانشكده فني پرديس3 واقع در استان گيلان-رضوان شهر(چوكا) مي باشدبيشترين قسمت چوب از سلولز تشكيل شده است.همچنين ضايعات كشاورزي مثل پوست و سبوس برنج وضايعات برگ درختان داراي مقادير زيادي سلولز است كه اين ضايعات در بسياري از مناطق به عنوان يك عنصر مزاحم سوزانده شده وباعث الودگي محيط زيست مي شود.اما امروزه در كشورهاي ديگر از اين ضايعات به براي توليد يك نوع سوخت اتانول كه در تركيب با بنزين ، سوخت بسيار مفيدي است؛استفاده ميشود.و در اين فرآيند مهندسين شيمي سلولزي نقش بسيار مهمي را عهده دار هستند.
يكي از كاربردهاي مهندسي شيمي در توليد مواد غذايي و بخش هاي صنايع غذايي مانندميكروبيولوژي غذا و كنترل كيفي صنايع غذايي است. براي مثال در سوپر ماركت ها و فروشگاهها، مواد غذايي بيشتر به حالت كنسرو وجود دارد كه براي تهيه اين كنسروها بايد اصول ايمني و بهداشتي رعايت شود كه اين كار نياز به يكسري محاسبات دارد كه اين محاسبات توسط يك مهندس شيمي صنايع غذايي انجام ميگيرد.همچنين براي طراحي دستگاههايي كه فرآيند خشك كردن را انجام مي دهند مثل غذاهاي بچه كه به صورت پودر تهيه مي شود و طراحي دستگاههاي استريليزه، پاستوريزه و منجمد كننده صنعت ما به مهندس صنايع غذايي نياز دارد. دروس تخصصي گرايش صنايع غذايي: ميكروبيولوژي عمومي، شيمي مواد غذايي، ميكروبيولوژي مواد غذايي، صنايع غذايي، بيوشيمي مواد غذايي، تغذيه وبهداشت.
گرايش پالايش شامل طراحي پالايشگاهها و دستگاههاي صنعتي مي شود كه مي توان طراحي دستگاههايي مثل برج هاي تقطير ، دستگاههاي جدا كننده مايعات از مايعات و گازها از مايعات، دستگاههايي كه مشتقات هيدروكربني مثل بنزين و گازوييل و مواد سنگين تر مثل قير و شوينده ها را از نفت خام جدا ساخته و به دست مي آورد را نام برد. دروس تخصصي گرايش پالايش : مهندسي احتراق، مهندسي پالايش، فرآورده هاي پالايش.
مهندس بهره برداري از منابع نفت وظيفه دارد كه كه راه ها و روش هاي بهره برداري بهينه از مخازن نفت را ارايه دهد و در واقع يك مهندس بهره برداري از منابع نفت با توجه به نوع مخزن نفت تعيين مي كند كه با كدام يك از روش هاي موجود، تزريق گاز، تزريق اب، تزريق مواد پليمري يا ازدياد حرارت مي توان نفت را راحت تر و ارزان تر بهره برداري كرد. از آنجايي كه امروزه بيشتر مخازن نفت كشور دچار افت فشار شده اند و نفت نمي تواند به طور طبيعي به سطح زمين برسد به همين دليل حضور مهندسين بهره برداري از منابع نفت يكي از نيازهاي ضروري كشورمان مي باشد. دروس تخصصي گرايش بهره برداري از منابع نفت:مهندسي مخازن هيدروكربوري، ازدياد برداشت، حفاري وتوليد، شبيه سازي مخازن نفتي، خواص ترموديناميكي سيالات نفتي.
فرآيند يعني روشي كه بتوان به كمك آن ماده اي را از حالتي به حالت ديگر تغيير شكل داد و منظور از مهندس طراحي فرآيندهاي صنايع نفت يعني فردي كه روش اين تغيير و تحول را طراحي كند. چون براي تبديل يك ماده از حالت اوليه به حالتي خاص بايد دستگاههايي طراحي شده و محاسباتي انجام پذيرد تا بتوان به نتيجه مطلوب دست يافت. همچنين طراحي صنايعي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم وابسته به نفت خام يا فرآورده هاي پالايشگاه يا صنايع پتروشيمي است به مهندس شيمي گرايش طراحي فرآيندها مربوط مي شود. يك مهندس شيمي گرايش طراحي فرآورده هاي صنايع نفت، واكنش هاي خاصي را از شيميست ها ميگيرد و با توجه به شرايط اقتصادي،محيطي و... بهترين روش توليد مواد شيميايي و خالص سازي انها را پيدا كرده واجرامي كند. دروس تخصصي گرايش طراحي فرآيندهاي نفت: فرآيندهاي پالايش نفت وگاز، طراحي برج و مبدل، تعيين مشخصات دستگاهها، سيستم هاي اندازه گيري.
رشته مهندسي شيمي بر خلاف تصور عموم مردم بيش از آنكه با علم شيمي مرتبط باشد همچون بقيه رشته هاي مهندسي با علم رياضي مرتبط است. به همين دليل يك دانشجوي مهندس شيمي در درجه ي اول بايد در درس رياضي قوي باشد و دو درس فيزيك وشيمي در مراحل بعدي قرار دارد. جالب است بدانيد كه، دانشجويان مهندسي شيمي نسبت به دانشجويان رشته هاي مهندسي ديگر، تنها 9 واحد بيشتر شيمي مي خوانند. در مقابل رياضي در اين رشته از اهميت زيادي برخوردار است. چون يك مهندس شيمي براي طراحي راكتور، برج و مبدل نياز به دانش رياضي دارد. همچنين دانشجويان اين رشته بايد دقت نظر زيادي داشته باشد زيرا در مهندسي شيمي علاوه بر آزمايش هايي در مقياس بزرگ، آزمايش هايي در مقياس كوچك نيز وجود دارد. مثلا در شيمي تجزيه، بعضي از آزمايش ها در حد مليونيم PPM است، بدون شك در چنين آزمايشي اگر يك صدم گرم نيز اشتباه بشود، خطا افزايش پيدا كرده و آزمايش به هم مي ريزد.
هر يك از كارخانه هاي توليدي اعم از كوچك يا بزرگ به يك مهندس شيمي نياز دارند. چون تقريبا تمام فرآيندهاي نوين با استفاده از مواد شيميايي انجام مي گيرد. كشور ما نيز به عنوان يك كشور نفت خيز براي فعاليت هاي شيميايي مثل استخراج، پالايش، انتقال نفت و همچنين براي تبديل نفت به فرآورده ها شيميايي كه داراي ارزش افزوده زيادي هستند، نياز به مهندسين شيمي دارد. فعاليت در دو بخش مهم صنعت يعني طراحي رآكتورها و طراحي دستگاههايي كه به جداسازي مواد مي پردازند نيز تنها منحصر به مهندسين شيمي مي شود علاوه بر صنايع نفت و گاز و پتروشيمي، همه ي كارخانه ها از جمله كارخانه هاي سيمان ، سراميك، صنايع غذايي و حتي نيروگا هها به مهندس شيمي نياز دارند . فارغ التحصيلان گرايش صنايع غذايي ميتوانند به طور اختصا صي در كارخانه هاي توليد مواد غذايي يا داروسازي فعاليت كنند.
اراك، اصفهان، تهران، خليج فارس- بوشهر، رازي- كرمانشاه، سمنان، سيستان و بلوچستان-زاهدان، شهيد با هنر كرمان، شيراز، صنعتي اصفهان، صنعتي امير كبير، صنعتي سهند- تبريز، صنعتي شريف، علم و صنعت ايران، فردوسي مشهد، كاشان، گيلان-رشت، مازندران- بابلسر، محقق اردبيلي- اردبيل
ماسه سنگ
مقدمه
در سالهاي اخير تلاش بسيار زيادي شده است تا ترکيب آواريهاي يک ماسه سنگ را با وضعيت تکتونيکي منطقه منشا آن مرتبط سازند. چگونگي تشکيل ذرات آواري ، هم در ماسههاي ، هم در ماسههاي قديم و هم در ماسههاي عهد حاضر ، در اين مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است. چهار ناحيه منشا اصلي ماسه سنگها تشخيص داده شده است که عبارتند از کريتونهاي پايدار ، بالا آمدگي پي سنگ ، قوسهاي ماگماتيکي ، کوهزاييهايي که در طي چندين چرخه ايجاد شده است. کراتونهاي پايدارپي سنگ تشکيل بلوکهاي قارهاي را ميدهند و از نظر تکتونيکي مناطق سخت شدهاي از کمربندهاي کوهزايي قديم در هم ريختهاي ميباشد که تا عمق زيادي فرسايش يافتهاند.
قوسهاي ماگماتيکي شامل جزاير قوسي و قارهاي همراه با فرورانش ميباشد که نواحي آتشفشاني ، سنگهاي آذرين دروني و رسوبات دگرگون شده را شامل ميشود. کوهزاييهاي چند چرخهاي شامل سنگهاي تغيير شکل يافته و بالا آمده زير پوسته است که رشته کوهها را تشکيل ميدهد و بيشتر از رسوبات تشسکيل شدهاند، وليکن داراي رسوبات دگرگون شده و آتشفشاني نيز هستند. بطور کلي ذرات آواري حاصل از سنگهاي منشا متفاوت ، ترکيبات خاصي را دارا هستند و اين ذرات در حوضههاي رسوبي که از نظر موقعيت تکتونيک صفحهاي تعداد محدودي هستند، رسوب کردهاند.
کراتونهاي پايدار
بطور کلي در کراتونهاي پايدار با ارتفاع کم ، ماسههاي کوارتزي از پي سنگ گنايسي - گرانيتي و از چرخه مجدد لايههاي قبلي توليد ميشود. اين ذرات در روي کراتونها رسوب کرده يا اينکه به حاشيههاي قارهاي غير فعال حمل ميشوند.
پيسنگهاي بالا آمده
پيسنگ بالا آمده ، مناطق مرتفعي هستند که در طول دلفيتها و مناطق گسلي امتداد - لقر قرار دارند که عمدتا ماسههاي کوارتزي - فلدسپاتي با مقدار کمي خرده سنگ در حوضههاي کششي و جدا شده رسوب کردهاند.
قوسهاي ماگماتيکي
قوسهاي ماگماتيکي ماسههاي با مقدار زيادي خرده سنگ ولکانيکي را توليد ميکنند و همانطوري که به طرف پايين ، ريشههاي پلوتونيکي بيشتري را قطع ميکند، خردههاي کوارتزي - فلدسباتي توليد ميشود. بنابراين ممکن است يک روند ولکانيکي - پلوتونيکي حاصل گردد. ماسهها در حوضههاي جلوي قوسي و بين قوسي رسوب ميکنند. دانههاي ولکانيکي معمولا داراي ترکيب آنرزيتي بوده و غالبا ميکرو زيتي هستند. بعد از دياژنز ، ممکن است ماسه سنگهاي گري وکي توليد شود.
ماسه سنگهاي کوهزايي
ذرات آواري که از سيکلهاي مجدد کمربندهاي کوهزايي سرچشمه گرفتهاند، داراي ترکيب بسيار متغييري هستند که منعکس کننده انواع مختلف کوهزايي است. رسوبات حاصل از سيکلهاي مجدد کوهزايي ، ممکن است حوضههاي مجاور جلوي خشکي و حوضههاي اقيانوسي باقيمانده را پر کنند يا بوسيله سيستمهاي رودخانه اصلي به حوضههاي دورتري در موقعيتهاي تکتونيکي غير وابسته حمل شود.
اکثريت دانهها در بسياري از ماسه سنگهاي حاصل از سيکل مجدد کوهزايي با دانههاي سنگي و آنهايي که از رشته کوههاي حاصل از برخورد قارهها سرچشمه گرفتهاند. اکثريت دانهها باکوارتز بعلاوه خرده سنگهاي رسوبي است و همانطوري که سطوح عميقتر کوهزايي بالا ميآيد، معادن دگرگون شده خرده سنگهاي رسوبي فراوان ميگردد. بنابراين ، اين ماسهها بيشتر از دانههاي کوارتزي - سنگي با مقدار کمي فلدسپات و دانهها ولکانيکي تشکيل شدهاند.
مطالعه رخسارههاي سنگي ماسه سنگ در يک حوضه را ميتوان براي تشريح تاريخ زمين شناسي ناحيه منشا بکار برد. در جايي که بالا آمدگي در ناحيه منشا ، قسمتهاي عميقتر را در معرض فرسايش قرار ميدهد، ترکيب ذرات آواري به تدريج تغيير ميکند. يکي از مطالعات کاملا مستند ، برسي رخسارههاي سنگي ماسه سنگهاي کرتاسه است، که حوضههاي جلوي قوسي در دره بزرگ کاليفرنيا را پر کرده و از بالا آمدگي قوسهاي ماگماتيکي سيرانوارا سرچشمه گرفته است. ماسه سنگها بيشتر کوارتزي - فلدسپاتي هستند و به طرف بالا مقدار کمي خرده سنگ دارند و همانطوري که سنگهاي آتشفشاني در قوسها نسبت به پلاژيوکلاز در اين سنگها افزايش مييابد.
انواع ماسه سنگ ها از نظر محيط تکتونيکي :
قوسهاي ماگماتيکي :
قوسهاي ماگماتيکي شامل جزاير قوسي و قارهاي همراه با فرورانش ميباشد که نواحي آتشفشاني ، سنگهاي آذرين دروني و رسوبات دگرگون شده را شامل ميشود. کوهزاييهاي چند چرخهاي شامل سنگهاي تغيير شکل يافته و بالا آمده زير پوسته است که رشته کوهها را تشکيل ميدهد و بيشتر از رسوبات تشسکيل شدهاند، وليکن داراي رسوبات دگرگون شده و آتشفشاني نيز هستند. بطور کلي ذرات آواري حاصل از سنگهاي منشا متفاوت ، ترکيبات خاصي را دارا هستند و اين ذرات در حوضههاي رسوبي که از نظر موقعيت تکتونيک صفحهاي تعداد محدودي هستند، رسوب کردهاند. قوسهاي ماگماتيکي، ماسههاي با مقدار زيادي خرده سنگ ولکانيکي را توليد ميکنند و همانطوري که به طرف پايين ، ريشههاي پلوتونيکي بيشتري را قطع ميکند، خردههاي کوارتزي - فلدسپاتي توليد ميشود. بنابراين ممکن است يک روند ولکانيکي - پلوتونيکي حاصل گردد. ماسهها در حوضههاي جلوي قوسي و بين قوسي رسوب ميکنند. دانههاي ولکانيکي معمولا داراي ترکيب آندزيتي بوده و غالبا ميکرو زيتي هستند. بعد از دياژنز ، ممکن است ماسه سنگهاي گري وکي توليد شود.
کراتونهاي پايدار :
در کراتونهاي پايدار با ارتفاع کم ، ماسههاي کوارتزي از پي سنگ گنايسي - گرانيتي و از چرخه مجدد لايههاي قبلي توليد ميشود. اين ذرات در روي کراتونها رسوب کرده يا اينکه به حاشيههاي قارهاي غير فعال حمل ميشوند.
پيسنگهاي بالا آمده :
پيسنگ بالا آمده ، مناطق مرتفعي هستند که در طول دلفيتها و مناطق گسلي امتداد - لقر قرار دارند که عمدتا ماسههاي کوارتزي - فلدسپاتي با مقدار کمي خرده سنگ در حوضههاي کششي و جدا شده رسوب کردهاند.
ماسه سنگهاي کوهزايي :
ذرات آواري که از سيکلهاي مجدد کمربندهاي کوهزايي سرچشمه گرفتهاند، داراي ترکيب بسيار متغييري هستند که منعکس کننده انواع مختلف کوهزايي است. رسوبات حاصل از سيکلهاي مجدد کوهزايي ، ممکن است حوضههاي مجاور جلوي خشکي و حوضههاي اقيانوسي باقيمانده را پر کنند يا بوسيله سيستمهاي رودخانه اصلي به حوضههاي دورتري در موقعيتهاي تکتونيکي غير وابسته حمل شود.اکثريت دانهها در بسياري از ماسه سنگهاي حاصل از سيکل مجدد کوهزايي با دانههاي سنگي و آنهايي که از رشته کوههاي حاصل از برخورد قارهها سرچشمه گرفتهاند. اکثريت دانهها باکوارتز بعلاوه خرده سنگهاي رسوبي است و همانطوري که سطوح عميقتر کوهزايي بالا ميآيد، معادن دگرگون شده خرده سنگهاي رسوبي فراوان ميگردد. بنابراين ، اين ماسهها بيشتر از دانههاي کوارتزي - سنگي با مقدار کمي فلدسپات و دانهها ولکانيکي تشکيل شدهاند.
رخسارههاي سنگي ، ماسه سنگ :
مطالعه رخسارههاي سنگي ماسه سنگ در يک حوضه را ميتوان براي تشريح تاريخ زمين شناسي ناحيه منشا بکار برد. در جايي که بالا آمدگي در ناحيه منشا ، قسمتهاي عميقتر را در معرض فرسايش قرار ميدهد، ترکيب ذرات آواري به تدريج تغيير ميکند. يکي از مطالعات کاملا مستند ، برسي رخسارههاي سنگي ماسه سنگهاي کرتاسه است، که حوضههاي جلوي قوسي در دره بزرگ کاليفرنيا را پر کرده و از بالا آمدگي قوسهاي ماگماتيکي سيرانوارا سرچشمه گرفته است. ماسه سنگها بيشتر کوارتزي - فلدسپاتي هستند و به طرف بالا مقدار کمي خرده سنگ دارند و همانطوري که سنگهاي آتشفشاني در قوسها نسبت به پلاژيوکلاز در اين سنگها افزايش مييابد.
ماسه سنگ آرکوزي چيست ؟
آرکوز در طبق بندي فولک عبار ت است از سنگي که بيش از 25 درصد ذرات ان را فلدسپات تشکيل داده و نسبت بين F/R از 3/1 بيشتر باشد.پس لازمه تشکيل آرکوز وجود فلدسپات ها مي باشد . حال تاثير عوامل مختلف را در تشکيل فلدسپات ها بررسي مي کنم . فلدسپات ها در سنگ هاي آواري از نظر اهميت در درجه دوم و بعد از کوارتز قرار دارد . زيرا به علت داشتن رخ ،مقاومت کمتري نسبت به کوارتز در مقابل عمل فرسايش دارند و در اثر عوامل شيميايي به کاني هاي رسي تجزيه مي شوند به همين دليل ، ميزان دانه هاي فلدسپات در رسوبات رودخانه اي به ويژه سيکل اول به مراتب بيشتر از ماسه هاي ساحلي و تپه هاي شني است . فلدسپات ها در سنگ هاي آذرين و دگرگوني بطور فراوان يافت مي شود .بدين جهت در حدود 10 تا15 درصد رسوبات آواري عهد حاضر را تشکيل مي دهند.
تاثير آب و هوا در برجاي ماندن فلدسپاتها :
تغييرات آب و هوايي در ميزان بارندگي موثر است و فاکتوري براي هوازدگي محسوب مي شود .ميزان بارندگي هم به عرض جغرافيايي بستگي دارد و کنترل کننده آب و هوا در ارتباط با چرخه هاي جوي مي باشد.
در آب و هواي مرطوب ،کاني هاي که داراي ثبات شيميايي کمتري هستند( براي مثال فلدسپاتها) تجزيه مي شوند ولي در آب و هواي گرم و خشک اين کاني ها تجزيه نشده و به صورت ذراتي در اندازه گراول يا ماسه تخريب حاصل مي نمايند . فلد سپاتها بعد از تجزيه شدن ،کاني هاي رسي را تشکيل مي دهند که به صورت مواد معلق در آب از منشا به حوضه رسوبي حمل مي شود . ميزان بارندگي و درجه حرارت در منطقه به رشد گياهان نيز کمک مي کند . ريشه گياهان در زمين دو عمل انجام مي دهد ،يکي اين که باعث افزايش تجزيه شيميايي و کاهش اندازه ذرات سنگ مي گردند و ديگري اين که باعث بهم فشرده شدن رسوبات دراطراف خود مي شوند و عمل تخريب در منطقه را کاهش مي دهند .با افزايش ميزان بارندگي پوشش گياهي زياد شده مقدار هوازدگي فيزيکي را کاهش مي دهد . ارتباط بين مقدار بار رسوبي حاصل و ميزان بارندگي بطور مستقيم است .
فلدسپات ها قبل از تجزيه شدن در منشا توسط فرايند هاي هوازدگي مکانيکي شکسته شده و به صورت ذرات آزاد توسط جريان آب از منطقه خارج شوند که اين خود به عوامل زير بستگي دارد :
1) توپو گرافي : اگر اختلاف ارتفاع زياد باشد ،آب و هوا نقش مهمي را در تجزيه فلدسپاتها نخواهند داشت و فلدسپاتها قبل از تجزيه شدن توسط فرايند هاي هوازدگي مکانيکي خرد شده و در مسير جريان آب قرار مي گيرند .
2) آب و هوا : در آب و هواي خشک ، تجزيه شيميايي خيلي کم صورت مي گيرد ،زيرا گياهان خيلي کم بوده و هوازدگي مکانيکي از اهميت زيادي بر خوردار است و در چنين آب و هوايي توپو گرافي اثر چنداني نخواهد داشت .
3) يخچال ها : تخريب توسط يخچال ها باعث مي شود مقدار زيادي از سنگ هاي فلدسپات دار منطقه کنده ( توجه کنيد که در صورت وجود سنگ هاي فلدسپات دار و در صورت عدم وجود اين سنگ ها مسلما در هر نوع آب هوايي هم نمي توان آرکوز داشت )شده و قبل از تجزيه در مسير حرکت توسط يخ ها حمل گردد .
شرايط تشکيل انواع آرکوز :
1) آرکوز آب و هوايي : در شرايط آب و هوايي گرم و خشک و يا سرد و خشک و سکون نسبي تکتونيکي (مهم ، توجه کنيد )
2) آرکوز تکتونيکي : در مناطق فعال از نظر تکتونيکي آرکوز نابالغ که داراي ماتريکس و نيز به رنگ قرمز است وجود دارد .
3) آرکوز پي : اين نوع آرکوز در مناطق حاوي سنگ هاي گرانيتي پس از پيشروي دريا ايجاد مي شوند . اين ماسه سنگ ارکوزي ايجاد شده غني از فلدسپات مي باشد و به ان آرکوز پي مي گويند و از نظر چينه شناسي سطح تماس ايجاد شده توسط آرکوز پي از نوع ناپيوستگي آذرين پي است .
در حدود 32 درصد از سنگ هاي رسوبي را تشکيل مي دهند که دانه ها توسط سيماني از سيليس يا کربنات به هم متصل شده اند.
اندازه دانه ها بين 2 تا 16/2 ميليمتر مي باشد .
ماسه سنگ ها بر اساس ترکيب شيميايي ذرات به چند گروه تقسيم مي شوند .
کوارتز آرنايت : حاوي 95درصد کاني کوارتز مي باشد زيرا دانه هاي فلدسپات در اثر هوازدگي حذف مي شوند.
اين سنگ در شيشه سازي و الکترونيک کار برد دارد.
آرکوز ها:حدود 25 درصد حجم دانه هاي اين سنگ را ذرات فلدسپات تشکيل داده اند فلدسپات ها باعث رنگ صورتي ماسه سنگ ها مي شوند .
اين سنگ به راحتي توسط عوامل هوازد گي تجزيه مي شود و مخصوص مناطق گرم و خشک است .
در نواحي گرم و خشک ايران در بستر رودخانه هاي فصلي رسوبات ماسه اي غني از فلدسپات ديده مي شود.
يخچالهاي سرد داراي قاعده خشک هستند و مقدار زيادي خردههاي سنگي در بخش قاعدهاي به همراه خود دارند.
يخچالهاي معتدل داراي قاعده مرطوب بوده و مقدار رسوب کمتري دارند، وليکن سريعتر حرکت کرده و در نتيجه قدرت فرسايشي بيشتر دارند. رسوبات مستقيما از يخچال يا به صورت زيريخچالي در زماني که يخچال در حال حرکت است يا هنگامي که يخچال ساکن بوده و در حال ذوب است رسوب ميکنند، که تحت عنوان تيل و اگر سخت شده باشد تيلات گفته ميشود. تيلها و تيلاتهاي زيريخچالي عمدتا تودهاي هستند. هرچند برخي از آنها يک لايه بندي مبهمي را نشان ميدهند.
معمولا داراي گسترش جانبي وسيع در مقياس منطقهاي داراي ضخامتي در حدود چندين تا دهها متر ، فاقد چينه بندي ، داراي ماتريکس زياد که قطعات را در بر ميگيرد، اين قطعات ممکن است مخطط و سيقلي بوده و داراي منشا محلي و يا منشا خارجي باشد، و بلاخره داراي ماتريکسي هستند که از پودر شدن خرده سنگها بوجود آمده است.
ممکن است تشخيص اينگونه رسوبات از رسوبات جرياني خردهدار مشکل باشد و در حقيقت جريان تودهايي کي از اشکال برخي رسوبات يخچالي است. شواهد ديگر براي يخچالي بودن توسط بولدرهاي ترک خرده ، اثر بلورهاي يخ ، سنگهاي چند ضلعي حاصل از يخ زدن و ذوب شدن و مخطط شدن بستر سنگ کف ارائه ميشود.
ماسه سنگها و کنگلومراهاي با چينه بندي عدسي شکل معمولا به صورت بين لايهاي يا همراه با تيلايتها ميباشند. اينها رسوبات آبي هستند که از فرايندهاي رودخانهاي يخچالي نتيجه شدهاند. اين رسوبات ممکن است به صورت زيريخچالي ، در طي ذوب شدن يخها در رودخانهها و درياچههاي روي يخچالي و در دشتها فرا يخچالي بر جاي گذاشته شده باشند. رسوبات درياچههاي يخچالي ، در جايي که رودخانههاي دشت شسته شده ، سازنده دلتا است، داراي ماسه و گراول است.
در بخشهاي عميقتر درياچه گل سنگهاي لامينهاي ريتميک ، که احتمالا با قطعات پراکنده سقوط کرده از يخ شناور همراه است، وجود دارد. در جايي که پهنههاي يخي به دريا ميرسند، تيل در کف دريا رسوب ميکند و ميتواند توسط فرايندهاي دريايي دوباره به حرکت در آمده و از طريق ريزش و جريانهاي توربريتي به قسمتهاي عميق آب حمل شود. تيلهاي دريايي - يخچالي ممکن حاوي فسيل باشند. کوههاي يخي جدا شده از فلات يخي ، همانطوري که ذوب ميشوند رسوبات را رها کرده و دريسپتونها را در ناحيه وسيعي ته نشين ميکند.
توصيف و تعبير و تفسير رسوبات يخچالي مشکلتر از برخي رخسارهها است، زيرا فرايندهايي که در حال حاضر عمل ميکند به سادگي ديده نميشوند، اگر چه واژههاي تيل و تيلايت دلالتي بر منشا يخچالي دارد، وليکن واژه دياميکتيت و همچنين ميکستيت اغلب به معني کاملا توصيفي براي گل سنگهاي پبلدار و کنگلومراهاي با ماتريکس فراوان بکار ميرود که ممکن است منشا يخچالي داشته يا اينکه نداشته باشند. پنج دوره اصلي يخچالي وجود دارد که عبارتند از:
اين دوره عمدتا در شمال آمريکا شناخته شده است .رسوبات دوره يخچالي پرتروزوئيک پيشين در انتاريو ، شرق کانادا ، در چندين افق سوپر گروه هورونونين وجود دارد و ليکن گندوانا بهترين نمونه شناخته شده است.
اين دوره تمام قارهها را تحت تاثير قرار داده است. در پرکامبرين پسين ، چهار فاز يخچالي در مدت 600 تا 900 ميليون سال پيش ثبت شده است و تيلايتهاي اين دوره در تمام قارهها پيدا ميشوند.
شواهد اين دوره يخچالي به خوبي در شمال آفريقا شناخته شده است. يخچالي شدن در اين دوره در عرض جغرافيايي بال رخ داده است و هنگاميکه صفحات قارهاي در قطب قرار داشتند، تشکيل شدهاند.
اين دوره يخچالي گندوانا ، جنوب آفريقا ، آمريکاي جنوبي ، هندوستان ، استراليا و قطب جنوب را تحت تاثير قرار داده است. يخچالي شدن در اين دوره هم مانند دوره اردويسين پسين در عرض جغرافيايي بالا رخ داده است و هنگامي که صفحات قارهاي در قطب قرار داشتهاند تشکيل شدهاند.
عمدتا در دوره يخچالي پلسيتوسن اتفاق افتاده است و از اليگو - ميوسن شروع شده و يخچالهاي ضخيم و يخچالهاي شناور همراه را تشکيل داده است و امروزه بيشتر شمال اروپا ، آسيا و آمريکاي شمالي را ميپوشاند.
پتروگرافي کوارتز آرنايتها
ماسه سنگهايي که حداقل 95 درصد از دانههاي کوارتز تشکيل شدهاند، از نظر ترکيبي از تمام ماسه سنگها مچورترند. به علاوه ، آنها معمولا از دانههاي خيلي گرد شده و با جور شدگي خوب تشکيل شدهاند از اينرو مچوريتي بافتــــي در آنها نيز بالا ميباشد. بطور تيپيک سيمانها از کوارتز با رشد ثانويه تشکيل شده است وليکن کلسيت نيز متداول است و معمولا سيمان به فرم در بر گيرنده ميباشد.
دانههاي کواتز مونو کريستالين با خاموشي يکنواخت از همه بيشتر است. زيرا به دليل پايداري کمتر ، دانههاي کوارتز پلي استالين با خاموشي موجي از بين رفتهاند. کانيهاي سنگين متداول شامل روتيل ، زيرکن و اينمنت ميباشد، که از انواع مقاومتر هستند ماسههاي کوارتزي خيلي خالص که داراي مقدار جزئي سيمان هستند را تحت عنوان ماسههاي شيشهاي در نظر ميگيرند .معمولا کوارتــــــز آرنايتها اثرات انحلال فشاري را به صورت تماس مضري بين دانهاي و استيلوليت نشان ميدهند.
منشا کوارتز آرنايتها
در بسياري از موارد ، کوارتز آرنايتها از حرکت محدود رسوبات ، در طي مدت طولاني حاصل شدهاند، بنابراين تمام دانهها به غير از کوارتز بر اثر سايش مکانيکي شکسته شدهاند. آب و هواي ناحيه منشا نيز ميتواند در تشکيل کوارتز آرنايتها نقش مهمي ايفا کند. آب و هواي گرم و مرطوب باعث انتقال بسياري از دانههاي ناپايدار ميگردد، و چنانچه اين عامل با توپوگرافي کم و نرخ رسوبگذاري آهسته همراه باشد اکثر دانههاي آواري را کوارتز تشکيل ميدهد. بيشتر دانههاي کوارتز در اين آرنايتها ميتوانند مربوط به سيکل دوم باشند که از رسوبات قبلي سرچشمه گرفتهاند.
کوارتز آرنايتها به توسط امواج و جريانهاي مداومي که رسوبات بر جاي گذاشته شده بر روي کريتونهاي پايدار و حواشي غير فعال را به حرکت مجدد در ميآورند، تشکيل ميشوند. اين ماسه سنگها بخوبي در رسوبات کامبرو اردوسين پا پتوس در شمالغرب اروپا و شرق آمريکا و فلات قاره کرديلران در غرب آمريکا گسترش دارند. بسياري از ماسه سنگهاي بادي نيز داراي مقدار زيادي کوارتز ميباشد. همچنين کوارتز اناريتها ممکن است در اثر هوازدگي شيميايي شديد بصورت در جا تشکيل شوند. گانسيترها در تواليهاي ذغالي کربونيفر از خاکهاي قديمهاي هستند که بر اثر شستشوي شيميايي رسوبات ماسهاي به توسط فرو رفتن اسيدهاي آلي حاصل از پيتها (که بعدا به زغال تبديل ميشوند) تشکيل شده است. سيکلرتها نوعي ديگر از خاکهاي کوارتزدار ميباشند.
پتروگرافي آرکوزها
بطور کلي سنگهائي را تحت عنوان آرکوز ميشناسند که داراي بيش از 25 درصد فلدسپات ، مقدار بيشتري کواتز و مقداري خرده سنگ هستند. ميکاهاي آواري و مقداري ماتريکس دانه ريز نيز وجود دارد. فلدسپاتها عمدتا از نوع فلدسپات پتاسيم است که بيشتر آنها از نوع ميکرو کلين ميباشد. معمولا فلدسپاتها بصورت تازه است، هر چند برخي از آنها ممکن است به سرسيت و کائولينيت دگرسان شده باشند. کوارتز پلي کريستالين و خرده سنگهاي کوارتز و فلدسپاتدار نيز فراوان است. بطور تيپيک آرکوزها به علت رنگ فلدسپات و به علاوه به علت وجود دانههاي ريز و پراکنده هاتيت (چون که بيشتر آرکوزها در تواليهاي طبقات قرمز يافت مي شوند) ، به رنگ قرمز و صورتي ديده ميشوند.
آرکوزها از گرانيتها و گنيسها سرچشمه گرفتهاند، و از ماسه سنگهاي حاصل از هوازدگي درجا که حمل و نقل کمي را متحمل شدهاند تا ماسه سنگهاي با چينه بندي و طبقه بندي مورب که رسوبات به مقدار قابل توجهي حمل شدهاند در تغيير است. بافت يک آرکوز به صورت تيپيک از جور شدگي ضعيف تا جور شدگي خوب و با دانههاي خيلي زاويهدار تا نيمه گرد شده در تغيير است، که دقيقا به ميزان حمل و نقل وابسته است. آرکوزها با دانه فراوان توسط کلسيت يا کوارتز به هم متصل شدهاند،در حاليکه ساير آرکوزها بوسيله ماتريکس به هم پيوسته اند که معمولا داراي مقدار زيادي کائولينيت هستند. برخي از فلدسپاتها داراي رشد ثانويه با پيوستگي اپتيکي هستند. شيمي آرکوزها نسبتا يکنواخت است. اين سنگها غني از هستند و نسبت آنها بالاست.
منشا آرکوزها
بطور وضوح آرکوزها از سنگهاي غني از فلدسپات بويژه گرانيتها و کنيسهاي حاوي فلدسبات پتاسيم ، سرچشمه گرفتهاند. با اين وجود علاوه بر يک وضعيت زمين شناسي مناسب در منشا ، آب و هوا و پستي و بلندي نيز از عوامل مهم هستند. تحت شرايط آب و هواي مرطوب فلدسباتها به کانيهاي رسي هوازده ميشوند، بنابراين آب و هواي نيمه خشک و يخچالي براي تشکيل آرکوز مناسب است. با وجود اين ، اگر فرسايش خيلي سريع باشد، بويژه در حالتي که پستي و بلندي ناحيه منشا زياد باشد، آنگاه آرکوز تخريبي ميتواند عليرغم وجود هوازدگي شيميائي شديد تشکيل شود. بيشتر آرکوزها در محيطهاي رودخانهاي بر جاي گذاشته شدهاند.
پتروگرافي ليت آرنايتها
اينگونه ماسه سنگها با داشتن مقداري خرده سنگ که از فلدسپات بيشتر است مشخص ميگردند. از نظر ترکيب ، هم در رابطه با نوع دانه و هم شيمي ، داراي گستردهاي هستند که عمدتا به انواع خرده سنگهاي موجود در آن وابسته است. البته ساير اجزا شامل ورقههاي ميکا ، مقداري فلدسپات و مقدار بيشتري کواتز ميباشد. مقدار کمي ماتريکس اوليه در آنها وجود دارد و گرنه از نظر ترکيب شبيه به گري وکيها هستند. در حقيقت آنها را تحت عنوان ساب گري وکيها در نظر ميگيرند. معمولا سيمان به صورت کلسيت يا کوارتز است. رسهاي در جاز نيز فراوان هستند گرچه ليت آرنايتها از نظر ترکيب شيميايي متنوعند، وليکن بطورکلي داراي مقدار زيادي و مقدار کمي هستند.
منشا ليت آرنايتها
ليت آرنايتها در حدود 20 تا 25 درصد کل ماسه سنگها راتشکيل ميدهند، ترکيب ايمچور در اين ماسه سنگها ، نرخ بالاي توليد رسوب از منشا بالاي پوستهاي که به توسط مسافت کوتاه حمل و نقل دنبال شده است را نشان ميدهد. بيشتر ماسه سنگهاي رودخانهاي و دلتايي ، نظير دونين و کربونيفر بريتانيا و شرق آمريکا از نوع ليت آرنايت هستند که از بالا آمدگي و فرسايش لايههاي چين خورده پالوزوئيک تحتاني سرچشمه گرفتهاند.
بسياري از ماسه سنگهاي ترشياري ساحل خليج مکزيک در آمريکا ، نظير فريو و ويکلاس و همچنين ماسه سنگهاي دوران ژوراسيک ، کرتاسه و ترشياري اينتريور غربي در آمريکا که از کرديلرا سرچشمه گرفتهاند، از نوع ليت آرنايتها هستند. نوع خرده سنگها در ليت آرنايتها ممکن است در طي زمان تغيير کند که بالا آمدگي در ناحيه منشا و قابل دسترس بودن انواع مختلف سنگها را نشان ميدهد.
پتروگرافي گري وکيها
خصوصيت ويژه گري وکيها ، داشتن ماتريکس دانه ريز است، که از رشد در هم سريسيت ، کلريت و دانههاي کوارتز و فلدسپات در اندازه سليت تشکيل شده است در ميان ذرات در اندازه ماسه ، کوارتز نسبت به خرده سنگها و فلدسبات بيشتر است. معمولا خرده سنگهاي بسيار گوناگوني وجود دارد، وليکن در بيشتر موارد ، انواع سنگهاي رسوبي و رسوبي دگرگون شده بيشتر است. معمولا خرده سنگهاي آذرين در برخي گري وکيها بويژه دانههائي که بيشتر از نوع اسيدي و آنوزيتي بيروني هستند، فراوان است. دانههاي فلدسپات عمدتا از نوع پلاژيوکل از سديمدار هستند و معمولا اين دانهها داراي ظاهر تازهاي هستند.همانطوري که از نامشان پيداست، گري وکيها معمولا خرده سنگهاي خاکستري تيره يا سياه خيلي سخت شدهاي هستند، که ميتوانند شبيه به دلريت باشند. بطور کلي گري وکيها داراي ترکيب شيميايي يکنواختي هستند، که بر خلاف آرکوزها ميباشند. گري وکيها داراي مقادير بالاي ، مجموع هستند. مقادير بالاي منعکس کننده ماتريکس کلريتي و مقدار بالاي عمدتا به علت پلاژيوکلاز آلبيتي است. با اين وجود فرآيند آلبيتي شدن بيشتر در پلاژيوکلازهاي با ترکيب حد واسط و فلدسپات پتاسيم به وقوع ميپيوندد. گري وکيها به خاطر داشتن بيشتر از بيشتر از بشتر از با آرکوزها اختلاف دارند.
منشا گري وکيها
بسياري از گري وکيها به توسط جريانهاي توربيديتي در انواع حوضههاي مختلف و معمولا دور از حاشيههاي قارهاي ، در حوضههاي پشت جزاير قوسي و همراه با آتشفشانها ، بر جاي گذاشته شدهاند. اين گري وکيها ممکن است تمام شواهد تيپيک توربيرايتها را نشان دهند. گري وکيهاي کلاسيک در پالئوزوئيک تحتاني ولز ، ايرلند و جنوب سرزمينهاي مرتفع اسکاتلند و در دونين - کربونيفر جنوب غربي انگلستان و آلمان يافت ميشوند. اگر چه بيشتر گري وکيها از نظر ترکيب يکنواخت هستند، وليکن بطور دقيق ، بويژه در نوع خرده سنگها با يکديگر اختلاف دارند. بنابراين اغلب ميتوان رخسارههاي سنگي را تشخيص داد. اين تغييرات ميتواند نتايج مهمي از وضعيت تکتونيکي در زمان رسوبگذاري را ارائه کند، زيرا بيشتر گري وکيها همزمان با فعاليت کوهزايي تشکيل شدهاند. بيشتر گري وکيها در طي دورههاي فعال حرکات عمودي واقعي صفحات ، که اغلب همراه با آتشفشانهاي جزاير قوسي است ته نشين شدهاند.
شامل فرآيندهايي است که از زمان ته نشست و تا محدوده دفن کم عمق اتفاق ميافتد.
شامل فرآيندهايي است که در مناطق عميقتر و در موقع بالا آمدگي بر روي رسوب اثر ميکند. فشردگي و انحلال فشاري دو فرآيند اصلي دياژنتيکي هستند که عمدتا به عمق دفن شدگي بستگي دارند. فرآيندهاي شيميايي دياژنز شامل ته نشست کانيها که منجر به سيماني شدن رسوبات ميشود. انحلال دانههاي ناپايدار و جانشيني دانهها به توسط ساير کانيها ميباشد. فرآيندهاي شيميايي در محيط آبي اتفاق ميافتد، بنابراين شوري ، PH و EH و قابليت حرکت آب در رسوب در دياژنز از اهميت خاصي برخوردار است.
در مراحل اوليه دياژنز ، که در حدود يک تا 1000 ميليون سال به طول خواهد انجاميد و بر روي رسوبات تا اعماق حدود 1 تا 100 متر اثر ميکند ، آبهاي درون حفرهاي در ارتباط با محيطهاي رسوبي ميباشد. در طي عميق آبهاي درون حفرهاي در اثر واکنش با کانيهاي رسي ، انحلال دانههاي ناپايدار ، ته نشست کانيهاي درجازا و مخلوط شدن با آبهاي ساير منابع ، تغيير بيشتري پيدا ميکنند. دياژنز حتي بيش از دهها ميليون سال طول ميکشد و رسوبات تا عمق 10000 متري ، جايي که درجه حرارت منطقه 100 تا 200 درجه سانتيگراد است تحت تاثير قرار ميدهد.
عوامل زيادي در دياژنز ماسهها موثر است. محيط رسوبي ، آب و هوا ، ترکيب و بافت رسوب از فاکتورهاي اوليه کنترل کننده بوده و سپس مهاجرت سيالات درون حفرهاي ، تاريخچه دفن و ساير فاکتورها در دياژنز موثر ميباشند. فرآيندهاي اصلي شامل فشردگي و انحلال فشاري ، سيماني شدن سيليس و کسيت ، کاني رسي و فلدسپات درجازا و تشکيل پوشش هماتيتي و تزريق و تلقيح ميباشد.
در مراحل اوليه فشردگي منجر به خروج آب و آرايش نزديکتر دانهها ميشود. هنگامي که رسوب در ابتدا ته نشين کرده است، دانههاي گرد شده و خوب جور شده ممکن است داراي آرايش مکعبي و سست با بيش از پنجاه درصد تخلخل باشند. فشردگي به سرعت تخلخل را بطور قابل ملاحظهاي به دليل اينکه آرايش بيشتر ميشود، کاهش ميدهد. فشردگي بشتر بر اثر فشار لايههاي بالايي باعث ايجاد شکستگيهاي موضعي و خمش در دانههاي ضعيف ميگردد. دانههاي نرم نظير دانههاي سنگي گلي ، در اين مرحله فشرده شده و تغيير شکل ميدهند.
نسبت دانهها را ميتوان اندازه گيري کرد تا نشانهاي از ميزان فشردگي به دست آيد. در نزديکي سطح زمين اين مقدار در حدود 50 تا 60 درصد است و ليکن در بيشتر ماسه سنگهاي مدفون شده ، اين مقدار تا 90 درصد يا بيشتر افزايش يابد. از مسائل مهم در طي دفن ، انحلال دانهها در نقاط تماس است. اگر دانهها داراي سختي و قابليت انحلال يکساني باشند، اين حالت توليد تماس مضرّس بين دانهها ميکند و چنانچه يکي از دانهها بطور ترجيحي حل شود، تماسهاي مقعر - محدب تشکيل ميشود. جائي که رسوب در مراحل اوليه و قبل از دفن عميق ، سيماني شده باشد يا در جايي که مقدار ماتريکس زياد باشد، انحلال فشاري در تماس دانهها حداقل است، چون در اين حالت مقدار وزن وارده پراکنده شده و تماس فشاري کاهش مييابد.
اگر چه فلدسپاتها در بسياري از ماسه سنگها به کانيهاي رسي دگرسان شده يا به توسط کلسيت جانشين ميشوند وليکن در بعضي موارد ، فلدسپات به فرم رشد ثانويه بر روي دانههاي آواري فلدسپات رشد ميکند. اين حالت در فلدسپاتهاي پتاسيم فراوانتر است و ليکن در دانههاي آلبيت آواري نيز يافت ميشود. براي تشکيل فلدسپات درجا ، آبهاي درون حفرهاي قليائي و غني از Na يا K ، AL و Si مورد نياز است. اين عناصر به مقدار زيادي از هيدروليز و انحلال دانههاي با پايداري کمدر داخل رسوبات ، سرچشمه گرفتهاند.
رشد ثانويه در فلدسپاتهاي ماسه سنگهاي قاره ايسنوزوئيک در آمريکاي شمالي ، که در بالا و پايين سطح آبهاي زيرزميني و در اعماق خيلي کم دفن شدهاند، تشکيل شده است. در محيطهاي دفن عميق ترآلبيتي شدن در پلاژيوکلازها و فلدسپاتهاي پتاسيم آواري صورت ميگيرد و احتمال Na مورد نياز از تجزيه المکتيت به ايليت تامين شده است.
تهنشيني کانيها و زئوليتها در يک ماسه سنگ بسيار حائز اهميت است، زيرا اين پديده ميتواند تاثير زيادي بر روي تخلخل و نفوذپذيري بگذارد و ممکن است بطور موثري پتانسيل مخزني را کاهش دهد. رس ممکن است به توسط آبهاي درون حفرهاي از لايههاي متناوب گلي به طرف پايين در يک ماسه سنگ نيز نفوذ کند نفوذ شديد رسها بطور موثري بافت رسوب را تغيير داده و مچوريتي بافتي و ترکيبي اوليه را کاهش ميدهد.
ايليت و کائولينيت از متداولترين کانيهاي رسي در ماسه سنگها هستند، وليکن مونتموريونيت ، لايههاي مختلف ايليت - مونتموريونيت و لايههاي مختلط مونتموريونيت و لايههاي مختلط مونتموريونيت - کلديتنيز يافت ميشود. کانيهاي رسي درجازا به فرم سيمانهاي پر کننده حفرات و رسهاي حاشيهاي تا 50 ميکرون ضخامت ، در اطراف دانهها يافت ميشوند. کمبود و ياد عدم وجود رسهاي حاشيهاي در نزديکي و در محل تماس دانهها ، نشاندهنده منشا دياژنتيکي آنها ميباشند. ته نشيني رسهاي حاشيهاي معمولا اوليه يا از اولين حوادث دياژنتيکي ميباشد که اغلب قبل از رشد ثانويه کوارتز و سيماني شدن کلسيت تشکيل ميشود.
در برخي از رسوبات صحرايي سنوزوئيک اين پوشش وسيع عمدتا از لايههاي مختلف ايليت - مونتموريونيت تشکيل شده است و تصور ميشود که اين مواد از محلولهاي حاصل از آبشويي املاح کانيهاي ناپايدار در محيط دفني کم عمق تهنشين شدهاند. نوع کاني رسي موجود در پتانسيل مخزني يک ماسه سنگ حائز اهميت است. کائولينيت پر کننده حفرات باعث کاهش تخلخل يک ماسه سنگ ميشود وليکن تاثير کمي در نفوذپذيري دارد، در حاليکه ايليت پر کننده حفرات بر اثر بستن دهانه منافذ ، بطور قابل ملاحظهاي نفوذپذيري را کاهش ميدهد، وليکن تاثير کمي در تخلخل دارد.
در تشکيل هر ماسه سنگي ، توالي رويدادهاي ژنتيکي ميتواند به صورت ساده فقط با ته نشيني يک کاني انجام شود، يا اينکه به صورت بسيار پيچيده ، در چندين مرحله ته نشيني ، جانشيني و انحلال صورت گيرد. از فاکتورهاي کنترل کننده روند دياژنر در ماسه سنگها ابتدا محيط رسوبگذاري ، ترکيب و بافت رسوب و سپس تاثير شيمي آب درون حفرات ، عمق دفن و زمان بالا آمدگي ميباشد. سه رده اصلي ازمحيط دياژنيکي نزديک سطح زمين ميتوان تشخيص داد، که شيمي آبهاي درون حفرات و فرآيندهاي همراه در هر يک از آنها متفاوت است. اين محيط ها عبارتند از دريائي ، غير دريائي گرم و مرطوب و غير دريائي خشک و نيمه خشک. تعيين زمان نسبي رويدادهاي دياژنتيکي در ماسه سنگها در رابطه با شناسايي هيدروکربنها حائز اهميت است. چنانچه تخلخل يک ماسه سنگ در اثر سيماني شدن از بين برود، ماسه سنگ نميتواند به عنوان يک مخزن نفتي عمل کند. فرآيندهاي دياژنتيک در يک محيط آبي انجام ميگيرد، بنابراين ورود نفت به دياژنز خاتمه داده و از واکنشهاي بيشتر جلوگيري ميکند.
ماسه سنگ : ماسه سنگ به سنگي اطلاق مي شود که اکثر دانه هاي آن به منظور ماسه باشد بعد از شيل ماسه سنگ ها را بايد فراونترين سنگهاي رسوبي به شمار آورد که مجموعا 20درصد کل آنها ر تشکيل مي دهند ماسه سنگها در محيط هاي مختلفي تشکيل مي شوند و بر خلاف شيلها ، شواهد مهمي از فشاء خود را نشان مي دهند جور شدگي يکي از نتايج آشکار حرکت دانه هاي رسوبي در نتيجه جريانات هوا يا آبهاي اشفته
است جور شدگي (sorting) يعني درجه تشابه اندازه ذرات در سنگهاي رسوبي چنانچه تمامي دانه هاي موجود در نمونه سنگ ها دارايي اندازه يکاني باشند ، گفته مي شود که ماسه ها دارايي جورشدگي خوب
مي باشد بر عکس اگر سنگ دارايي ذراتي باشند که نسبت به اندازه متوسط دانه ها مقداري بزرگتر يا کوچکتر باشند در اين حالت آن را دارايي جودشدگي ضعيف مي دادنند يا مطالعه درجه جورشدگي ، نوع جريان ته نشست ممکن است تعيين شود نقشه هاي ماسه اي حاصل از وزش باد جور شدگي بهتري از نقشه هاي تحت تاثير امواج آب دارند ئ ذراتي که به وسيلهي امواج شسته مي شوند عموما از جور شدگي بهتري نسبت به مواد حاصل از ته نشست رود خانه ها بر خودار هستند که در فاصله زماني نسبا کوتاهي حمل شده در سپس سريعا ته نشين شده اند . مثلا هنگامي که رود خانه آشفته به شيب آرامتر قاعده کوه شيب دار ميرسد سرعت آن سريعا کاهش يافته و ماسه ها وقلوه سنگهاي با جورشدگي ضعيف رسوب مي کنند.
اشکال دانه هاي ماسه در کشف تاريخ زمين شناسي ماسه سنگها بسيار قابل توجه است حرکت رسوبات توسط يخزارها باعث شده که ذرات بر اثر خرد شدگي و عمل سليش توسط يخ شکل نامنظم به خود بگيرد اما در مورد ذراتي که به وسيله آب يا هوا حمل مي شوند وضع فرق مي کند و هنگامي که رود خانه باد يا امواج ، ماسه ها و ساير ذرات را حمل مي کنند. دانه ها ، تيزي لبه هاي خود را از دست داده و حاشيه هاي آنها در ضمن برخورد با ذرات ديگر دارايي حمل ونقل گرد مي شود با اين ترتيب درجه گرد شدگي زيادي دارند ، فرسايش شديد و حمل ونقل طولاني را مشخص مي کنند در عوض ، دانه هاي دارايي زاويه اي تند حاکي از ته نشين شد مواد است که قبل از رسوبگذاري در فاصله کوتاهي حمل شده اند علاوه بر اثر درجه گردشدگي و ميزان جور شدگي که ذرات تحت تاثير آن قرار مي گيرند طول مسير حمل ونقل توسط هواي آشفته و
جريان هاي آب نيز در روي ترکيب کانيهاي موجود در ته نشستهاي رسوبي تاثير مي گذارد ترکيب کافي موجود در رسوبات نيز به نوبه خود مي توان ، دلايلي منجر به تخريب تدريجي کانيهاي ضعيف و ناپايدار نظير فلوسباتها و کانيهاي آهن و منيزيم دار مي شوند کوارتز به دليل پايداري مکانيکي در يک زمان طولاني در محيطهاي آشفته حفظ مي شود بحث قبلي نشان ميدهد که منشاء و تاريخ زمين شناسي يک ماسه سنگ غالبا با بررسي جور شدگي ، گرد شدگي و ترکيب کاني شناسي ذرات تشکيل دهنده سنگ تعيين مي شود اين دانسته ها و اينکه ماسه سنگ غني از کوارتز و خوب جور شده با درجه گرد شدگي بالا ، معلوم مي کنند ..
دانه ها بايد نتيجه حمل طولاني باشند چنين سنگي در حقيقت ممکن است چند چرخه هوازدگي ، حمل ونقل و رسبوگذاري را نشان دهد همچنين ممکن است در يابيم ماسه سنگي که دارايي مقدار قابل توجهي دانه هاي فلوسپاب زاويه دار با هوازدگي شميايي و حمل کم است احتمالا در حوالي منطقه منشاء ذرات رسوب کرده است به دليل پايداري مکانيکي ، کوارتز کافي عمده بيشتري ماسه سنگها ست در اين حالت سنگ به نام ماسه سنگ کوارتز دار (quartz sands tone) خوانده مي شود وقتي ماسه سنگ دارايي مقدار کافي فلوسپات باشد سنگ حاصل را آرکوز(arkos) مي نامند آرکوز علاوه بر فلوسپاب دارايي کواتز و ميکاست که حاصل فرسايش سريع سنگهاي گرانتي زيرين خرد هستند نوع سوم ماسه سنگها را گري وک (yray woeke)
مي نامند گري وک ها فن داشتن کوترتز و فلوسپات ، تيره رنگ و در آن مقدار زيادي خرده سنگ جورشدگي ضعيف و دانه هاي زاويه دار از خصوصيات گري وک بوده که نشان مي دهد ذرات تنهادر فاصله کوتاهي از اينکه رسوب بتواند مجددا حمل شود و جور شدگي بيشتري بيايد . تويط ديگر لايه هاي رسوبي دفن شده است
ماسه سنگ
ماسه سنگ نوعي سنگ رسوبي آواري است که از سخت شدن دانه هاي که اندازه قطره آنها بين ( ) (25%) (يعني اندازهي ماسه ) تا 2 ميليمتر است به وجود مي آيد بنابرين ماسه سنگ را ميتوان حو وسطي بين کنگومراي درشت دانه و گلسنگ ريز دانه به حساب آورد از انجاي که اندازه ي دانه هاي تشکيل دهنده ي ماسه سنگهاي منختلف تفاوت دارد ، ماسه سنگها را به سه دسته ريزدانه ، ميانه دانه و درشت دانه تقسيم
مي کنند .
در اغلب موارد دانه هاي تشکيل دهندهي ماسه سنگ تقربيا تماما از کوارتر تشکيل يافته اند در اين حالت سنگ را کوارتز آرنايت ( از واژه اي لاتين به معناي ماسه مشق شده است ) يا اورثوکوار ثزي ( کوارثريت واقعي ) مي نامند گاهي اوقات به آنها ماسه سنگ کوارثزي هم گفته ميشود اگر کانيها ي تشکيل دهنده ي ماسه سنگ را عمدتا کوارتز و فلدسپارتشکيل دهند ماسه سنگ مي نامند آرکوز واژه اي فرانسوي است و براي بيان سنگي به کاري مي رود که از سخت شدن خرده سنگهاي ناشي از هوازدگي مکانيکي گرانيت تشکيل شده باشند نوع ديگري از ماسه سنگ گراواکي يا ماسه سنگ سخت نام دارد بعنوان مشخصات گراراکي مي توان به سختي و رنگ تيره ي آن همراه با دانه هاي زاويه دار کوارتز ، فلوسپار و خرده سنگ واقع در زمينه اي از ذرات دارايي اندازه رس اشاره کرد
ماسه سنگهايي که داراي سيمان سيليسي نا خالص است
در اين قبيل ماسه سنگها دانه هاي ماسه تنها کاني تشکيل دهنده سنگ نيست بلکه فلدسپادت و ميکارو... نيز در ساختمان کاني شناسي آن شرکت دارد .
از نظر ناخالص کاني شناسي ماسه سنگها مزبور را ميتوان به دو دسته تقسيم کرد
1) ماسه سنگهايي که داراي سيمان سيبليسي و دانه هاي فلدسپات است .
اختصاص اساسي ماسه سنگها ي مزبور به شرح زير است . داراي بيست درصد فلدسپات است ساييدگي دانه کمتر است قطر دانه ها درشت تراست از نظر زمين شناسي جزء تشکيلات جوان است .سيمان در اين ماسه سنگها مانند سنگهاي کوارتزيني است ولي مقدار ناچيزي از پليت بين عناصر آن را پرميلند چون پليت به کمک سيليس سخت شده است .لذا همبستگي کانيها ي تشکيل دهنده سنگ را محکمتر مي کند .ماسه سنگها ي فلدسپات دار اغلب برنگ قرمز است و اين رنگ آميزي بوسيله مواد آهن دار صورت گرفته است گاهي نيز سياهرنگ است و آن نتيجه مواد آلي است .
گريت (GRIT)مولفين انگليسي به ماسه سنگهاي فلدسپات دار که داراي دانه هاي زاويه دار است گريت گويند.گريت مقابل هاندون که ماسه سنگي سست تر است مي باشد .
ماسه سنگ زغالي، گاهي ماسه سنگهاي زغالي داراي سيمان پليتي است
ماسه سنگ قرمز دونين ،ماسه سنگ هاي دونين نيز گاهي داراي سيمان پليتي است
فليش (FLYSH) در بين ماسه سنگها ي پليتي دريايي ميتوان از فليش نامبرد .اختصاص فليش در داشتن قشر هاي کوچک و متناوب ماسه سنگي و پليتي است که انطباق آن ضمانت بسيار زيادي را تشکيل مي دهد
ماسينيو(MACIGNO) ماسه سنگ دريايي با سيمان آهکي پليتي است . اين سنگ از قشرهاي کوچک و متناوب کم و بيش آهکي يا کم و بيش پليتي درست شده است .اساسا از کوارتز زاويه دار فلدسپاتها، ميکاني سياه ،ميکاي سفيد ،کانيهاي فليتي (درشت وسريسيس )تشکيل شده است .زمين شناسان ايتاليايي خيال مي کنند که مواد ماسينيو بر اثر جريانهاي طوفاني به داخل دريا برده شده است زيرا هيچ ترتيب و انتظامي در عناصر تشکيل دهنده اين سنگ ديده نمي شود
ارکوز(ARKOSE) يک نوع ماسه فلدسپات داراي دانه درشت است که داراي نسبتي بيش از پنجاه درصد فلدسپاتها است گاهي ارکوز از تخريب ماسيف هاي گرانيتي حاصل ميگردد.
کانيهاي تشکيل ثانوي رسي و آهکي که نتيجه تجزيه فلدسپاتها و ساير کاني هاي تشکيل دهنده آن است در آن ديده ميشود
2)ماسه سنگهايي که داراي سيمان سيليسي و دانه هاي ميکا است
يرخي از ماسه سنگها ي فلدسپات دار داراي پولک هاي متعددي از ميکاي سفيد است که با چشم غير مسطح ديده قابل روئت است در ماسه سنگها ي ميکا دار عادي پولک هاي ميکا سفيد نسبت به ليتاژ بطور دلخواه قرار ميگيرد و گاهي بر اثر فشار در بين دانه ها تخريبي کوارتز و فلدسپات قرار مي گيرد و مختصر پيچيدگي حاصل کرده است
پساميت (PSAMMITE) در اين سنگ پولکها ي بزرگ در ميکاي سفيد با انعکاس نقره خام در فواصل منظمي در امتداد لايه هاي چينه بندي خوابيده است با اين جهت سنگر به شکل ورقه هاي کم و بيش قطور متورق ميگردد
زمين شناسان امريکايي اکثرا پساميت را به فهوم ماسه سنگ ميکا دار بکار مي برند ولي آنرا هرگز تحت عنوان پساميت ذکر نميشود
نظام تامين اجتماعي در کشاورزي
فصل اول
چکيده:
اين تحقيق بر آن است تا نقش نظام تامين و رفاه اجتماعي در کشاورزي و روستا را شناسايي و معرفي نمايد نتيجه اي که از اين بررسي حاصل شده است آن است که يکي از بزرگ ترين و مهم ترين نقش هاي انساني ، اجتماعي ، فردي ، جمعي ، اخلاقي تامين اجتماعي است که همبستگي حس و عاطفي، فکري و شغلي را بر قرار کرده است و بيم و تشويش و ناآرامي نسبت به آسيب ديدگي شغل از کار افتادگي يا سالخوردگي و امثال آن را ناپديد مي سازد و آرامش خاطر و آسايش روحي و رواني و در نتيجه باز دهي کار را در مشاغل مختلف افزايش مي دهد عوامل مختلف در تامين و رفاه اجتماعي دخيل هستند تامين اجتماعي اقتصادي کشاورزان ترويج و آموزش ،بهداشت و تغذيه در ارتقاي زندگي کشاورزان موثربوده از طرف ديگر انواع بيمه هاي نقش مهمي در ايجاد رفاه کشاورزان ايفا مي کند و بالاخره تعاوني ها و اتحاديه هاي تعاوني با ايجاد تعاوني هاي بيمه اي و کشاندن سهام عدالت به طرف اين تعاوني ها از جمله مطالبي است که در اين تحقيق به آنها اشاره شده است.
مفاهيم کليدي :
تامين اجتماعي - رفاه - ترويج- تعاون- بيمه
گروه آورنده : عليرضا طرفي
دانشجوي علوم اجتماعي (گرايش تعاون )
مقدمه:
از قديم الايام حمايتهاي و امنيتها به اشکال و محتواهاي مختلف پذيرفته شده است و صورت هاي سنتي آن قدمتي به قدمت حيات انسان داشته است بويژه در سطح روستاها ، طوايف ، اتدام و قبايل وجود همبستگي عاطف بيشتراز شهرهاي بوده است بسياري از مشاغل مربوط به رفاه و تامين اجتماعي در گذشته در حيطه اختيار درون خانواده بويژه خانواده هاي وسيع و گسترده قرار داشت و به بيرون از خانه کشيده شد ومسئولان جامعه ها و کشورها ناگزير سازمان ها و تشکيلاتي را براي چنين امور انساني اجتماعي اختصاص ميدادند رشد وتوسعه اقتصادي درکشوري وقتي مي تواند تحقق يابد و ثمر دهد که معطوف به آوردن شرايط رفاه بهروزي و تندرستي ، زيستي ، تفريحي ، گذارندن اوقات فراغت به نحو سالم و شوق انگيز و برخوردن همگان از فرصتها و امکا نات موجود باشد بنابراين امروزه پيش از هميشه تامين و رفاه اجتماعي از صورت اختياري به جنبه اجباري تمايل شده و براي همه مردم بصورت حق مسلمي در آمد لذا اتخاذ تدابير و سياستهاي مربوط به اين امور نيز امري عدول ناپذير محسوب مي شود و از مهم ترين اهداف و برنامه هاي اقتصادي ،اجتماعي ، فرهنگي ، دولتها به شمار مي آيند بي گمان تامين اجتماعي از جمله مهمترين شاخص هاي پيشرفته جوامع محسوب مي شود که تمام جوامع توسعه يافته به عنوان ابزاري موثر در راستاي تحقق رفاه عمومي و عدالت اجتماعي مورد استفاده قرار گرفته است به نحوي که مقوله تامين اجتماعي و ميل به توسعه پايدار اقتصادي و اجتماعي در سياستگذاري هاي کلان در کشور ها ي مختلف به صورت همسو و به موازات يکديگر لحاظ مي شود از اين رو رويکرد نظام تامين اجتماعي از جمله اهرم هاي مهم در راستاي تحقق ثبات اجتماعي و منافع امنيتها صاحبان صنايع سرمايه گذاران ، توليد کنندگان بخش کشاورزي مي تواند باشد و به طور همزمان افزيش آرامش خاطر و امنيت اجتماعي و توسعه اقتصادي را در کشورها منجر گرده.
در جوامع روستايي به صرف تجهيز نيروي انساني شاغل در بخش کشاورزان به منظور افزايش تولید نمي توان به هدف در ارتقا زندگي کشاورزان و روستاییان نايل شد بلکه عوامل متنوعي شرط بالا رفتن سطح زندگي کشاورزان است از جمله عوامل که در اين رابطه مي توان نام برد فرهنگ جامعه ،سطح آموزش و پرورش در جامعه بهداشت عمومي تغذيه خانوادها ارتباطات مديريت توليد ، بازار يابي محصولات ، اعتبارات توليد ، بيمه محصولات و تضمين قيمت ها و عوامل متعدد ديگر از اين قبيل است آنچه براي بخش کشاورزي مطرح است : ترويج و آموزش تعاوني ، حل مسئله تامين از طريق عموميت دادن انواع بيمه هاي اجتماعي براي مقابله با ناامنيهاي اقتصادي ، اجتماعي و بر خورداري کشاورزان ، کارگران کشاورزي و روستانشينان از آنهاست حال مي توان با ترويج و آموزش تعاوني و ايجاد تعاوني هاي بيمه اي محيط کار وزندگي کشاورزان را امين تر ساخت و براي صاحبان دام و طيور در برابر آفات و سرقتها تامين لازم را ايجاد کرده حوادث کشاورزان و دفع آفات آنها. مکانيزه کردن کشاورزان مي توانند تحت پوشش اين تعاوني ها بيمه اي قرا گيرد کشاورزان از بيمه هاي اجتماعي متنوعي برخوردار گردند که باعث فراهم آوردن و موجبات ارتقا سطح زندگي کشاورزان و تامين و رفاه اقتصادي و اجتماعي بهتر براي جامعه توليد کننده محصولات کشاورزي کشور شده به طوري که تجهيز نبروي انساني و افزايش درجه آگاهي و کارآيي ومهارت آنها به نفع يک اقتصاد پيشرفته روستايي بهره برداري نمود در اين تحقيق سعي شده است تا نقش ترويج آموزش و بهداشت عمومي و همچنين نقش تعاونيها و انواع بيمه ها و عوامل ديگر در توسعه محصولات کشاورزان و روستا ها مورد بررسي قرار گيرد.
پرسش ها تحقيق
1- تامين اجتماعي اقتصادي ، ترويج آموزش وپرورش ، بهداشت و تغذيه چه تائيري بر ارتقاي زندگي کشاروزان و روستائيان دارد.
2- آثار و نتايج انواع يبمه هاي اجتماعي و ارتباط آن با تامين و رفاه اجتماعي کشاورزان چيست ؟
3- آثار و نتايج تعاونيها در زندگي کشاورزان و روستائيان چيست ؟
روش تحقيق
دراين تحقيق که با هدف بررسي تامين اجتماعي در کشاورزي تنظيم شده است از روش پرسشنامه اي و اسنادي استفاده گرديده و کوشش شده است با استفاده از منابع و داده هاي علمي و آماري بدست آمده به سوال هاي پژوهشها پاسخ داده شود .
سازماندهي تحقيق
براي دستيابي به هدف مذکور و پاسخ به پرسشها هاي پژوهش حاضر ابتدا نگاهي به خدمات آموزش ، بهداشتي و درماني و رابطه جمعيتي شهر و روستا و نقش ترويج در آموزش و رشد کشاورزي خواهيم داشت و همچنين جايگاه روستا در فرآيند رفاه اجتماعي و کار کرد مدد کاري در روستا مطرح خواهد شد سپس تعاوني روستايي ايران و تاملي بر چگونگي افزايش کار آيي در بخش کشاورزي مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
هدف از تحقيق
باز نمايي خلاصه اي از نياز هاي واقعي بر اساس شرايط و موقعيت خاص جامعه و اقدامات نويد دهنده واقعي جهت توسعه بخش کشاورزي و توسعه روستايي ، بهبود وضع زندگي روستائيان ، ترويج و آموزش تعاوني بالا بردن سطح توليدات کشاورزي و نهايتا دستيابي به خود کفايي و عدم وابستگي با توجه کامل به اصول اساسي که متکي و قسط مي باشد.
فصل دوم
متن تحقيق
در اين تحقيق از 100 پرسشنامه استفاده گرديد که اين پرسشنامه ها بين 17 زن و 83 مرد شاغل و کشاورز در در جهاد کشاورزان حميديه ،خدمات روستايي عبوده ،تعاوني و امور اصناف کشاورزان،سوسنگرد ،خدمات و امور بيمه محصولات کشاورزي روستاي يلاليه بيمه محصولات کشاورزي بانک کشاورزي سوسنگرد ،امور کار و تامين اجتماعي سوسنگرد تعاوني هاي روستايي دهکده و ابوحميظه تقسيم شده است .
همچنين از نشريه ها و اسناد و مدارک موجود در سازمان تامين و رفاه اجتماعي سوسنگرد استفاده گرديد و کوشش شده است با استفاده از منابع و يافته ها ي تحقيق به سوال هاي پژوهشي پاسخ داده شد .براي نمونه دو پرسشنامه که در اين تحقيق قبلا پر شده آورده مي شود.
رابطه جمعيتي شهر و روستا
در چند دهه اخير تقريبا همه کشورهاي در حال توسعه با مهاجرت فراينده ي روستائيان به شهرها روبرو بوده اند يکي از مهمترين عوامل اين نوع مهاجرت عامل اقتصادي است وقتي در آمد روستائيان تنها در حد رفع نيازهاي اوليه و تامين حداقل معاش باشد توانايي سرمايه گذاري فعاليت اقتصادي را نخواهند داشت از طرفي به علت رشد جمعيت ، منابع روستا به آب زميني براي فعاليت اقتصادي همه ساکنان کافي نيست.
رابطه شهر و روستا بر مبناي محصولات کشاورزي
شهرها بازار ها ناحيه اي و محل مبادله ي کالا ها و فرآينده هاي روستايي منطقه به شمار ميروند و ارتباط روستائيان منطقه نغوذ خود را به طور روزانه و هفتگي يا فصلي بر قرار مي سازند در گذشته محصولات توليدي نواحي روستائيان به گونه اي بود که بيشتر جنبه ي خود مصرف داشت و عمده توليد ات روستايي صرفا براي بر طرف ساختن نياز هاي خانواده به کار مي رفت . توليد ات اضافه بر مصرف تنها زماني به فروش مي رسيد که سود قابل توجهي داشت.
افزايش جمعيت گسترش وسايل ارتباطي ، بهبود راههاي حمل ونقل ، بالا رفتن سطح در آمد و ديگر عوامل سبب مي گردد که توليدات محصولات کشاورزي از جنبه معيشتي و خود مصرفي به کشاورزي تجاري تبديل گردد.
رابطه روستا خدمات آموزش
يکي از شاخص هاي مهم براي توسعه جوامع در صد با سوادان و ميزان امکانات موجود در آن جامعه است اگر موفق شويم در يک برنامه ريزي جامع و با اهداف خود کفايي در محصولات اساسي کشاورزي و با بسيج تمام امکانات کشور سطح توليد را در منطق روستايي به سطحي از تعادل و توازن برسانيم اما در ارائه خدمات آموزشي ،بهداشتي ، رفاهي و غيره نتوايم توازني ايجاد کنيم جاذبه هاي شهري روستائيان به خصوص تحصيل کردگان را به خود جذب خواهد کرد همچنين از علل ديگر مهاجرت دانش آموزان به شهر استفاده از دبيران مجرب برگزاري کلاس هاي تقويتي ، کنکور و.... امکانات و مواد آزمايشگاهي و کارگاهي و ...... برنامه ريزان آموزش بايد به گونهاي عمل کنند که از هجوم دانش آموزان به شهر جهت خواندن دوره هاي مختلف جلو گيري شود خدمات دهي در سطح آموزش عالي سه مرکز دانشگاهي ( پيام نور – جهاد دانشگاهي – آزاد دردوره هاي تحصيلي کارداني – کارشناسي و ارشد را بايد شامل شود.
روبط بهداشتي درماني شهروروستا از نظر خدمات
همانگونه که آموزش و پرورش در عرصه بهداشت فکري مورد توجه قرار مي گيرد خدمات بهداشتي و درماني نيز در بين پروژه هاي عمراني يک کشور از جايگاه ويژه اي برخوردار است. هدف از تامين خدمات ياد شده عبارت از بالا بردن سطح سلامت وازدياد نيروي فعاليت افراد ،طولاني کردن عمروسرانجام پيشگيري ازبروز وشيوع بيماري ها و درمان بموقع آنها با برسي شاخص هاي اجتماعي و اقتصادي در مناطق روستايي متوجه اين نکته مي شويم که تفاوت عمده اي از نظر فعاليتهاي اقتصادي اجتماعي ، سطح زندگي و ميزان برخورداي از رفاه و تامين اجتماعي بين شهر و روستا وجود دارد ، تخصيص بخش عمده ي اعتبارات عمراني کشور ه شهرها ، توزيع نابرابرموسسات آموزشي ،بهداشتي در مناطق شهري و روستايي اين تفاوت را افزايش مي دهد .
يکي از خدمات عمده ي مرکز شهرستان به روستاهاي اطراف ، خدمات بهداشتي درماني است تمرکز خدمات و امکانات بهداشتي درماني در شهرها باعث افزايش رفت و آمد روستائيان به شهرها مي شود وجود مراکز خدمات و درماني در برخي از روستاها تا حدودي از هجوم روستائيان به شهرها پيشگيري کرده است ولي تفاوت هاي کمي و کيفي اين خدمات در شهر و روستا کماکان بستر ساز مهاجرت مي گردد .
نقش ترويج در آموزش کشاورزي و توسعه ي روستايي
آموزش بنيان توسعه است ،ترويج مکتب تحقيق آموزش روستائيان است پس آموزش مبتني بر اين مکتب بنيان توسعه روستايي است ترويج کشاورزي علمي است که درآ ن دستاوردهاي علوم تجربي کشاورزي با واقعيت هاي دنياي انساني و اجتماعي پيوند مي خورد در ترويج اساس ميل به تحول و توسعه ياد گرفتن و ياد دادن است که از اين رو فلسفه ي آن مبتني بر تکامل فرد بعنوان واحد عمليات آموزش وپژوهش است فلسفه ي اين مکتب بر سه رکن آموزش خودياري و همياري استوار است بدين سان در جمع بندي اين تعاريف اجمالا مي توان گفت که مکتب ترويج از طريق انتقال دانش ابداعات و مهارتهاي نوين از طريق مشاورت و تبادل اطلاعات و از طريق ترغيب وتشجيع افراد به تفکر و جستجو گري فرد را بعنوان يکي ازعناصر تشکيل دهنده ي جامعه براي کسب آگاهيهاي نوين و تعهد مسئوليتهاي انساني در جامعه خويش پرورش مي دهد .
ترويج در برگيرنده ي توسعه ي کشاورزي ، رشد کشاورزي ،توسعه روستايي ، رشد توليد است ترويج در جهت رشد شعور تحليلي توليد کننده که عموما روستاييان هستند عمل مي کند ترويج علاوه بر آموزش و پذيرش نظريه هاي جديد ،دگرگون کردن زارع ، روستاييان ،تشويق او به بهبود مزرعه و خانه اش نيز فعال است ولي در عمل ترويج اغلب وسيله اي دولتي براي گسترش تکنيک ها ي پيشرفته ي کشاورزي تلقي مي شود.
موشر يکي ازصاحب نظراني است که ترويج را فرايندي مي داند که طي آن فعاليت هايي از طريق آموزش خارج از مدرسه و محيط دانشگاهي بخصوص در محيط روستا و بين کشاورزان بمنظور ارتقاي سطح زندگي مردم روستايي در کشاورزي و اصلاح وضع زندگي فيزيکي خانواده هاي آنها بخصوص در بخش کشاورزي و تسريع در امر رفاه جوامع روستايي انجام مي کيرد.
* هدفهاي ترويج کشاورزي:
الف : انتقال دانش از پژوهش ها به کشاورزي
ب : مشاوره با زارعان در تصميم گيري
ج : آموزش و کمک براي تصميم گير هاي مشابه در آينده
د : توانايي زارعان براي پيدا کردن راهشان
و : تحريک توسعه مناسب کشاورزي
فراهم آوردن موجبات ارتقا بر سطح زندگي کشاورزان و تامين رفاه اقتصادي و اجتماعي بهتر براي جامعه توليد کننده محصولات کشاورزان کشور به طوري که با تجهيز نيروي انساني و افزايش درجه آگاهي و کارايي و مهارت آنها از روشها ي پيشرفته توليد و استفاده از تکنيک هاي جديد بتواند به نفع يک ا قتصاد پيشرفته روستايي از منافع توليد کشاورزي و انساني خود به بهترين و جه بهره برداري نموده واز مظاهر زندگي جديد برخوداري گردند. بديهي است است رسيدن به چنين هدفي منافع کلي از نظر همه طبقات را بر خواهد داشت و کمک به پيشرفته اقتصاد کشور خواهد بود.
جايگاه روستا در فرايند رفاه اجتماعي
روند گسترش تامين اجتماعي روستائيان در نواحي روستايي ايران آن چنان به کندي پيش رفته است که امروزه غالب خدمات تامين اجتماعي روستائيان به شکل خدمات تامين درماني آن در گستره اي محدود انجام گرفته و بسياري از روستائيان از مزاياي آن محروم مانده اند حال آنکه خدمات تامين اجتماعي روستائيان حمايتي گسترده اي از خدمات بيمه اي ، مساعدتي و حمايتي نظير : بيمه بازنشستگي ، بيکاري ، پيري ، از کار افتادگي ، بي سرپرستي در راه ماندگي ، حوادث ، سوانح ، فوت و غيره را در بر مي گيرد که تنها برخي از آنها هم بصورت بسيار محدود در مناطق روستايي ايران اعمال مي گردد .در قانون وزارت رفاه و تامين اجتماعي صندوق اجتماعي روستاييان به عنوان يک ضرورت آمدن است اين ها رويه خوبي براي کشاورزان ايران است زيرا کشاورزي مدرن و جامعه مدرن که در کشاورزي انتظار داريم با تحقق تامين اجتماعي به عنوان مهمترين نهاد در بخش کشاورزي و توليدات آن مواثر خواهد بود اجراي تامين اجتماعي روستائيان مربوط به3عامل اساس است تقويت سرمايه اجتماعي ، توانمندي سازي مردم و دموکراسي مشارکت ايجاد اين مهم به تنهايي کار دولت نيست اما حمايت هاي دولت خيلي ضروري است و تحقق اين عوامل در واقع به دست مردم است لذا در صورت تحقق شدن اين عوامل مسئله توسعه حل خواهد شد و بدنبال آن مسئله تامين اجتماعي روستاييان به سمت حل شدن گام خواهد برداشت در اغلب کشورهاي در حال توسعه ، فقر عمومي حاکم بر روستاها مانع از آن است که روستانشينان بدون حمايت و کمک دولت ها و سازمان هاي غير دولتي و فقط با تکيه بر نيروهاي کار و قابليت هاي در آمدزايي خود ، قادر به تامين مقدمات توسعه روستايي مي باشد از اين رو دولت ها بويژه در چهار دهه قبل نقش بر جسته اي در زمينه نو سازي جوامع روستايي و زمينه سازي براي بهبود شرايط رفاه اجتماعي در روستا بر عهده گرفته اند.
مهمترين برنامه هايي که در زمينه صورت مي گيرد از اين قرار است :
1- برنامه حمايت از کشاورزان در زمينه قيمت محصولات کشاورزي ، معمولا دولت ها سعي مي کنند از طريق تعيين قيمت محصولات کشاورزي به افزايش در آمد روستاييان کمک مي کند.
2- کمک مالي جهت سرمايه گذاريي توليدي در واحد هاي بهره برداري کشاورزي که در واقع شکل گيري موسئسه هاي مالي ننظير بانک ها تخصص مثل بانک کشاورزي از اولين مقوله است.
3- تامين يارانه و تسهيلات و اعتبارات مالي بلا عوض که در بعضي کشورها اين گونه عمل مي شود.
4- توسعه امکانات زير بنايي نظير جاده ، برق سيستم هاي آب رساني .
اگر چه هدف هاي ياد شده مهم و ضروري هستند اما مستلزم افزايش رفاه مادي ، تغذيه ، آموزش بيشتر ، ايمني بيشتر ، گذارندان اوقات فراغت ، بهداشت رواني بالاتر و رفاه اجتماعي بيشتر مي باشند.
کارکردي هاي مدد کاري اجتماعي در روستا ها
مدد کاري اجتماعي بيشتري در روستا هايي که ويژگي هاي خاصي دارند داراي کارکردهاي وسيعي مي باشند که مهمترين آنها به شرح زير مي باشند .
- انطباق افراد با اهداف برنامه هاي عمراني اجتماعي روستا ها.
- تصحيح و تقويت ارتباط افراد با سيستم هاي اجتماعي متحول شده در روستا ها .
- تقويت روحيه مشارکت در فعاليت هاي اجتماعي و بهره گيري اثر بخش از فعاليت هاي مشارکتي.
- برنامه ريزي و اجراي پروژه هاي عمراني اجتماعي در روستا به صورت کار جامعه اي در زمينه هاي مختلف.
- ارتقا فرهنگي اجتماعي آحاد ساکنين روستا با اجراي برنامه هاي مناسب فرهنگي و آموزش تعاون.
- اجراي پروژ هاي عمراني مانند لوله کشي آب ، برق رساني ، تقويت امکانات بهداشتي درماني تقويت امکانات آموزش فرهنگي ، ايجاد اشتغال با کمک کليه افراد روستا و نهاد هاي اجتماعي و تعاوني هاي مستقر درروستا و ساير نهادهاي مرتبط در شهر.
- کمک به توسعه ، اصلاح و تغير خط مشي اجتماعي با بهرگيري از فعاليت هاي گروهي و مشارکتي افراد روستا.
- اولوليت بندي مسائل و آگاهي سازي جامعه در پذيرش مسائل به عنوان مشکل و همکاري و مشارکت در مقابله به آن ها.
- تلاش در جهت توزيع منابع و امکانات موجود جامعه.
- توجه به برنامه هاي پيش گيري و ايفا ي نقش به عنوان کنترل اجتماعي در حرکت جامعه به سوي توسعه و تحول.
- شناخت منابع و مراکز قدرت و نغوذ در جامعه و بهرگيري از آن ها در جهت ايجاد تسهيلات اجرايي پروژها.
کار کرد سازمان ها و موسسات تامين اجتماعي فعال در جامعه روستايي ايران
به طور کلي نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي روستايي از مجموعه اي راهبرد ها ،
برنامه ها و فعاليت ها براي حفظ سطح درآمد ،تامين نيازهاي بهداشتي و درماني فرد يا خانواده روستايي تشکيل شده است که مي توان آن ها را 3 گروه متمايز روستايي طبقه بندي کرد که عبارتند از
1- راهبرد هاي بيمه اي
2- راهبرد هاي حمايتي
3- راهبردي امدادي
در بخش روستايي که بيشتر راهبرد ها جنبه حمايتي و امدادي دارند راهبرد هاي حمايتي شامل مجموعه کمک هاي روستايي و افراد بي سرپرست روستايي عرضه مي گردد در ايران سازمان هاي بهزيستي ، کميته امداد امام خميني ، بنياد جانبازان ، بنباد شهيد و موسسات خيريه مردمي از جمله سازمان هاي حمايتي روستايي هستند اما راهبرد هاي امدادي شامل مجموعه فعاليت هاي ميشود که در واقع اضطراري آسيب ديدگان حوادث غير مترقبه طبيعي در روستا ها را بطور مقطعي و موقت مورد حمايت قرار مي دهد بنابراين رفاه اجتماعي شاخص توسعه و هدف نهايي آن است .
تعاوني روستايي ايران
رويه هاي مختلف همکاري تعاوني در کشور ما از روزگار بسيار مهم موجود بوده است .اساسا اين همکاري ندگي خانواده هاي روستايي به حساب مي امد به خصوص در مورد کشت محصول و برداشت آن در تامين نيازهاي اعتباري ،در واقع اصل مسوليت مشترک و همکاريهاي متقابل زير بنايي زندگي بسياري از مردم بوده است. اما اين نوع تشکيلات سنتي تعاوني تحت تاثير حکومتها ي پيشيني ضعيف شده و در حال حاضر سازمانها جديد تعاوني بر اساس نظريات غربيان بدون در نظر گرفتن ريشه هاي فرهنگي – اجتماعي تعاوني سنتي مي باشد در اين صورت اقتباس از روشهاي مدرن تعاوني مدرن تعاوني با در نظر گرفتن انواع سنتي اجتماعات تعاوني مفيد است.
شرکت تعاوني روستايي با مشارکت کشاورزان،باغداران ،دامداران ،دامپروران،زنبورداران روستاييان شاغل در صنايع محلي روستايي و کارگران کشاورزان معمولابراي تعاون زير تشکيل مي گردد.
الف)قبول پس انداز و سپرده اعضاء به نمايندگي بانک تعاون کشاورزان ايران.
ب)خريد و تهييه مواد و وسايل مورد نياز و مصرف تخصص و خانوادگي يا حرفه اي اعضا و همچنين تهييه وسايل و علوفه دامها.
ج)انجام عمليات جمع آوري تبديل طبقه بندي و حمل و نقل يا فروش محصولات اعضاء
د)انجام خدمات به منظور بهبود امور حرفه اي و يا زندگي اعضاء .
ه)بهره برداري جمعي و مشترک از ارضي ملکي استيجاري .
و)تامين اعتبارات و وامهاي مورد نياز .
در نتيجه در صورت آموزش و ترويج صحيح تعاوني و برنامه ريزي درست باي بالا بردن قدرت اقتصادي کشاورزان مي توان تعاوني ها را در انجام و با تشکيل اتحاديه ها و فدراسيونها تعاوني که در خود وظايف مهمتري را بر عهده دارند در افزايش تامين اجتماعي روستاييان سود جست .چون حجم فعاليتهاي تعاون کشاورزي در مجموع مي تواند بيشتراز ساير انواع تعاوني ها باشد بنابراين اين نوع تعاوني ها ميتواند رشد چشمگيري داشته باشند.براي مبارزه با ربا خواران و تجار فزون طلب تعاوني هاي اعتبار بايد با با بانکهاي مختلف در ارتباط باشند و نيازهاي اعتباري تعاوني را تامين کند زيرا در صورت دريافت بهره ناچيز موجب رواج فعاليتهاي اقتصادي تعاوني ها و در نتيجه رشد و توسعه کشاورزي خواهد شد
نظر به اينکه تعاوني ها در زمينه هاي مختلف فعاليت ميکنند توليد کنندگان اعم از دارندگان احشام کشاورزان و توليد کنندگان لبنيات متصديان حمل و نقل و....... بايد در تعاوني ها عضويت داشته باشند و تعاوني ها نيز به نوبه خود به عضويت اتحاديه هاي مربوطه دارآمده و با تشکيل انواع اتحاديه ها و تعاوني ها بيمه اي فعاليت اقتصادي اجتماعي و فرهنگي رواج پيدا کند دولت و تمام نهادها و سازمانها با ترويج و آموزش و ارائه خدمات به تعاوني ها مي توانند در پيش برد اين هدف سهيم باشند.
تأملي بر چگونگي افزايش کارايي در بخش کشاورزي
اکثر روستا هاي کشور از نعمت آب وبرق ، تلفن ، جاده آسفالت شده مدرسه تاسطح دبيرستان بهره مند هستند با اين حال تعداد قابل توجهي از روستانشينان نيز به دليل نداشتن پشتوانه مالي تحت پوشش کميته امداد قرار گرفته اند به همين دليل طي ساليان گذشته شاهد هجوم جمعيت از روستا به شهرها بوده ايم که اين مسئله معضلات فراواني نظير افزايش شديد بيکاري و افزايش قابل توجه هزينه هاي دولت و يارانه هاي انرژي را بدنبال داشته است.
توسعه کشاورزي و باغداري مي تواند بار ديگر حيات دوباره اي به شکل اصيل و بديل زندگي روستائيان اين مسئله همچنين موجب رونق اقتصاد ملي ، تامين نيازهاي داخلي و حتي خارجي به محصولات کشاورزي ، کاهش چشمگير بيکاري و کاهش جمعيت شهرها خواهد شد براي رسيدن به اين مهم مي توان ميليونها هکتار زمين باير را با استفاده از ابياري قطره اي زير کشت قرار داد و چند ميليون فرصت شغل براي جوانان و علاقمندان به بخش کشاورزي يا باغداري ايجاد کنند متاسفانه عملکرد وزارت کشاورزي در ترويج آبياري قطره اي بيسار ضيف بوده است.
يکي از مهمترين راهها جهت تشويق کشاورزان به ماندن در روستا و حتي مهاجرات معکوس ، از شهر ها به روستا ، بهرمند نمودن روستائيان از خدمات تامين اجتماعي است
(از قبيل خدمات بيمارستاني و باز نشستگي ) چرا که در شرايط کنوني روستائيان تا دوران پيري و از کار افتادگي در زمين هاي کشاورزي کار مي کنند بدون آنکه سربار دولت باشند و يا از يارنه هاي سرسام آور انرژي بهره مند گردند کشاورز کهن سال پس از حدود چهل سال کارموثر و مفيد براي کشور و بهره وري مناسب هيچ پشتوانه اي نداشته و همچنان بايد زير بار خرج و مخارج زندگي زندگي که تا حالا هزينه هاي سنگيني بيماري و..... نيزبدان افزوده شده کمر خم کند .البته چندي است طرح بهره مند کردن روستائيان از خدمات تامين اجتماعي توسط دولت در حال پيگيري است.اما اين مسئله به کندي پيش مي رود در ضمن بايد توجه داشته بيمه اي که قرار است روستائيان تحت پوشش آن قرار گيرد شامل مستمري در دوران بازنشستگي نيز باشد از طرف ديگر با ايجاد شرکتهاي تعاوني سهامي عام "حمايت دولت "که تشکيلات آن شبيه شوراهاي روستا يا تعاوني کشاورزي است زمينهاي باير تحت پوشش منابع طبيعي را زير کشت برد.يکي از راههاي آن است که دولت با تشکيل شرکتهاي تعاوني ياد شده اختيار سرمايه گذاري در زمين هاي باير را به اين بخش واگذار نمايد همچنين با توجه به توزيع سهام عدالت که از ابتکارات جالب توجه دولت کنوني است اين امر در روستا ميتواند با حمايت از شرکتهاي تعاوني ياد شده تحقق يابد.
اهداف و وظايف شرکتهاي تعاوني
1)شناسايي زمينهاي مستعد جهت کشاورزي ،باغداري ،و صنايع ديگر.
2)بررسي مشکلات ،موانع و راهکارهاي توسعه و آباداني زمينهاي شناسايي شده.
3)تلاش جهت تحول در روشهاي آبياري و حرکت گسترده با جهت بکارگيري آبياري
قطره اي و باراني.
4)تدارک و عرضه کالا و خدمات مورد نياز روستائيان در محل استفرار و زندگي آنان.
5)افزايش سطح آگاهي روستائيان بويژه جوانان روستايي در امور مربوط به کشاورزي "اطلاع رساني در مورد شيوه هاي نوين کشاورزي و توجه به بازارهاي جهاني و...
بهتر است يک مرکز آموزش مختص امور کشاورزي در روستاها تأسيس گردد.
6)تامين کالا هاي مصرفي روستائيان با نازلترين قيمت ممکن از طريق خريدهاي يک جا و کلي.
7- ارتقا استاندارد هاي توليد و تشويق توليد کنندگان به توليد محصولات باکيفيت بهتر.
8- ارائه خدمات فني و ماشين الات و ادوات کشاورزي از طريق واحد هاي مکانبز اسيون.
9- بازاريابي ، تهيه ميدان و بازار مناسب براي محصولات توليدي کشاورزي.
10- ايجاد خدمات بيمه اي محصولات کشاورزي و دامي .
11- ايجاد هماهنگي و همکاري بين شرکتها تعاوني عنصر و کمک به پيشرفت امور.
شرکت هاي تعاوني هاي سهامي عام روستايي تعاوني توسعه اي ياد شده پاسخگوي نيازهاي تخصص کشاورزان خواهد بود. تعاوني هاي کشاورزي در زمينه هاي مختلف توليدي ، فرآوري و خدماتي فعاليت مي نمايند ، حوزه فعاليت اين تعاونيها شامل موارد مختلف از جمله مرغداري ، دامداري ، باغداري ، زيتون کاري ،زنبورداري،مرتعداري ، مکانيز سيون گل وگياه ، سيب زميني کاري و ساير امور مربوط به کشاورزي دامداري و همه صنايع جانبي مرتبط است.
راهکارها :
- تشکيل شرکت تعاوني سهامي عام مي توانند موجب پويايي در روستا ها و کل کشور شود و انگيزه مناسب جهت مهاجرت معکوس از شهرها به روستا خواهد شد . با هدايت سهام عدالت به اين تعاونيها و حرکت از درون روستا ، بخش ، استان و کشور جهت شکوفايي کشاورزي ، باغداري و صنايع جانبي تحول عظيم ايجاد خواهد شد که حاصل آن ايجاد روح اميد و پويايي روستاها و اشغال مولد بسياري گسترده و صدور انواع محصولات کشاورزي و باغي با قيمت مناسب به شهرها و حتي کشورهاي متعدد ديگري خواهد بود.
- ايجاد طرح آبياري قطره اي و باراني و مصرف علمي منابع آب کشور.
- انتقال و هدايت بخشي از آب سد ها به سمت زمين هاي کشاورزي با ايجاد شبکه هاي آبياري پايين دست سدها.
- پرداخت وام کم بهره به شرکت هاي تعاوني سهامي عام ياد شده.
- بهره مندنمودن روستائيان از همه خدمات تامين اجتماعي ، بهداشتي ، درمان ، بازنشستگي ، فوت و مستمري ...
- ارائه راهکارهاي علمي جهت استفاده بهينه از زمينه هاي کشاورزي و موقعيت ها و امتيازات هر منطقه.
- ايجاد شرکتهاي تعاوني بيمه اي محصولات ، دام ، بيمه عمر، بازنشستگي ...
نتيجه گيري :
در اين تحقيق رابطه و همبستگي تامين اجتماعي با کشاورزان مورد بحث واقع شد ارتباط تامين اجتماعي در رشد و توسعه کشاورزي مورد بحث قرار گرفت .تامين اجتماعي روستائيان درتوايد اقتصاد سهم بسزايي ايفا مي کند بي شک طرحهاي مربوط به تامين اجتماعي مانند آموزش و پرورش ؛بهداشت و درمان ؛مسکن ؛تامين کالا و خدمات و کمک هاي لازم به منظور آسايش خانواده از نظر کيفي و کمي در رشد کشاورزي موثر بوده و اقتصاد جامعه روستايي نيز از سلامت برخوردار ميشود.
طي بحث فرهنگ و رابطه آن با ترويج و آموزش کشاورزي و ترويج روستائي قويا به آموزش و ترويج روستايي تاکيد مي شود که با فراهم آمدن موجبات ارتقا زندگي روستائيان و تامين رفاه اقتصادي اجتماعي بهتر کشاورزان همراه با تجهيز نيروي انساني و افزايش آگاهي و مهارت کشاورزان از تکنيکهاي مدرن بتوان به کمک اقتصاد پيشرفته روستائي رسيد.
حمايت اجتماعي به منظور تحقق عدالت اجتماعي است و عدالت اجتماعي با تامين اجتمناعي و ارتباط تنگاتنگ دارد يکي از جنبه هاي فراهم آوردن و توسعه حمايت اجتماعي بيمه هاي اجتماعي است و عموميت دادن بيمه هاي اجتماعي به نوبه خود شالوده عدالت اجتماعي را تحکيم مي بخشد .
کشاورزي هم به عنوان يکي از سه بخش عمده اقتصادي هر جامعه اي در کنار بخش صنعتي و خدمات و در برگرفتن زندگي حداقل نيمي از جمعيت کشورمان تامين کننده غذاي جوامع شهري جايگاه ويژه اي دارد.
تعاوني هاي موجود در بخش کشاورزي ايران در صورت داشتن برنامه ريزي دقيق و ايجاد اصلاحاتي در ساختار آنها و ساير سياستهاي حمايتي و .......مي توانند در انسجام بخش فعايتها متحد کردن کشاورزان و کاربرد فن آوري نوين و در نهايت اقتصادي کردن توليدات کشاورزي ايران نقش ويژه اي داشته باشند.
سيستم اطلاعات حسابداري(دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده)
امروزه سيستم حسابداري به عنوان يکي از مهمترين سيستم هاي ايجاد اطلاعات کمي شناخته شده است و محصول نهايي آن اطلاعات روز به روز اعتماد عمومي بيشتري را جلب مي کند اين سيستم يک مجموعه منظم ، هماهنگ و هدف دار است که اهداف خاصي را مد نظر دارد اهداف سيستم حسابداري را مي توان به اختصار به شرح زير ذکر نمود.
1 - تهيه اطلاعات به نظر استفاده ازآن در تعين استراتژي هاي کلان و برنامه ريزي بلند مدت.
اطلاعاتي که بدين منظور تهيه مي گردد، به موضوعاتي همچون توليد محصول جديد و يا سرمايه گذاري در دارايي هاي بلند مدت مربوط
مي شود که بر مبناي گزارش هاي ويژه اي که بدين منظور تهيه
مي شود، تصميم گيري در اين خصوص صورت مي گيرد
2-تهيه اطلاعات به منظور استفاده ازآن در تصميمات مربوط به چگونگي تخصيص منابع
اطلاعات که در اين راستا تهيه مي شود به موضاعاتي همچون سودآوري محصول ، سوآوري مشتري، روش هاي توزيع و قيمت گذاري مربوط مي شود چنين اطلاعاتي نيز مستلزم گزارش هاي ويژه اي است که سيستم حسابداري بايد آن را خلق کند
3- تهيه ي اطلاعات به منظور استفاده از آن در برنامه ريزي و کنترل
. اطلاعات که در اين زمينه تهيه مي شود موضوعاتي همچون در آمدن ها، هزينه ها ، دارايي ها و بدهي هاي قسمت هاي مختلف شرکت را در مي گيرد
4- تهيه اطلاعات به منظور از آن در اندازه گيري عملکرد و ارزيابي کارکنان .
در اين باب و تدارک ديده مي شود در برگيرنده ي موضوعاتي همچون مقاسيه نتايج واقعي با نتايج پيش بيني شده (بودجه) براساس معيار ها ي مالي يا غير مالي مي باشد
5-تهيه اطلاعات به منظور استفاده از آن در گزارشگري مالي .
اطلاعاتي که بدين منظور مي گردد بايد با قوانين و مقررات و استاندارد هاي لازم الاجرا منبق باشد
اهداف مذکور توسط شاخه هاي مختلف حسابداري دنبا مي شود چهار هدف نخست بوسيله حسابداري مديريت و هدف آخر توسط حسابداري مالي تامين مي شود
حسابداري صنعتي ( دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده)
حسابداري صنعتي بخشي از حسابداري است که اطلاعات مورد نياز حسابداري مالي و حسابداري مديريت را تامين مي کند در واقع اطلاعات حسابداري صنعتي دو دسته استفاده کننده دارد که يکي حسابداري مالي و ديگري حسابداري مديريت مي باشد
حسابداري صنعتي در هنگام تهيه ي اطلاعات و ارائه گزارش بايد به اين نکته توجه داشته باشد که مخاطب گزارش کيست؟ زيرا متحوا و احتمالا شکل گزارشاتي که به حسابداري مالي ارائه مي دهد متفاوت از آن چيزي است که به حسابداري مديريت ارائه مي نمايد در گزارشاتي که حسابداري صنعتي به حسابداري مالي ارائه مي دهد بايد الزامات و استاندردهاي حسابداري مالي رعايت شود در حالي که در گزارشاتي که به حسابداري مديريتي داده مي شود الزامات و استاندارهاي خاصي رعايت
نمي شود براي مثال در ارائه ي بهاي ساخت کالاي تکميل شده به حسابداري هاي مالي در يک شرکت توليدي ، اجزاي تشکيل دهنده ي بها شامل مواد مستقيم ، دستمزد مستقيم و سربار ساخت مي باشد ، در حالي که در ارائه چنين اطلاعاتي به حسابداري مديريتي ، اجراي تشکيل دهندي بها ممکن است صرفا بهاي متغير ساخت ( مواد مستقيم ، دستمزد مستقيم و سرباز متعبر ساخت) و يا ترکيب ديگري از اجزاي را در برگيرد از اين رو در کتاب ها و متون حسابداري صنعتي در بيان هر مبحث بايد مشخص نمود که کاربر اين اطلاعات ، حسابداري مالي است يا حسابداري مديريتي ؟ البته نا گفته نماند که حسابداري صنعتي نبز برخي از داده و اطلاعاتي خود را از حسابداري مالي و حسابداري مديريتي دريافت مي کند در شکل (1-1) ارتباط حسابداري صنعتي و ساير اجزاي سيستم حسابداري نشان داده شده است
در شرکت هاي که نمودار سازماني خود بخش حسابداري مديريتي را ندارد ، حسابداري صنعتي و يا سطوح ديگري از مديريت و کارکنان وظفيه ي آن را انجام مي دهند در شرکت هايي که وظايف حسابداري مديريت توسط بخش حسابداري انجام مي شود ، حسابداري مديريت مترادف به کار مي برند و اصولا اگر در برخي از متون به اشتباه اين دو بخش مترادف بکار رفته است ناشي از اين اختلاف وظايف
مي باشد از انجاي که در ايران تفکيک حسابداري مديريت و صنعتي در تعداد قابل توجهي از شرکت ها انجام نشده است، لازم است در مورد وظايف حسابداري مديريت بيشتر بحث شود
نقش و جايگاه حسابداري صنعتي (دکترمحمد قسيم عثماني . علي قهسم زاده)
وظايف و اهدافي که براي سيستم حسابداري ذکر شد بين حسابداري مالي و حسابداري مديريت تقسيم شد اما وظيفه حسابداري صنعتي چيست؟ چه نقشي دارد ؟ و جايگاه آن کجاست؟
وظيفه حسابداري صنعتي جمع آوري داده ها و تهيه اطلاعات و گزارش آن ها به حسابداري مالي و حسابداري مديريت مي باشد در واقع حسابداري صنعتي يک واحد پشتباني است که به واحد حسابداري مالي و واحد حسابداري مديريت خدمت مي کند در ارائه خدمت و تهيه اطلاعات ، واحد حسابداري صنعتي مواظف است با توجه به نوع مخاطب خود ، شکل و محتواي گزارشات را انتخاب کند ، محتواي گزارش بهاي ساخت کالاي تکميل شده براي گزارشگري ماي متفاوت از محتواي گزارش بهاي ساخت کالاي مذکور براي حسابداري مديريت مي باشد چون هدف آنها از اين گزارش متفاوت است و اين در حالي است که هر دوي اين گزارشات توسط حسابداري صنعتي تهيه تنظم مي شود
اگر وظايف و مديريت ها به صف و ستاد تقسيم شود ، مجموعه ي مديريت ها و وظايف که به طور مستقيم درگيري تامين اهداف سازماني هستند تحت عنوان (صف) و مجموعه ي مديريت ها و وظايفي که از بخش صف حمايت و پشتيباني مي کنند تحت عنوان (ستاد ) خوانده مي شوند اگر مدير مالي يک مدير صف ناميده شود ، حسابداري صنعتي بايد به عنوان يک واحد (ستادي) در نظر گرفته شود
با تغيير روش هاي مديريت نوين و لزام تعيير و تحول در حسابداري مديريت ، حسابداري صنعتي نيز ناگزيز از تغيير و تحول است اگر يک زمان انتظار از حسابداري صنعتي به تعيين بهاي ساخت محصول محدود مي شد اکنون انتظارات بسيار فراتر ازآن است و اين کار يکي از ابتدايي ترين و شايد کم اهميت ترين وظايف حسابداري صنعتي به شمار مي رود شرايط فعلي ، شرايطي رقايتي است و اگر زماني عرضه کننده قيمت فروش را تعيين مي کرد ، اکنون بازار تعيين کننده است.
مفاهيم حسابداري صنعتي
مباني طبقه بندي بها(دکتر محمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده)
اگر سوال شود انواع بها، کدام ها هستند ، چه پاسخي داده مي شود ؟ پاسخ هاي احتمالي بهاي مستقيم و بهاي غير مستقيم ، بهاي کل و بهاي واحد ، بهاي مربوط و بهاي نامربوط وا مثال آن مي باشد اگر به اين نحوه ي طبقه بندي دقت شود ، ملاحظه مي گردد که هر کدام از اين پاسخ ها مي تواند صحيح باشد اما هر کدام از يک منظر خاص و بر اساس يک مبناي بخصوص ، طبقه بندي بها را نشان مي دهد که هشت مورد هستند ولي ما به هفت مورد آن اشاره مي کنيم که عبارتند از :
1- قابليت رهيگيري بها ( روش تخصيص بها)
2- ارتباط بها با کل محصول
3- قابليت کنترل بها
4- ماهيت طبيعي بها
5- ارتباط بها با حوزه ي عملکرد
6- قابليت استفاده ي بها در تصميم گيري
8- کل يا واحد بودن بها
برخي از اين مباني مي تواند براي طبقه بندي هزينه ها نيز مورد استفاده قرا گيرد
1- طبقه بندي بها بر مبناي قابليت رهگيري (برمبناي روش تخصيص) (دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده )
براساس قابليت رهگيري بها با موضوع تعيين دو نوع بها مي تواند شناسايي نمود که يکي بهاي مستقيم و ديگري بهاي غير مستقيم است تخصيص بهاي مستقم از طريق (رهگيري ) و تخصيص بهاي غير مستقيم از طريق (تسهيم ) انجام مي شود
بهاي مستقيم
بهاي آن دسته از عوامل و محرک ها است که رهگيري آنها با موضوع تعين بها ، از لحاظ اقتصادي ، عملي مي باشد عملي بودن از لحاظ اقتصادي يعني اول اينکه آن رهگيري ، مقرون به صرفه باشد يعني منافع حاصل از رهگيري ، بيشتري از
هزينه ي انجام رهگيري باشد دوم اينکه انجام رهگيري مربوط باشد يعني بتواند بطور بالقوه بر تصميم گيري استفاده کنندگان تاثير بگذارد و سوم اينکه بهاي مورد نظر ، داراي اهميت نسبتي باشد يعني موضوع ، ارزش رهگيري و پرداختن به آن را داشته باشد
بهاي غير مستقيم
بهاي آن دسته از عوامل ساخت است که رهگيري آنها با موضوع تعيين بها از لحاظ اقتصادي ، عملي نمي باشد نکته اي که بايد مورد دقت قرار داد اين است که راهگيري ممکن است از لحاظ اقتصادي عملي نباشد وگرنه چنانچه شرط اقتصادي بودن راهگيري مد نظر قرار نگيرد شايد بتوان ادعا نمود که ميتوان که بهاي اکثر عوامل را بعنوان بهاي مستقيم در نظر گرفت و آنها را با موضوع تعيين بها راهگيري نمود. فرض شود در يک شرکت تنوليدي که فعاليت اصلي آن ساخت صندلي هاي چوبي است , بهاي چوب بکار رفته در ساخت صندلي بعنوان بهاي مستقيم ( تحت عنوان بهاي مواد مستقيم مصرف شده ) و بهاي برق مصرفي بعنوان بهاي غير مستقيم ( تحت عنوان بهاي غير مستقيم يا سربار ساخت ) در نظر گرفته ميشود در شکل ( 1 و2 ) روشهاي تخصيص بها به موضوع تعيين بها در مثال مذکور نشان داده شده است.
عوامل موثر در مستقيم يا غير مستقيم بودن بها (دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده)
عوامل که در ادبيات حسابداري صنعتي به نوان عوامل موثر بر طبقه بندي بها به عنوان مستقيم يا غير مستقيم ذکر مي شود عبارت است از :
-اهميت
- تکنولوژي جمع آوري اطلاعات
- ساختار و طرح عملياتي
- مفاد قراردادها
- سطح رقابت
اهميت
امکان تلقي يک عامل به عنوان مستقيم با مبلغ آن داراي يک رابطه مستقيم است يعني هر چه مبلغ يک بهاي خاص بيشتر باشد ، احتمال طبقه بندي آن به عنوان مستقيم بيشتر است گاهي رهگيري بهاي يک عامل با موضوع تعيين بها، امکان پذير است اما کم اهميت بودن مبلغ آن باعث مي شود که تخصيص به جاي اينکه از طريق رهگيري انجام شود، از طريق تسهيم صورت گيرد يعني آن بهاي خاص به جاي اينکه مستقيم تلقي گردد ، غير مستقيم تلقي خواهد شد
تکنولوژي جمع آوري اطلاعات(دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده)
پيشرفت تکنولوژي تدوين و جمع آوري اطلاعات ، موجب مي شود که حسابداران صنعتي بتوانند بهاي عوامل بيشتري را به عنوان مستقيم طبقه بندي کنند زيرا امکان رهگيري ها با موضوع تعيين بها با صرف مخارج و زمان کمتري نسبت به گذشته ، مسير شده است استفاده از بارکد يکي از نمونه هاي بارز پيشرفته تکنولوژي و تاثير آن در قابليت رهگيري آسان تر است به عبارت ديگري تکنولوژي پيشرفته موجب
مي شود رهگيري بها با موضوع تعيين بها از لحاظ اقتصادي عملي تر و مقرون به صرفه تر شود
ساختار عمليات
گاهي ساختار عمليات يک شرکت به گونه اي طراحي و سازمان دهي شده است که امکان رهگيري يهاي عوامل را با موضوع تعيين بها، تسهيل ميکند ، براي مثال اگر در ساخت يک محصول يا يک سفارش ، يک دستگاه تجهيزات خاص کار توليد را انجام دهد مي توان به راحتي بهاي تعميرات و استهلاک آن دستگاه را با آن محصول يا سفارش خاص رهگيري کرد و بهاي مربوط به دستگاه مذکور را به عنوان يهاي مستقيم محصول يا سفارش در نظر گرفت
مفاد قراردادها
گاهي طبق قرارداد منقعده ، در ساخت يک محصول يا يک سفارش خاص ، يک قطعه ي بخصوص صرفا براي آن سفارش مصرف و بکار مي رود در چنين شرايطي بهاي آن قطعه به عنوان بهاي مستقيم آن محصول ي سفارش در نظر گرفته مي شود و بهاي آن قطعه از طريق رهگيري به آن سفارش خاص تخصيص مي يابد
سطح رقابت
هر چه سطح و ميزان رقابت در بازار فروش محصولات يک شرکت بيشترباشد ، استفاده از اطلاعات يهاي ساخت محصول اهميت مي يابد و هر چه اهميت اطلاعات بهاي ساخت براي تصميم گيري بيشتري شود ، نياز به دقت تعيين بها افزايش خواهد يافت ، در چنين شرايطي ، با توجه به اينکه بهاي مستقيم به مراتب دقيق تر و مطمئن تر از بهاي غير مستقيم مي باشد ، گرايش ، به طبقه بندي بهاي عوامل به عنوان بهاي مستقيم بيشتري خواهد شد بدهي است که مديريت ترويج مي دهد تصميمات خود را بر پايه ي اطلاعات دقيق تر و مطمئن اتخاذ نمايد لذا مفاد قرارداد ها ، ساختار عمليات و تکنولوژي جمع آوري اطلاعات را به گونهاي جهت مي دهد که امکان تخصيص از طريق رهگيري فراهم آيد.
2- طبقه بندي بر مبناي ارتباط با محصول ( دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده)
بر مبناي ارتباط بها محصول ( کالاي يا خدمت) ، بها را به دو دسته مي توان تقسيم کرد، يکي بهاي محصول و ديگري بهاي دوره (هزيبه دوره) بهاي محصول شامل بهاي آن دسته از عوامل است که در توليد محصول نهايي نقش دارند که اين نقش
مي تواند مستقيم يا يا غير مستقيم باشد ( نقش مستقيم مانند يهاي مواد مستقيم مصرف شده در توليد و نقش غير مستقيم مانند سربار ساخت) بهاي مواد مستقيم مصرف شده ، دستمزد مستقيم و سربار ساخت به عنوان بهاي محصول طبقه بندي مي شوند بهاي دوره شامل بهاي ان دسته از فعاليت ها و عوامل است که در توليد مصول نهايي نقش با اهميتي ندارند هر چند انجام اين فعاليت ها و وجود اين عوامل براي شرکت ضروري است ( مانند بهاي خدمات واحد توزيع محصول يا واحد اداري و تشکيلاتي)
بهاي غير توليد اصولا به (هزينه) تبديل شده و در صورت سود و زيان تحت عنوان هزينه هاي عملياتي ارائه و تا زماني که محصول به فروش نرفته است تحت عنوان (موجودي کالا) در ترازنامه به عنوان يک دارايي گزارش مي شود اما به محض فروش تحت عنوان (بهاي تمام شده ي کالاي فروش رفته) يا ( بهاي ساخت کالاي فروش رفته)به هزينه تبديل مي شود و در صورت سود و زيان منعکس خواهد شد بهاي تمام شده ي کالاي فروش رفته نيز نوعي ( هزينه ) است و عنوان مناسب تري که مي توان يراي آن استفاده نمود (هزينه توليد کالاي فروش رفته ) مي باشد طبقه بندي بها برمبناي ارتباط با محصول به شرح فئق در حسابداري مالي و براي گزارشگري مالي مورد استفاده قرار مي گيرد زيرا طبق استاندارد هاي حسابداري مالي بهاي عوامل توليد آن (مواد ، دستمز و سربار ) تشکيل مي دهد در حالي که در حسابدراي مديريت اين گونه نيست
3-طبقه بندي بها بر مبناي قابليت کنترل( دکترمحمد قسيم عثماني. علي قاسم زاده)
بهاي برخي از فعاليت ها و عوامل ، داراي قابليت کنترل پذيري بيشتري توسط مديريت مي باشد و در مقابل بهاي برخي از فعاليت ها و عوامل از قابليت کنترل پذيري کمتري برخوردار است در کنترل پذيري بهاي يک فعاليت ، دو مسئله بايد مورد توجه قرار گيرد که يکي موضوع (زمان) و ديگري موضوع (جايگاه کنترل کننده ) مي باشد
هر چه محدودي زماني کوتاه تر تعريف شود، کنترل پذيري بهي کاهش مي يابد و بالعکس ، يعني چنانچه زماني در نظر گرفته شود ، بهاي بيساري از عوامل قابليت کنترل پيدا مي کنند براي مثال اجازه بهاي ساختمان کارخانه در کوتاه مدت قابل کنترل نيست يعني تصميم مديريت نمي تواند در تغيير آن نقش داشته باشد اما چنانجه مدت طولاني تر در نظر گرقته شود اجازه بهاي مذکور مي تواند قابل کنترل باشد و تصميم مدير مي تواند بهاي اجاره را تحت تائير قرار دهد ( مثلا تعيير محل ، تغيير فضاي مورد استفاده و خريد ساختمان از جمله تصميماتي است که روي اجاره بها موئر خواهد بود)
جايگاه کنترل ( در شرکت نيز در قابليت کنترل بهاي فعاليت ها مي تواند نقش مهمي( را ايفا کند بهاي يک سري از فعاليت ها براي مديران مياني ممکن است قابل نباشد اما براي مديران رده هاي بالاي قابل کنترل باشد بنابراين مي توان از ديدگاه قابليت کنترل ، بهاي فعاليت ها و عوامل را به دو دسته تقسيم کرد : يکي بهاي قابل کنترل و ديگر بهاي غير قابل کنترل بهاي عوامل قابل کنترل را گاهي بهاي قابل اجتناب (قابل احتراز) و بهاي عوامل غير قابل کنترل را بهاي غير قابل (غير قبل احتراز) مي نامند بهاي قابل کنترل ، بهاي عواملي است که تصميمات مديريت و اقدامات آن در کوتاه مدت روي آنها تائير مي گذارد و آنها را دستخوش تغيير مي کند و بهاي غير قابل کنترل ، بهاي عواملي مي باشد که تصميمات و اقدامات مديريت در کوتاه مدت روي آنها تائير نمي گذارد تفکيک بها بر مبناي قابليت کنترل در ارزيابي عملکرد و نظام مسئوليت سنجي کاربرد ويژه اي دارد
نظام مسئوليت سنجي (حسابداري سنجش مسئوليت) در شرکت ها ، مبتني بر بهاي عوامل متيير ، قابل کنترل و پيش بيني است يعني عواملي که قابل اجتناب هستند بهاي عواملي که اصولا غير قابل اجتناب مي باشد در نظام مسئوليت سنجي شرکت ها مورد توجه قرار نمي گيرد ، زيرا تصميمات و اقدامات مدير در تغيير انها نقشي ندارد البته بايد اين نکته نيز توجه داشت که اصولا ( قابليت کنترل) يک موضوع نسبي است و نمي توان بطور مطلق بهاي يک فعاليت را قابل کنترل و يا غير قابل کنترل ناميد ولي بطور معمول ، بهاي متغير نسبت به بهاي ثابت از قابليت کنترل بيشتري برخودار است
4- طبقه بندي بر مبناي ماهيت طبيعي (دکترمحمد قسيم عثماني .علي قاسم زاده)
برمبناي ماهيت طبيعي ، نمي توان بهاي عوامل و فعاليت ها را تحت دو يا چند سر فصل خاص بيان کرد زيرا ماهيت طبيعي بها داراي دامنه ي وسيعي است که طبقه بندي دقيق آن مشکل است بهاي آب مصرفي تحت عنوان (آب بها) يا (هزينه آب) بهاي خدمات پرسنل تحت عنوان ( بهاي دستمزد) يا (هزينه دستمزد ) بهاي خدمات بيمه اي تحت عنوان ( هزينه بيمه) و بهاي مواد مستقيم مصرف شده تحت عنوان
(بهاي مواد مستقيم ) ذکر مي شود هر چند اين طبقه بندي در مراحل ( انباشته بها)
ضرورت است اما در مراحله ي (تخصيص ) اين طبقه بندي ها تحت عنوان سر
فصل هاي کلي تر – انباره ي بها- آورده مي شود مثلا بهاي خدمات و فعاليت واحد توزيع و فروشي که بر اساس ماهيت طبيعي ممکن است دهها نوع بها باشد تحت انباره هزينه هاي توزيع و فروش آورده مي شوند بهاي عوامل غير مستقيم توليد نيز که ممکن است از ده ها نوع بها بر مبناي ماهيت طبيعي تشکيل شده باشد تحت
انباره ي سربار ساخت آورده مي شوند در انتقال عوامل طبقه بندي شده بر مبناي
ماهيت طبيعي به انباره ، بايد دقت نمود که موجود در هر انباره بايد همگن و متجانس باشند به طوري که براساس يک مبناي علت و معلولي مشترک يا هر مبناي ديگري
ولي مشترک و يکسان – بتوان آن را به موضوع تعيين بها ، تخصيص داد
5- طبقه بندي بر مبناي ارتباط با حوزه عملکرد( دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده )
در شرکت هاي توليدي بر مبناي ارتباط بها به حوزه عملکرد ، سه نوع بها قابل شناسايي است ، يکي ( بهاي توليد) که مربوط به فعاليت ها و عوامل مربوط به توليد مي باشد ، يکي بهاي خدمات مربوط به واحد اداري و تشکيلاتي که تحت عنوان
( هزينه هي توزيع و فروش ) طبقه بندي مب گردد اين سه حوزه ( توليد ،اداري ،فروش) به نحو قابل ملاحظه اي از هم تفکيک مي شوند لذا بهاي هر حوزه تحت
عنوان همان حوزه ي عملکرد قابل طبقه بندي است البته گاهي تفکيک بهاي برخي خدمات بين اين سه واحد کار پيچيده اي خواهد بود
چنانچه حوزه هاي عملکرد همانند فرايند ايجاد ارزش تفکيک شده بها را بايد بر مبناي حوزه اي عملکرد به شش نوع تقسيم کرد ( بهاي تحقيق و توسعه ، بهاي طراحي ، بها توليد ، بهاي بازايابي ، بهاي توزيع و بهاي خدمات به مشتريان) در ادامه طبقه بندي بيشتري مراکز بر اساس مسئوليت هر کدام تشريح خواهد شد
6- طبقه بندي بها بر مبناي قابليت استفاده در تصميم گيري (دکترمحمد قسيم عثماني . علي قاسم زاده )
برمبناي قابليت استفاده ي بهاي فعاليت ها و عوامل در تصميم گيري ، آنها را مي توان به دو دسته تقسيم کرد ، بهاي مربوط و بهاي نامربوط
منظور از بهاي مربوط ، بهاي آن از عوامل و فعاليت ها است که بطور بالقوه در تصميم گيري نقش دارند و مي توانند تصميم را تحت تائير قرار دهند براي مثال در تصميم گيري نسبت به ساخت يک قطعه در داخل شرکت و يا خريد آن از بيرون ، بهاي مواد مصرفي جهت ساخت ، مربوط مي باشد زيرا مبلغ آن مي تواند تصميم گيري را تحت تائير قرار دهد
بهاي نامربوط ، شامل بهاي آن دسته از عوامل و فعاليت ها است که تصميم گيري نقشي ندارد و در اتخاذ تصميم نبايد آنها را لحاظ کرد مثالي که شد اگر حقوق مدير توليد آن قطعه در نظر گرفته شود و قرار باشد در صورت خريد قطعه مذکور از بيرون شرکت، اين مدير به عنوان مدير خريد قطعه ، همان حقوق و مزاياي حالت مديريت توليد را دريافت دارد ، حقوق وي در تصميم گيري نسبت به ساخت يا خريد قطعه نامربوط خواهد بود و تصميم گيري را تحت تائير قرارنمي دهد در تصميم گيري برمبناي بهاي تفاصلي ، تفکيک بهاي عوامل به مربوط و نامربوط از اهميت ويژه اي بر خوردار است که در جلد سوم کتاب به تفصيل به آن پرداخته شده است
7- طبقه بندي بها بر مبناي کل يا واحد بودن ( دکترمحمد قسيم عثماني. علي قاسم زاد ه)
بر اين مبنا بها را به دوسته مي توان تقسيم کرد ، يکي بهاي کل و ديگري بهاي هر واحد ( بهاي متوسط ) بهاي کل مربوط به کل حجم توليد يا فعاليت است چنانچه بهاي کل بر حجم توليد يا فعاليت تقسيم شود ، بهاي هر واحد بطور متوسط يا نرخ آن بدست مي آيد معمولا مديران براي تصميم گيري هاي خود ترجيح مي دهند بهاي متوسط هر واحد را در اختيار داشته باشند زيرا در اختيار داشتن نرخ هر واحد در بيساري از
موارد تصميم گيري را تسهيل مي کند براي مثال اگر گفته شود بهاي مواد مستقيم مصرف شده مبلغ 100،000،000، ريال است ، مديران بدون توجه به حجم توليد
نمي توانند در مورد آن اظهار نظر و يا تصميم خاصي اتخاذ نمايد اما چنانچه اين مبلغ بر حجم توليد تقسيم مصرف شده براي هر واحد محصول بدست خواهد آمد و رقم بدست آمده براي مدير مفهوم تر و قابل استفاده تر خواهد بود و ممکن است مديريت در جهت کاهش بهاي مواد مصرفي هر واحد محصول ، تصميم خاصي بگيرد
نظام مسئوليت سنجي (حسابداري سنجش مسئوليت )
امروزه بسياري از واحد هاي اقتصادي به بخش ها و زير بخش هاي کوچک تري تقسيم مي شوند و به هر يک از آنها اختيارات و مسئوليت خاصي داده مي شود مديران رده بالا هر شرکت بايد به منظور افزايش مسئوليت پذيري و بهبود کنترل و نظام پاداش ، اين تقسيم بندي و تفکيک را انجام دهد و در عين حال بايد از هماهنگي اهداف مديران زير مجموعه اطمينان حاصل نموده و اين امر بطور مستمر مورد کنترل و نظارت قرار گيرد عدم هماهنگي اهداف بخش هاي زير مجموعه ، مي تواند شرکت را در رسيدن به اهداف کلي و کلان خود باز بدارد هماهنگي اهداف زماني حاصل
مي شود که مديران بخش ها در جهت همان اهدافي گام بردارد که مديريت ارشد شرکت ، براي آنها تعيين نموده است در اين صورت با توجه به تدبير و دقت نظري که مديريت ارشد در خصوص تعيين اهداف هر بخشي از خود نشان مي دهد مي توان به هماهنگي اهداف و عدم تضاد و تناقض در بين اهداف زير مجموعه ، اطمينان حاصل نمود
حسابداري مديريت با استفاده از نظام مسئوليت سنجي ( سيستم حسابداري مسئوليت )، ابزار هايي را در اختيار قرار مي دهد که با استفاده از آنها مي توان عملکرد بخش ها و افراد ذيربط را ارزيابي نموده و از هماهنگي اهداف بخش ها و افراد مختلف معقولي حاصل نمود يکي از اين ابزارها ، مشخص نمودن (مراکز مسئوليت ) است از مرکز مسئوليت ، بخشي از شرکت است که مدير آن بخش ، اختيارات لازم براي اداره آن بخش و نيز مسئوليت پاسخگويي در قبال نتايج فعاليت هاي آن بخش را بر عهده دارد براي تعريف مذکور ، چهار نوع مرکز مسئوليت قابل تبيين است :
1- مرکزبها(هزينه)2- مرکز درآمد 3- مرکز سود 4- مرکز سرمايه گذاري
1- مرکز هزينه (بها)
مرکز هزينه بخشي از هر شرکت که مدير آن مسئوليت پاسخگويي در هزينه هاي انجام شده آن را به عهده دارد براي مثال بخشي پشتيباني رستوران در يک شرکت توليدي ، يک مرکز هزينه است که مدير آن ، مسئوليت حسابدهي هزينه هاي رستوران را بر عهده دارد بديهي است فردي که مديريت يک مرکز هزينه را به عهده دارد بايد در مقابل مسئوليتي که دارد اختياراتي نيز متناسب با آن مسئوليت داشته باشد زيرا شخصي که اختيارات کافي در يک زمينه نداشته باشد ، نمي تواند پاسخگوي کافي نيز در قبال آن داشته باشد براي مثال اگر مسئوليت استخدام پرسنل واحد رستوران در مثال مذکور به عهده شخص ديگري باشد ، نمي توان به دليل زياد بودن هزينه ي حقوق و دستمزد ، مدير رستوران را مورد باز خواست قرار داد
2- مرکز درآمد
مرکزدر آمد ، بخشي از هر شرکت است که مدير آن مسئوليت حسابداري در مورد در آمدهايي را به عهده دارد که آن مرکز نسبت داده مي شود مثلا در شرکتي که به ساخت دره هاي ضد سرقت اشتقال دارد ، واحد نصب به عنوان يک مرکز درآمد مطرح است و مسئوليت درآمدهاي واحد نصب را به عهده دارد طبيعي است که اگر تعيين اولويت هاي نصب با فرد ديگري غير از مدير واحد نصب باشد ، به حسابدهي و پاسخگويي مدير واحد نصب، لطمه مي خورد يعني نبايد از حدود اختيارات لازم براي مدير واحد در آمد کاست چون کاستن از اختيارات موجب کاهش حسابدهي وي مي شود
3- مرکزسود(درآمد و هزينه)
مرکز سود نيز بخشي ازيک شرکت است که مديرآن مسئوليت حسابدهي درمقابل درآمدهاوهزينه هاي تحقق يافته آن مرکزرابه عهده دارد يعني مديران مراکزسود در حقيقت مسئوليت يک مرکز بها ( هزينه ) و يک مرکز درآمد را به طورر توام و همزمان به عهده دارند با توجه به اينکه سود (زيان ) هر بخش از تفاضل در آمدها و هزينه هاي آن يخش بدست مي آيد ، اين مراکز تحت عنوان مراکز سود ، شناخته
مي شو ند هر چند اين مراکز مي توانند مراکز زيان نيز باشند مثلا شعبه هاي مختلف يک شرکت بازرگاني در بقاط مختلف کشور ، مي توانند نمونه هايي از مراکز سود باشند چون مدير هر شعبه مسئول در آمده و هزينه هاي خود آن شعبه مي باشد
4- مرکز سرمايه گذاري
مرکز سرمايه گذاري ، بخشي از يک شرکت است که بطور همزمان مسئوليت حسابدهي سودهاي تحقيق يافته و سرمايه گذاري انجام شده در آن بخش را به عهده دارد مراکز سرمايه گذاري ، نوع کامل تر مراکز سود يک بخش ديگري باشد ، آيا مي توان با قاطعيت گفت که عملکرد يخش سودآوري تر بهتري از عملکرد يخش ديگربوده است ؟ خير ، چون بايد ديد اين سود با چه مقدار سرمايه گذاري ، کسب شده است يعني بايد به نسب سود به سرمايه گذاري توجه کرد نه فقط به سود همان مثال شعب مختلف شرکت مي تواند مثالي براي مرکز سرمايه گذاري باشد چون بايد سود هر شعبه به نسبت سرمايه گذاري انجام شده در آن شعبه ، مورد توجه قرار گيرد
شعبه اي که در آن سرمايه گذاري بيشتري انجام شده است ، انتظار اين استن که سود آن نيز بيشتري باشد مدير مرکز سرمايه گذاري نيز در مقابل مسئوليتي که دارد ، اختيار کافي داشته باشد در غير اين صورت مدير نقش تدارکاتچي پيدا مي کند
گزارش عملکرد مراکز
عملکرد هر چه يک از مراکز چهارگانه مسئوليت معمولا در پايان هر خلاصه شده و در (گزارش عملکرد مرکز) ارائه و منعکس مي شود گزارش هاي عملکرد مراکز معمولا با نتايج بودجه شده (مورد انتظار ) مقايسه مذکور ، عملکرد آن مرکز مورد قضاوت مديران رده بالا قرار گرفته و معمولا به عنوان مبناي پاداش مديران يخش ها ، مورد استفاده قرا گيرد مقايسه ي انجام شده ، انحرافات از بودجه را نشان مي دهد و انحرافات غير معمول و غير عادي به عنوان (استثنا) مورد توجه مديران قرار گيرد و بر اساس (مديريت بر مبناي استثنا ) اين موارد غير عادي و غير معمول ، مورد بررسي و تحليل بيشتري و دقيق تر قرا مي گيرد و با توجه ويژه و تاکيده بيشتري به اين موارد ، دلايل بروز چنين انحرافاتي تجربه و تحليل مي شود و عمليات شرکت به نحو موثرتري ، کنترل ميشود
گزارش هاي عملکرد از رده هاي پايين سازمان شروع و تا بالا ترين رده ادامه
مي يابد فرايند گزارشگري عملکرد موجب مي شود در مديران و کارکنان رده هاي مختلف شرکت ، ايجاد انگيزه شود و آنها با برنامه ريزي و دقت و تلاش بيشتري ، موجبات بهبود عملکرد خود و در نهايت کل مجموعه را فراهم آورند